
دامپزشکی ایران در مسیر فرسایش حرفهای
دکتر گودرز صادقی هشجین
استاد فارماکولوژی دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران
وقتی در دانشکده داروسازی دانشگاه اوترخت دوره دکترای تخصصی خود را میگذراندم، مدتی برای پیدا کردن خانه اجارهای با مشکل روبه رو بودم. روزی رئیس دپارتمان، پروفسور نیکامپ، از من پرسید هنگام معرفی خود به صاحبان خانه یا مشاوران املاک چه عنوانی به کار میبرم. پاسخ دادم که خود را AIO معرفی میکنم؛ عنوانی که در هلند برای دستیاران پژوهشی و دانشجویان دوره دکتری به کار میرود. او پیشنهاد کرد به جای آن، خود را دامپزشک معرفی کنم. استدلالش این بود که عنوان دامپزشک در جامعه هلند، هم از نظر جایگاه حرفهای و هم از نظر برداشت عمومی از ثبات اقتصادی، اعتباری قابل توجه دارد. البته من در آن کشور مجوز اشتغال بالینی به عنوان دامپزشک نداشتم، اما از نظر تحصیلات و هویت حرفهای، دامپزشک محسوب میشدم. توصیه او در عمل نیز موثر واقع شد؛ هرگاه خود را دامپزشک معرفی میکردم، واکنش افراد آشکارا محترمانهتر و همراه با نوعی اعتماد و تحسین بود. جمله طنزآمیز دیگری هم از او به یاد دارم که میگفت بسیاری از دانشجویان دکتری یا معدود شیفتگان واقعی علماند یا فراوان افراد کمتوانی که چند سال زندگی کم درآمد دانشگاهی را به بازار کار دور از دسترس خود ترجیح دادهاند. فارغ از اغراق و شوخی نهفته در این تعبیر، نکته اصلی او برای من روشن بود: در ذهن بخش قابل توجهی از جامعه، عنوان حرفهای دامپزشک هویتی مستقل، معتبر و شناخته شده داشت.
این تجربه شخصی را می توان در بستر ساختار آموزش دامپزشکی در هلند بهتر فهمید. هلند کشوری است که با وجود وسعت و جمعیت نسبتاً محدود، در کشاورزی پیشرفته، دامپروری، صنایع غذایی، علوم زیستی، فناوری و تجارت بینالمللی جایگاهی بسیار مهم دارد. در چنین اقتصادی، سلامت حیوانات صرفاً موضوعی مربوط به حیوانات خانگی نیست، بلکه مستقیماً با امنیت غذایی، سلامت عمومی، بیماریهای مشترک انسان و حیوان، صادرات محصولات دامی و پایداری بخش کشاورزی پیوند دارد. از همین رو، نقش دامپزشک در این کشور ماهیتی فراتر از درمان فردی حیوانات پیدا میکند و بخشی از زیرساخت سلامت و اقتصاد ملی به شمار میرود. در عین حال، آموزش دامپزشکی در هلند به شکلی بسیار متمرکز سازمان یافته است. دانشکده دامپزشکی دانشگاه اوترخت تنها موسسه در هلند است که دانشجویان را برای اشتغال به عنوان دامپزشک تربیت می کند و بیش از دویست سال است که این جایگاه منحصر به فرد را در کشور دارد. این دانشکده علاوه بر آموزش، یک مرکز ملی دانش دامپزشکی، پژوهش و مراقبت تخصصی محسوب می شود و فعالیت آن حوزه های سلامت حیوان، سلامت انسان، محیط زیست و مفهوم One Health را به یکدیگر پیوند می دهد.
ورود به رشته دامپزشکی نیز آزاد و نامحدود نیست. برنامه کارشناسی دامپزشکی دانشگاه اوترخت از نوع numerus fixus است؛ یعنی ظرفیت پذیرش سالانه آن از پیش محدود میشود و متقاضیان باید در یک فرایند انتخابی شرکت کنند. برای سال تحصیلی جاری، دانشگاه ظرفیت پذیرش را 225 نفر اعلام کرده است. چنین سازوکاری طبیعتاً باعث می شود ورود به این حرفه رقابتی باقی بماند و میان ظرفیت آموزشی، امکانات بالینی و نیاز واقعی بازار کار نوعی توازن برقرار شود. بنابراین، بهتر است جایگاه اجتماعی دامپزشکان در هلند را نه صرفاً حاصل یک تصور فرهنگی، بلکه نتیجه مجموعهای از عوامل ساختاری دانست: آموزش دانشگاهی طولانی و محدود، مسئولیت بالینی و قانونی، نقش مستقیم در سلامت عمومی و ایمنی غذایی، ارتباط نزدیک با بخش قدرتمند کشاورزی و دامپروری، و نیز انحصار آموزش دامپزشکی در یک مرکز دانشگاهی معتبر. دانشگاه اوترخت گزارش میکند که تقریباً همه فارغ التحصیلان این رشته ظرف یک سال شغل پیدا می کنند؛ نشانه ای از آنکه این آموزش تخصصی با تقاضای واقعی بازار کار پیوند محکمی دارد.
به همین دلیل، خاطره ای که در آغاز نقل کردم برای من صرفاً یک اتفاق شخصی نبود. آن تجربه در مقیاسی کوچک بازتاب واقعیتی بزرگتر بود: در جامعهای مانند هلند، عنوان دامپزشک حامل مجموعهای از معانی اجتماعی است؛ تخصص، مسئولیت، تحصیلات دشوار، قابلیت اعتماد و برخورداری از یک حرفه مشخص. همین زمینه میتواند توضیح دهد که چرا دامپزشکی در بسیاری از کشورهای اروپایی، علاوه بر شأن علمی و حرفهای، از اعتبار اجتماعی و موقعیت اقتصادی بالاتر از متوسط جامعه برخوردار است.
به طور کلی، دامپزشکی در اروپا یک حرفه تخصصی، دانشگاهی و دارای جایگاه اجتماعی نسبتاً بالا محسوب میشود. این جایگاه صرفاً به دلیل کار بالینی با حیوانات نیست؛ دامپزشکان در حوزههایی مانند سلامت عمومی، ایمنی مواد غذایی، کنترل بیماریهای مشترک انسان و حیوان، رفاه حیوانات، پژوهش و خدمات دولتی نیز نقش دارند. ساختار حرفه نیز رسمی و قانونمند است؛ گزارش 2026 فدراسیون دامپزشکان اروپا نشان میدهد که دامپزشکی در کشورهای اروپایی یک حرفه دارای مقررات و نظارت قانونی است و نهادهای قانونی بر صدور مجوز، استانداردهای حرفهای، رفتار حرفهای و آموزش مداوم نظارت میکنند. این سطح از مسئولیت و نظارت حرفهای، یکی از عوامل مهم اعتبار اجتماعی این شغل است.
از نظر اقتصادی نیز دامپزشکان به طور کلی در بخش بالاتر توزیع درآمد قرار میگیرند، هرچند تفاوت بین کشورها بسیار زیاد است. در VetSurvey 2023 فدراسیون دامپزشکان اروپا، متوسط درآمد سالانه دامپزشکان حدود 48 هزار یورو گزارش شده است. برای مقایسه، Eurostat متوسط حقوق سالانه تعدیل شده برای کارکنان تمام وقت در اتحادیه اروپا را در سال 2023 حدود 37.8 هزار یورو و در سال 2024 حدود 39.8 هزار یورو گزارش کرده است. بنابراین در مقیاس کلی اروپا، درآمد دامپزشکان بالاتر از متوسط حقوق کارکنان است، هرچند این مقایسه کاملاً همسان نیست زیرا پوشش جغرافیایی و روش جمع آوری دادهها متفاوت است.
درآمد با تجربه، محل کار و نوع فعالیت افزایش قابل توجهی پیدا میکند. طبق همان نظرسنجی، دامپزشکان بالای 40 سال میانه درآمدی حدود 60 هزار یورو داشتند و 38 درصد آنها بیش از 70 هزار یورو در سال درآمد داشتند. دامپزشکان شاغل در مراکز بزرگتر، پژوهش، آموزش و بخش دولتی نیز در برخی موارد درآمد بالاتری گزارش کردهاند. در عین حال، تفاوت جغرافیایی چشمگیر است؛ درآمد سالانه در کشورهای پردرآمدی مانند سوئیس و ایرلند بیش از 85 هزار یورو گزارش شده، در حالی که در بعضی کشورهای اروپای شرقی بسیار کمتر است. از نظر رضایت حرفهای نیز تصویر نسبتاً مثبت ولی بدون چالش است. در VetSurvey 2023 دامپزشکان انتخاب حرفه خود را به طور متوسط 7 از 10 ارزیابی کردند. بنابراین میتوان گفت دامپزشکی در اروپا حرفهای با اعتبار اجتماعی بالا، درآمد عموماً بالاتر از متوسط جامعه و هویت حرفهای قوی است.
اگر امروز بخواهیم از آینده دامپزشکی ایران صیانت کنیم، باید با صراحت بپذیریم که افزایش بی ضابطه تعداد دانشکدهها و ظرفیت پذیرش دانشجو، بدون تناسب با نیاز واقعی کشور و ظرفیت بازار کار، میتواند به یکی از جدیترین تهدیدهای این حرفه تبدیل شود. انباشت فارغالتحصیلانی که امکان اشتغال متناسب با دانش و مسئولیت حرفهای خود را نمییابند، به تدریج هم درآمد، هم انگیزه و هم منزلت اجتماعی دامپزشکی را فرسوده میکند. از مسئولان محترم آموزشی و حرفهای انتظار میرود پیش از آنکه این روند آسیبهای عمیقتری برجای بگذارد، سیاست پذیرش دانشجو، کیفیت آموزش و نیاز واقعی بازار کار را با شجاعت و بر پایه شواهد بازنگری کنند. حفظ اعتبار دامپزشکی، پیش از هر چیز، نیازمند حفظ کیفیت و تناسب عرضه نیروی حرفهای با نیاز جامعه است.
سلام و احترام
این مدل نه اندازه تقاضا را مشخص میتونه بکنه و نه ظرفیت بهینه آموزش رو جناب دکتر، اگر اقدامی در سیاست ها بشه آخرین حلقه کوچک سازی دانشکده ها و کاهش جذب دانشجو است، آن هم در شرایطی که آینده پژوهشیش انجام شده باشه و ما بتونیم برای حداقل 10 سال آینده رو بتونیم پیشبینی کنیم
من منطق بحث رو کامل باز نکردم چون فکر کردم جامعه میدونه روی چه استدلالی ایستادم. بحث فقط ظرفیت داخلی نیست، من معتقدم با توجه به بازار بینالمللی و ظرفیت های وزارت خارجه، ما حتی می تونیم دامپزشک هم صادر کنیم.
ضمن اینکه آمار اعضای نظام دامپزشکی رو نباید مساوی تعداد DVM گرفت چون بخش قابل توجهی از اعضا سایر رده ها هستند.
هلندی ما خیلی خوب نیست، ولی کلمات رو میشه تقریبا حدس زد، حالا اصل ماجرااینه که هلند روی 225 سیت قفل نکرده. همین سال در پارلمان Motie 1466 تصویب شده که دولت با اوترخت درباره افزایش ظرفیت دامپزشکی مذاکره کنه و در صورت نیاز حمایت کنه دولت هم oordeel kamer داده و گفته، ما با دانشکده وارد گفت وگو میشیم
حالا از طرفی دوره مستر قبلا از 190 به 240 افزایش پیدا کرده یعنی وقتی نیاز دیده، ظرفیت رو بالا برده. پس 225 یک عدد مقدس برای حفظ شأن حرفه نیست.
اینکه در ایران بگیم دامپزشک زیاده ممکنه در بعضی بخش ها درست باشه، ولی برای کاهش ظرفیت باید اول نیازسنجی و آینده پژوهی واقعی داشته باشیم نه اینکه فقط عدد 225 اوترخت یا سیاستشون رو با ایران مقایسه کنیم ضمن اینکه اوترخت خودش هم محدودیت مالی و زیرساختی داره و برای افزایش ظرفیت نیاز به حمایت مطرح کرده
تمام صحبت بنده هم این بود که اول باید سیاست ها رو ترمیم کنیم بعد بررسی کنیم ظرفیت بهینه ایران دقیقا چقدره و این عدد اصلا بر اساس کدوم مدل عرضه و تقاضا تعیین میشه. این بررسی لازمه ولی به نظرم باید آخرین حلقه باشه نه اولین حلقه.