
ما دیگر «روز دامپزشکی» نمیخواهیم؛ ما تغییر واقعی میخواهیم!
دکتر جواد شایانخواه
به پایان هفته دامپزشکی رسیدیم؛ تبریکها منتشر شده، عکسها گرفته شده و سخنرانیها به پایان رسید و تعریف و تمجیدهای مسئولین از بالای سن در جایگاه سخنرانیها از همدیگر به اتمام رسید و بعضا در برخی استانها بنا بر دلایلی تا آخرین لحظه نوشتن این مقاله برگزار نشد. اما امروز، یک تماس تلفنی مرا از سالنهای مراسم روز دامپزشکی به دامنه کوه برد؛ جایی که دوستی قدیمی میخواست غمهای یک سال کارش را در آنجا دفن کند.
زنگ زده بودم احوالش را بپرسم. او واقعا دامپزشک مطالبهگر است؛ او داشت در هفته دامپزشکی با دوست صمیمیاش راهی طبیعت در دامنه کوه و جنگل میشد. پرسیدم: «مراسم روز دامپزشکی نمیروی؟» خندید؛ خندهای که شادی نداشت که بیشتر پوزخندی بود که گفت: «هر سال این روزها میروم کوه. غمهای یکساله کارم را همانجا قبر میکنم.»
بعد تن صدایش بالا رفت گویی که حس کردم دارد فریاد میزند. دیگر احوالپرسی نبود؛ درد بود که راهش را از پشت تلفن پیدا کرده بود و من را قابل درد دل دیده بود.
گفت: «چرا باید وزارت نیرو برای کلینیک و داروخانه من تعرفه برق آن را مثل واحد صنعتی و تجاری محاسبه کرده است؟ مصرف واحد متوسط من از بعضی خانهها کمتر است. چرا تعرفه عمومی نباشد؟ اصلاً چه کسی پیگیر است؟ کدام سازمان که من بابت عضویت در آن یا تعرفه یا اخذ پروانه و... مبالغی دریافت کرده است الان زمانش است از من دفاع کند و پیگیر مسایل اعضای خود باشد.»
پرسشش فقط درباره قبض برق نبود؛ درباره حرفه و شغلی بود که هنگام تبریک، حافظ سلامت خوانده میشود و هنگام محاسبه هزینهها، انتظار دارد ماهیت خدماتش هم دیده شود. بررسی تعرفه، اعلام مبنای قانونی و پاسخ روشن، مطالبه پیچیدهای نیست.
از مالیات گفت؛ از درآمدی که ثبت میشود و هزینههایی که احساس میکند دیده نمیشوند. با تلخی، مالیات دامپزشک را با بوتیکداری مقایسه کرد که به ادعای او، کالای قاچاق میفروشد و از مالیات میگریزد. این ادعای او بدون سند قابل تعمیم نیست؛ اما پرسش عدالت مالیاتی را نمیشود کنار گذاشت: درآمد واقعی، هزینههای مستند و امکان اعتراض، چقدر در رسیدگیها وزن دارند؟
بعد رسید به بتنهای نیوجرسی مقابل واحد های دامپزشکی از بیمارستانها گرفته تا داروخانهها و کلینیکها و...: «چرا با ما مثل متخلف برخورد میکنند؟» شهرداری باید درباره مبنای قانونی اقدام، اخطار و مسیر اعتراض پاسخ بدهد. اختلاف اداری را نمیتوان فقط با مانعی بتنی توضیح داد.
این فقط دیگ بحث نیوجرسی نیست. نمادی از از موانعی است که سالها مقابل فعالیت حرفهای دامپزشکی قرار گرفته است.
اما زخم عمیقتر، زخمهای مسئولین فنی و بهداشتی بود.
گفت: «سالها مسئولیت بهداشتی روی دوشمان است، ولی برای حقوقمان باید گردن کج کنیم؛ با هزار منت، تأخیر و گاهی درخواست نابجا؛ پس اجرای ماده ۱۹ آییننامه نظارتی و بهداشتی کجاست!»
اینجا مسئله از معیشت عبور میکند: ناظر، مزدش را از کسی میگیرد که باید بر کارش نظارت کند. وقتی ایستادن مقابل تخلف احتمالی میتواند دریافت حقوق را دشوار کند و خوش پر از تعارض منافع است، و استقلال حرفهای چگونه حفظ میشود؟ مسئولان باید سازوکار پرداخت مستقل، حمایت از گزارشدهنده و زمان اجرای آن را روشن کنند.
دوستم گفت: «همه مسئولین از امنیت غذایی حرف میزنند؛ و این در حالی است اگر دامپزشک نباشد، نه امنیت غذایی هست، و نه روز دامپزشکی!»
من نخواستم این مقاله و روایت را بنویسم و همیشه در خبرها باشم؛ نمیخواستم نامم برای مخاطب تکراری و خستهکننده شود. اما اینبار ناچار شدم؛ چون از من خواسته شد بنویسم، نه بهعنوان نویسنده، بلکه بهعنوان انسانی دغدغهمند. نمیتوانستم این حرفها را بشنوم و فقط تبریک بگویم.
ایشان از من درخواست کرد که رسانهها، بلندگوی رسای دامپزشکان باشد. یاد جمله مدیر یکی از بزرگترین واحدهای دامی افتادم: «شما رسانهایها خودتان حرف میزنید و فقط صدای خودتان را میشنوید؛ مسئولان گوش شنوا ندارند.»
تلخی این جمله، فقط بیپاسخماندن نیست؛ فرسودن امید به اصلاح است.
اینبار پاسخ، نام نهاد پیگیر و مهلت مشخص میخواهیم؛ نتیجهای که بتوان سنجید، نه وعدهای برای مراسم سالهای بعد.
شما دامپزشکان و سایر ردهها بگویید: کدام زخم باید اول درمان شود؟ چرا صدایمان یکی نشده؟ رسانه مطالبهتان را دنبال کرده یا فقط منتشر کرده است؟ و شما مسئولان: چه تغییری ایجاد میکنید که آن دامپزشک سال آینده برای دفن غمهایش به کوه نرود؟
اون دامپزشک داخل راه کوه من بودم با داد و فریاد
|
چرا تو بایستی هر چیزی را به خودت ربط بدی اگر قرار بود اسمی از شما ببره که توی مقاله اش می برد زشته این حرکت ها
|
بچه ارزو داره چرا مزاحمش میشی معروف بشه
|
درود به دامپزشک صدیق صابرخان طالب حسینی
سال 76 که کنکور دادم 3 رشته قبول شدم سراسرس دبیری زیست دانشگاه اصفهان دانشگاه آزاد پروتز دندان تهران ومیکروبیولوژی و دکتری دامپزشکی که متاسفانه وارد رشته دامپزشکی آزادشدم یکی از بچه های کلینیسین بهم گفت تا دیر نشده برو یه رشته دیگه که دیر شده بود اون کلینیسین می گفت توی کشوری که جان آدم ها اینقدر بی ارزشه دامپزشکی دیگه که واویلا این مطالب را نوشتم دانشجوهای جدیدالورود به فکر آینده خودشان باشن از ما که گذشت .
چرا ما دامپزشکان به جای وحدت و همفکری و...جهت پیگیری مطالبات صنفی و ایجاد یک صنف قوی همش به جون هم میفتیم به خدا کار درستی نیست کارمون شده تخریب و توهین به همدیگه واقعا از ماست که بر ماست
«متن قابل تأملی بود. به نظرم مسئله فقط تغییر نام یک روز نیست، بلکه توجه به دغدغهها، مطالبات و جایگاه واقعی دامپزشکان در جامعه است. ارزش هر مناسبت به اندازه توجهی است که به مسائل و مشکلات آن حرفه میشود. امیدوارم این بحثها بهجای باقی ماندن در حد حرف، زمینهساز تغییرات مؤثر و بهبود شرایط جامعه دامپزشکی شود. 🌱»
بعضیا بهجای اینکه دردِ حرف رو بفهمن، به خودِ حرف گیر میدن! 💔 وقتی یک دامپزشک از روزی که به نام حرفهاش ثبت شده دلگیره، جای قضاوت و حرفهای بیربط، باید دلیل این دلزدگی رو فهمید. قرار نیست همه باهاش موافق باشن، اما حداقل میتونن قبل از قضاوت، منصف باشن.
وقتی تخصص نادیده گرفته میشه هم حقوق متخصصان پایمال میشه و هم سلامت جامعه به خطر می افته احترام یه تخصص احترام به قانونه
مشکل ما نظام دامپزشکی هست. حق عضویت نجومی اما انجام وظیفه=صفر
|
دقیقا به بحث خدمات میرسه همه چیز سر ما اعضا شکسته میشه
وقتی قانون در برابر تخلف سکوت کند هزینه آنرا متخصص میپردازد هم جامعه
خسته نباشید جناب آقای دکتر شایان
|
خواستگاری دندانپزشکه چی شد؟
روز دامپزشک زمانی معنا پیدا میکنه که قدر دانی از این قشر از حرف به عمل تبدیل بشه و شان واقعی دامپزشکان ،امنیت شغلی،در آمد متناسب با مسئولیت ،حمایت قانونی و نقش اونها در سلامت جامعه جدی گرفته بشه
صنف دامپزشکی استان ما هم ما تمام تلاشمان را کردیم که ریس هر ساله ریس نشود به امید تغییر اما متاسفانه ریس جدید را که از دوستان خودمان بود اولین اقداماتش عقده گشایی بود و شروع کرد به شکایت کردن از خودمون، هر روز از شیکه و اداره کل با یک نامه شکایت از ریس صنف جهت بازدیدمان میاند/ اما ما چه انتظاری داشتیم که مثلا همین موارد مطروح شده در این خبر را کار کند و مشکلی از مشکلات صنف بردارد.
زمانش رسیده فکرمون رو نسبت به هم و مشکلات بخش خصوصی جدیدتر کنیم جز کسی جز خودمون کسی دادرس ما نیست
|
دقیقا خواهش میکنم از حکیم مهر مسایل صنفی رو ببیشتر پیگیری کنه
سلام
قلم و نویسندگی باید آزاد باشد، اما آزادی بدون مسئولیت اخلاق حرفهای و احترام به تعهدات معنا نداره
پرسش اینجاست دوست عزیز آیا همکاری با یک رسانه باید دریچههای اندیشه اون فرد را ببندد یا میتوان در چند رسانه نوشت و همچنان مستقل، متعهد و حرفهای ماند؟ این سؤال مخاطبان دانا و خوانندگان باهوش و با شخصیت حکیم مهر تشخیص خواهند داد و جواب خواهند داد و سر از ناسره را خواهند فهمید و الاعمال به نیات
کاشکی چندتا از این عزیزان بیشتر بودند و هستند خیلی از این خوبان و چه فرقی داره چه رسانه ای چه دیدگاهی و چه جناحی و چه ....اصل دفاع از اصول و اساس دامپزشکی است و بس که به این حال و روز افتاده و تن برخی افراد هنوز گرم است و نمیدوند در کما هستند و و در یک زندگی نباتی شغلی و....
بیایید یه خورد باهم مهربان تر باشیم و دست در دست هم برا پیشرفت و عزت دامپزشکی قدم برداریم .موفق باشید یاعلی مدد
همیشه سعی کنیم حرف را نقد کنید، نه صاحب حرف را
وقتی بهجای نقد حرفهای یک نفر به عنوان نویسنده یا تحلیل گر یا...، به محل فعالیت و عنوان او میپردازیمآیا از پاسخدادن به اصل حرفش فرار نکردهایم!!؟ قلم و نویسندگی را را با استدلال نقد کنید، نه با برچسبزدن به صاحب آن هیچ رسانهای مالک اندیشه یک انسان نیست انسان موجودی آزاد است
قلم کارشناسی را باید نشر داد
صنف مفتهردامپزشکی وجود دارد اعتلای ان مهم است هرشخصی گامی بردارند حتی با قلم باید تقدیرشود
من بارها انتقاد کردم حکیم مهر نشر داد
بارها از من انتقاد شد نشر داد
همین دوست عزیز از بنده انتقاد کرد که موضعم چیست در حکیم مهر توضیح دادم
رسانه گوش شنوای منتقدان است وانرا به نحو درست نشر میدهد