
حکیم مهر: تاریخ دامپزشکی در خراسان جنوبی تنها به درمان بیماری دامها محدود نمیشود؛ از روشهای سنتی و باورهای عامیانه درباره درمان حیوانات گرفته تا ورود نخستین دامپزشکان و تکنسینهای آموزشدیده از ارتش، مسیری طولانی طی شده است تا بعد از گذر عصر بیطارها، دامپزشکی نوین در این خطه شکل بگیرد.
به گزارش حکیم مهر به نقل از ایرنا، دامپزشکی سنتی سابقهای به قدمت اهلی شدن حیوانات دارد. انسان از همان روزهایی که حیوانات را به خدمت گرفت، ناگزیر شد برای حفظ سلامت و درمان آنها نیز راههایی بیابد؛ راههایی که بخشی از آنها بر تجربه نسلها و بخشی دیگر بر باورها و برداشتهای عامیانه استوار بود.
اصطلاح «دامپزشکی سنتی» یا «دامپزشکی قومی» نیز برای مجموعه روشهایی به کار میرود که پیش از رواج داروها و روشهای نوین درمانی برای پیشگیری و درمان بیماریهای حیوانات مورد استفاده قرار میگرفت.
در ایران نیز بیطاری، پیشینهای طولانی دارد و در نهایت با شکلگیری تشکیلات رسمی دامپزشکی، جای خود را به دانش نوین دامپزشکی داد. واژه «دامپزشک» نیز در سال ۱۳۱۶ شمسی از سوی فرهنگستان به جای «بیطار» تصویب شد.
از نمد داغ تا قطران؛ درمانهای سنتی دامها
در گذشته، دامداران بیرجند و مناطق پیرامونی برای درمان بیماریهای مختلف دامها از روشهایی استفاده میکردند که امروز بخشی از تاریخ و فرهنگ دامداری منطقه به شمار میرود.
برای نمونه، شتر که از دامهای مهم مناطق کویری و بیابانی خراسان جنوبی بود، در معرض بیماریهایی همچون جرب، زخمهای ناشی از جهاز و بیماریهای تنفسی قرار داشت.
یکی از روشهای سنتی برای درمان زکام شتر، استفاده از نمد گرم بود. نمد را در آب داغ فرو میبردند و پس از کاهش حرارت، بینی حیوان را با آن مالش میدادند. سپس با وارد کردن انگشت به داخل بینی، تلاش میکردند شتر عطسه کند و با خروج خون، راه تنفسی آن باز شود؛ اگر این روش نتیجه نمیداد، گاه بینی حیوان را داغ میکردند.
برای درمان برخی بیماریهای تنفسی شتر نیز روشهایی مانند ریختن پیاز پخته و تخممرغ خام در گلوی حیوان مورد استفاده قرار میگرفت.
قطران، سقز و روغن منداب نیز از موادی بود که دامداران برای چرب کردن بدن شتر و مقابله با برخی مشکلات پوستی و زخمها به کار میبردند.
«کلهای آب ترش» برای درمان کنه گاو
درمان سنتی بیماریهای پوستی دامها نیز در منطقه رواج داشت. برای مقابله با جرب و کنه گاو و گاومیش، دامها را در استخرهای آب گرم معدنی شستوشو میدادند. در خراسان جنوبی نیز «کلهای آب ترش» از جمله روشهای محلی مورد استفاده برای درمان مشکلات پوستی دامها بود.
برخی روشهای سنتی حتی برای درمان بیماریهای چشمی اسب به کار گرفته میشد و موادی مانند سرگین و صفرا در ترکیبات درمانی قرار میگرفت. همچنین روشهایی مانند داغ کردن، خونگیری، رگ زدن، حجامت، شکستهبندی، بیحرکت کردن عضو آسیبدیده و برخی اعمال جراحی سنتی، میان درمان انسان و دام مشترک بود.
وقتی شانه گوسفند نقشه راه میشد
در جامعه سنتی خراسان جنوبی، باورهایی مانند «شانهبینی» نیز جایگاهی داشت. این شیوه بیشتر در قالب انتقال تجربه میان چوپانان جوان و شبانان سالخورده رواج داشت.
از خطوط روی استخوان شانه گوسفند برای تفسیر موضوعاتی مانند مسیر راه و کاروان، وضعیت دشت و کوه، شرایط منطقه، احتمال حضور دزدان، نحوه برخورد با کدخدا، و حتی وضعیت رمه در برف و باران برداشتهایی میشد.
این باورها و روشهای پیشگویی بخشی از فرهنگ عامه منطقه بوده و در برخی منابع تاریخی نیز به آنها اشاره شده است.
چرا گوش و دم سگهای گله را میبریدند؟
در دامپزشکی سنتی منطقه، قطع گوش و دم سگهای گله نیز رواج داشت زیرا دامداران معتقد بودند در درگیری سگ گله با گرگ و کفتار، گوش و دم از آسیبپذیرترین اندامهای سگ است و ممکن است در چنگ حیوان مهاجم گرفتار شود. به همین دلیل با قطع این اندامها تلاش میکردند نقطه ضعف سگ را از بین ببرند.
در کنار این دلیل، باور دیگری نیز وجود داشت که بر اساس آن، سگهایی که گوش و دم آنها بریده میشد، باهوشتر و درندهتر میشدند. به سگهایی که گوش و دمشان قطع نمیشد نیز «سگ یل» یا «یله» میگفتند.
از اداره بیطاری تا نظارت بر کشتارگاهها
با گسترش تشکیلات دولتی در دوره قاجار، دامپزشکی نیز به تدریج از شکل سنتی فاصله گرفت، در دوران ناصرالدین شاه، وزارتخانهای با عنوان «فواید عامه» شکل گرفت و اداره بیطاری از دل این تشکیلات پدیدار شد؛ ساختاری که بعدها به یکی از پایههای تشکیلات دامپزشکی کشور تبدیل شد.
یکی از وظایف مهم این اداره، نظارت بر کشتارگاهها بود. کشتارگاهها به خارج از شهر منتقل شدند و پس از ذبح دام، لاشهها با اسب و الاغ به قصابیها منتقل میشد. حتی موضوع قربانی کردن دام نیز به کشتارگاهها منتقل شد تا از نظر بهداشتی ساماندهی شود.
ورود دامپزشکی نوین به بیرجند از مسیر ارتش
دامپزشکی مدرن در جهان در مدرسه دامپزشکی لیون فرانسه و در سال ۱۷۶۲ میلادی پایهگذاری شد، در ایران نیز در دوره فتحعلیشاه، ژنرال ترزل، افسر دامپزشک، همراه ژنرال گاردن در سال ۱۸۰۹ میلادی برابر با ۱۲۲۴ قمری وارد ایران شد.
اما در بیرجند، شکلگیری دامپزشکی نوین بیش از هر چیز با ورود دامپزشکان و تکنسینهای آموزشدیده ایرانی و فعالیتهای ارتش پیوند خورد.
پس از تشکیل هنگ پانزدهم سوار در بیرجند، برای مراقبت بهداشتی و درمانی اسبهای این هنگ، یک واحد دامپزشکی در مجموعه ارتش شکل گرفت. این واحد در ابتدا توسط بیطارهای سنتی اداره میشد، اما به تدریج نیروهای آموزشدیده جایگزین روشهای سنتی شدند.
یکی از نخستین تکنسینهای آموزشدیده که در این واحد به کار گرفته شد، «کوچکخان دُمبَلی» بود.
برهان سلیمانی نراقی؛ از نخستین دامپزشکان بیرجندی
»برهان سلیمانی نراقی» از فرزندان احمد سلیمانی، از مدیران شوکتیه، از نخستین دامپزشکان بیرجندی معرفی شده است.
در واحد دامپزشکی ارتش بیرجند نیز «دکتر روحیپور» به عنوان نخستین دامپزشک بیرجندی این واحد شناخته میشود. فعالیت او تنها به اسبهای ارتش محدود نبود و برای دامداران و مردم عادی نیز خدمات درمانی ارائه میکرد.
پس از وی، «ملک محمدرحیمپور» به عنوان دامپزشک و مسئول بیطاری ارتش بیرجند فعالیت کرد و تا سالهای پایانی حضور سوارهنظام و اسبها در ارتش بیرجند در این مسئولیت باقی ماند.
دامپزشکی از پادگان به میان مردم آمد
پس از فعالیت دامپزشکان در ارتش، دامپزشکی به تدریج از محدوده پادگانها فراتر رفت و خدمات آن در اختیار دامداران و مردم منطقه قرار گرفت. »حسین رجومی» از نخستین دامپزشکانی بود که خارج از ساختار ارتش، برای مدت طولانی در بیرجند به فعالیت پرداخت. همچنین افرادی همچون تبریزی، کمیلی، کاردان و مرحوم محمودی از جمله دامپزشکانی بودند که پیش از انقلاب در منطقه فعالیت داشتند.
در این میان، «عنایتالله وجدانی» نیز مسئولیت مبارزه با بیماریهای مشترک انسان و دام و مالاریا در بیرجند را بر عهده داشت.
«دکتر سیدحمید موسوی» نیز از دامپزشکان فعال بیرجندی، پژوهشگر و فعال فرهنگی بود که در کنار فعالیتهای علمی و حرفهای، به عنوان گاودار نمونه منطقه نیز شناخته شد.
دامپزشکی امروز؛ فراتر از درمان دام
دامپزشک امروز تنها پزشک حیوانات نیست. نقش دامپزشکی در حفظ سلامت عمومی جامعه، کنترل بیماریهای مشترک انسان و حیوان، نظارت بر کشتارگاهها، سلامت فرآوردههای خام دامی و نگهداری و تولید پروتئین حیوانی، جایگاهی فراتر از درمان یک حیوان بیمار به آن بخشیده است.
حوزه فعالیت دامپزشکان حتی از حیوانات اهلی نیز فراتر رفته و درمان و مراقبت از حیوانات وحشی در باغوحشها و مناطق حفاظتشده را نیز شامل میشود.
در خراسان جنوبی نیز دامپزشکی از تجربههای سنتی دامداران به شبکهای از خدمات تخصصی رسیده است؛ بهگونهای که علاوه بر مراکز فعال در بیرجند، در شهرستانهایی همچون درمیان،قاینات،طبس،نهبندان،بشرویه، زیرکوه،خوسف، فردوس، سربیشه و سرایان نیز مراکز مرتبط با خدمات دامپزشکی فعالیت دارند.
روایت دامپزشکی در بیرجند، در واقع بخشی از تاریخ تحول زندگی مردم منطقه است؛ روایتی که از نمد گرم و قطران و باورهای عامیانه آغاز میشود و به تکنسینهای آموزشدیده، پزشکان متخصص، داروخانههای دامپزشکی و نظام نوین کنترل بیماریهای دام و انسان میرسد.
این روایت بر اساس مطالب کتاب «تاریخ پزشکی بیرجند» اثر مرحوم دکترسیدمحمدعلی حافظی، پزشک بیرجندی، تنظیم شده است؛ کتابی که علاوه بر تاریخ پزشکی، گوشههایی از فرهنگ و باورهای مردم منطقه درباره حیوانات و دامداری را نیز ثبت کرده است.
