صفحه خبر (ویژه چپ)
کد خبر: ۸۷۳۳۴
تعداد نظرات: ۱۲ نظر
گفت‌وگوی حکیم مهر با «دکتر شاهین فکور» دانشیار دانشکده دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی کردستان:

دانش، مهارت و شخصیت؛ سه حلقه‌ای که باید در آموزش دامپزشکی کامل شوند

من احساس می‌کنم در آموزش دامپزشکی، بخش Skill یا مهارت، آن‌طور که باید مورد توجه قرار نگرفته است؛ هم از نظر تعداد و تنوع آموزش‌های عملی و هم از نظر فضا و امکاناتی که برای ایجاد مهارت در اختیار دانشجو قرار می‌گیرد...

حکیم مهر- ارشیا دوستی، عضو سرویس دانشجویی حکیم مهر: «دکتر شاهین فکور»، متخصص بیماری‌های داخلی دام‌های بزرگ و دانشیار دانشکده دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی کردستان، در گفت‌وگو با حکیم مهر از تجربه سه دهه فعالیت در حوزه‌های آموزش، پژوهش و مدیریت دانشگاهی و چالش‌های آموزش دامپزشکی می‌گوید.

حکیم مهر: خودتان را کمی معرفی می‌کنید؟

من شاهین فکور هستم، متولد سنندج. سال ۱۳۶۴ دیپلمم را در سنندج گرفتم. سال ۱۳۶۵ در رشته دکترای حرفه‌ای دامپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شدم و سال ۱۳۷۱ فارغ‌التحصیل شدم. از ۱۲ ترم تحصیلی، در ۸ ترم رتبه اول کلاس را داشتم و در سایر ترم‌ها هم جزو نفرات برتر بودم. در نهایت هم سال ۷۱ به‌عنوان رتبه دوم دانشکده فارغ‌التحصیل شدم. پس از فارغ‌التحصیلی، مدت کوتاهی در شبکه دامپزشکی استان کردستان کار کردم، ولی خیلی زود متوجه شدم که بیشتر به کار تحقیقاتی علاقه دارم. به همین دلیل وارد دانشگاه شدم و به عضویت هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی کردستان درآمدم. سال ۱۳۷۷ هم به‌عنوان رتبه اول وارد دوره رزیدنتی بیماری‌های داخلی دام‌های بزرگ در دانشگاه تهران شدم و سال ۱۳۸۱ به‌عنوان رتبه اول این رشته فارغ‌التحصیل شدم. در آزمون بورد تخصصی سال ۱۳۸۰ هم رتبه اول را کسب کردم. در حال حاضر دانشیار پایه ۳۷ دانشکده دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کردستان هستم و تقریباً ۳۰ سال است که در حوزه دامپزشکی و دانشگاه فعالیت می‌کنم.

در این سال‌ها مسئولیت‌های مختلفی هم داشته‌ام؛ از مدیرگروهی تکنولوژی تولیدات دامی، مدیر گروهی دامپزشکی کاردانی و علوم آزمایشگاهی دامپزشکی گرفته تا ریاست مجتمع آموزش و تحقیقات کشاورزی و دامپروری، معاونت آموزشی و معاونت دانشجویی. از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۱ هم رئیس دانشگاه آزاد اسلامی کردستان بودم و از سال ۱۳۹۲ تا ۱۳۹۴ ریاست دانشگاه علوم و تحقیقات کردستان را بر عهده داشتم و نیز بین سال­های ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴ سرپرست دانشگاه علمی کاربردی استان کردستان بودم. در حوزه پژوهش هم همیشه سعی کردم در کنار کار آموزشی، فعالیت علمی داشته باشم و در کنگره‌های داخلی و خارجی شرکت کنم. در کنگره بیماری‌های گاو در کبک کانادا و بوداپست مجارستان، کنگره Federation Association Veterinary در سئول کره جنوبی و همچنین کنگره‌ای درباره آخرین تکنیک‌های تشخیص بیماری‌های دامی و انسانی در پاریس شرکت و ارائه مقاله داشته‌ام. عضو کمیته‌های علمی بعضی کنگره‌های داخلی و بین‌المللی هم بوده‌ام و مقالاتی در مجلات علمی و پژوهشی و مجلات نمایه‌شده منتشر کرده‌ام. بخشی از پژوهش‌هایی که انجام دادیم هم در کنار پایان‌نامه‌های دانشجویان بود و در بعضی موارد جنبه استانداردسازی یا گزارش‌های اولیه داشت. مثلاً در مورد اسب کُرد، برای نخستین بار الکتروکاردیوگرافی آنها را استاندارد کردیم. در مورد تب دره ریفت هم توانستیم از نظر سرولوژی، این بیماری را در ایران شناسایی و گزارش کنیم. الکتروکاردیوگرافی و اکوکاردیوگرافی در بز مرخز هم از دیگر کارهایی بود که روی یکی از سرمایه‌های ژنتیکی کشور انجام دادیم. در کنار دانشگاه، همیشه سعی کردم مسئولیت اجتماعی را هم فراموش نکنم. در حال حاضر رئیس هیئت‌مدیره انجمن حمایت از بیماران دیابتی استان کردستان هستم که حدود ۶۰۰۰ پرونده تحت پوشش دارد. حدود ۱۰ سال هم پروانه اشتغال نیمه‌وقت داشتم و در سنندج به‌صورت مستقیم در حوزه دامپزشکی دام‌های بزرگ کار می‌کردم.

حکیم مهر: سه دهه از فعالیت شما در حوزه دامپزشکی می‌گذرد، چه شد در ابتدای مسیرتان دامپزشکی را انتخاب کردید؟

واقعیت این است که من سال ۱۳۶۵ رشته دکترای حرفه‌ای دامپزشکی را آگاهانه و با علاقه انتخاب کردم. کار در محیط باز، کار با حیوانات و کار صحرایی برای من جذاب بود. با اینکه دیپلمم را در سنندج گرفتم، محل زندگی ما تهران بود. خاطرم هست یکی از همسایه‌های ما دامپزشک بود. نظم، نوع تعامل و رفتارش و احترامی که همسایه‌ها برای او قائل بودند، برای من خیلی جالب بود. از طرف دیگر، آن زمان یک سریال تلویزیونی به نام One by One پخش می‌شد که زندگی یک دامپزشک انگلیسی را نشان می‌داد. مجموعه این عوامل در انتخاب دامپزشکی برای من تأثیر داشت. البته باید بگویم دست‌بوس و قدردان اساتیدم، هم در دوره عمومی و هم در دوره تخصصی، هستم. آنها باعث شدند علاقه من به این رشته ترم به ترم بیشتر شود؛ به‌طوری که دیگر اصلاً به این فکر نکردم که شاید راه دیگری هم وجود داشته و من انتخابش نکرده‌ام.

حکیم مهر: شما هم تجربه بالین و هم تجربه مدیریت و پژوهش دارید. کدام مورد بیشترین تأثیر را بر نگاه شما به دامپزشکی داشته است؟

به نظرم نمی‌شود یکی را از بقیه جدا کرد. نگاه اولیه من به دامپزشکی مربوط به سال ۱۳۶۵ بود؛ آن زمان شناخت من از رشته خیلی محدود بود و کسی هم نبود که در انتخاب رشته کمکم کند. بر اساس چیزهایی که در محیط می‌دیدم، این رشته را انتخاب کردم. اما در طول زمان، بالین، آموزش و پژوهش هر سه در شکل‌گیری نگاه من مؤثر بودند و اتفاقاً تجربه این حوزه‌ها بعداً خیلی به کار اجرایی من کمک کرد. از طرف دیگر، تجربه اجرایی هم متقابلاً به کار آموزشی، پژوهشی و بالینی کمک می‌کرد. مثلاً زمانی که رئیس دانشگاه بودم و دانشکده‌های علوم پزشکی، فنی و مهندسی و علوم انسانی را راه‌اندازی کردیم، تصمیم گرفتیم دانشکده دامپزشکی را هم تأسیس کنیم. درخواست را به سازمان مرکزی دانشگاه آزاد و وزارت علوم ارائه کردیم. جالب این بود که همزمان پنج دانشگاه دولتی هم متقاضی رشته دکترای عمومی دامپزشکی بودند. طبیعتاً اگر از دور نگاه کنیم، شاید فکر کنیم دانشگاه آزاد در مقابل دانشگاه‌های دولتی شانس زیادی ندارد، اما گروه دامپزشکی وزارت علوم در آن زمان نگاه علمی و عادلانه‌ای داشت و امکانات را ملاک قرار داد. ما قبل از اینکه درخواست بدهیم، زیرساخت‌ها را فراهم کرده بودیم؛ ساختمان دانشکده، گاوداری، مرغداری، استخر پرورش ماهی سردابی، کارگاه پاستوریزاسیون و استریلیزاسیون شیر، ۱۶ آزمایشگاه سکوبندی‌شده، سالن تشریح و سردخانه را ایجاد کرده بودیم. در کنار اینها ۱۹ نفر را هم برای تأمین هیئت علمی بورسیه کردیم. یعنی ما ابتدا امکانات را فراهم کردیم و بعد درخواست تأسیس دادیم. در نهایت هم با توجه به همین امکانات، مجوز تأسیس دانشکده صادر شد.

حکیم مهر: اگر بخواهید بدون تعارف، مهم‌ترین ضعف آموزشی دامپزشکی ایران را نام ببرید، چه چیزی را بیان می‌کنید؟

متخصصان علوم تربیتی یک بحثی دارند و می‌گویند دانشگاه باید مجموعه‌ای از اثرات فردی را در دانشجو ایجاد کند که در کنار هم، در نهایت او را به یک سرمایه انسانی برای جامعه تبدیل کند و این سرمایه انسانی هم در تعامل با جامعه می‌تواند تبدیل به سرمایه اجتماعی شود.

من فکر می‌کنم این فرایند را می‌شود در سه مرحله دید.

مرحله اول  Information است؛ یعنی دانشجو وارد دانشگاه می‌شود که اطلاعات و دانش تخصصی رشته خودش را یاد بگیرد.

مرحله دوم  Skill یا مهارت است. مخصوصاً در رشته‌هایی مثل دامپزشکی که بخش عملی بسیار مهم است، دانشجو باید بتواند آموخته‌هایش را در عمل به کار بگیرد.

مرحله سوم هم  Personality است. یعنی فرد بعد از اینکه دانش و مهارت پیدا کرد، به یک شخصیت حرفه‌ای و اعتمادبه‌نفس در حوزه کاری خودش می‌رسد و می‌تواند ابراز وجود کند.

من احساس می‌کنم در آموزش دامپزشکی، بخش  Skill یا مهارت، آن‌طور که باید مورد توجه قرار نگرفته است؛ هم از نظر تعداد و تنوع آموزش‌های عملی و هم از نظر فضا و امکاناتی که برای ایجاد مهارت در اختیار دانشجو قرار می‌گیرد. البته همه این مشکلات قابل کنترل نیستند. مثلاً در مواردی که قابل کنترل است، می‌توان کلینیک‌ها را تقویت کرد و دوره‌های کارورزی را پربارتر کرد. می‌توان مدیریت عالمانه‌تری روی این بخش داشت. یک بخش دیگر هم مربوط به کمبود تجهیزات و امکانات بیمارستانی است که طبیعتاً همیشه در اختیار یک دانشکده نیست. اما یک‌سری مسائل خارج از کنترل دانشگاه است. به نظر من خوراک یادگیری یک دامپزشک، وجود بیمار و کیس بالینی است. بخش قابل توجهی از مراجعان دامپزشکان هم حیوانات مزرعه و دام‌های تولیدی هستند. وقتی تولید در کشور دچار فراز و نشیب می‌شود، طبیعتاً تعداد کیس‌هایی که می‌تواند برای آموزش دانشجوی دامپزشکی مورد استفاده قرار بگیرد هم کاهش پیدا می‌کند. در نتیجه، دانشجو نمی‌تواند بخش مهارتی را آن‌طور که باید طی کند و این چرخه آموزش ناقص می‌ماند. من همچنین معتقدم ضعف فعالیت پژوهشی هم می‌تواند آموزش را تضعیف کند. دانشکده‌ای که فعالیت پژوهشی بیشتری دارد، همایش‌های بیشتری برگزار می‌کند، مجلات علمی باکیفیت‌تری دارد و آزمایشگاه‌های تحقیقاتی فعال‌تری در اختیار دانشجویان قرار می‌دهد، طبیعتاً بهتر می‌تواند به آموزش کمک کند.

حکیم مهر: گاهی گفته می‌شود یک مدیر دانشگاه بیش از اینکه مدیر منابع باشد، باید رهبر علمی باشد. شما چقدر با این صحبت موافق هستید؟

به نظر من مدیریت مجموعه‌ای از دانش، مهارت و هنر است.

مدیریت هم می‌تواند اکتسابی باشد و هم بخشی از آن به ویژگی‌های فردی برگردد. وقتی می‌گوییم یک مدیر «هنرمند» است، بخشی از آن به ویژگی ذاتی او برمی‌گردد و وقتی از تحصیلات و آموزش مدیریتی صحبت می‌کنیم، منظور بخش اکتسابی مدیریت است. مدیر باید نگاه استراتژیک داشته باشد؛ یعنی فقط آینده را پیش‌بینی نکند، بلکه سازمان را به شکلی هدایت کند که بتواند خودش را با تغییرات آینده هماهنگ کند. در نهایت، مدیریت یعنی استفاده بهینه از منابع انسانی، مالی و فیزیکی سازمان، با توجه به اهدافی که سازمان دنبال می‌کند؛ همراه با برنامه‌ریزی، سازماندهی و کنترل. من در تجربه مدیریتی خودم هم دیدم که اگر این اصول را در کنار هم قرار بدهیم و از منابع انسانی و مالی و فیزیکی درست استفاده کنیم، مدیریت می‌تواند مسیر خوبی را طی کند.

حکیم مهر: اگر امروز یک دانشجوی جوان دامپزشکی روبه‌روی شما بنشیند و بگوید در انتخاب رشته مردد هستم، با تجربه‌ای که دارید چه نکته‌ای به او می‌گویید؟

من فکر می‌کنم از چند منظر می‌شود به این سؤال نگاه کرد.

اول از همه باید اهمیت خود دامپزشکی را دید. همه می‌دانیم که دامپزشک مسئول تأمین سلامت و بهداشت دام است، اما نقش او فقط به اینجا محدود نمی‌شود و به‌صورت مستقیم و غیرمستقیم با سلامت انسان هم ارتباط دارد. بحث تأمین غذا هم اهمیت زیادی دارد. از طرف دیگر، دامپزشکی می‌تواند در اقتصاد کشور نقش داشته باشد. خیلی از کشورها اقتصادشان به صنعت دام و صنایع وابسته به آن مرتبط است. بنابراین یک دامپزشک نباید خودش را فقط در چارچوب طبابت ببیند. باید بداند که در زنجیره اقتصادی و تأمین درآمد و امنیت غذایی چه نقشی می‌تواند داشته باشد. حتی در حوزه‌هایی مثل گردشگری و حیات وحش هم دامپزشکان می‌توانند نقش داشته باشند. خیلی از کشورها از ظرفیت حیات وحش خود درآمد قابل توجهی کسب می‌کنند و در این حوزه هم حضور دامپزشک ضروری است. از طرف دیگر، دامپزشکان می‌توانند در مراکز تحقیقاتی فعالیت کنند. بسیاری از واکسن‌ها و داروها و حتی تحقیقات پزشکی، در مراحل مختلف روی مدل‌های حیوانی انجام می‌شوند.

نکته دوم، ماهیت علمی رشته دامپزشکی است. دامپزشکی رشته‌ای بسیار علمی است و دانشجویان آن بخش قابل توجهی از دوره تحصیلشان را با علوم پایه می‌گذرانند. به همین دلیل هم می‌بینیم که بعضی از فارغ‌التحصیلان دامپزشکی، بعد از ادامه تحصیل در رشته‌های علوم پایه پزشکی، در دانشگاه‌های علوم پزشکی در همین حوزه‌ها فعالیت می‌کنند. به نظر من دامپزشکی از نظر علوم پایه، ظرفیت علمی بسیار بالایی دارد و اگر یک دانشجوی دامپزشکی در کنار این پایه علمی، تجربه بالینی خوبی هم پیدا کند، می‌تواند دامپزشک موفقی شود.

نکته سوم، تنوع حوزه‌های کاری است. اگر دانش‌آموخته دکتری دامپزشکی را با فارغ‌التحصیلان بسیاری از رشته‌های دیگر مقایسه کنیم، می‌بینیم که عرصه‌های فعالیت دامپزشکان بسیار متنوع است؛ از درمان و بهداشت گرفته تا تولید، پژوهش، صنایع دارویی و غذایی، آموزش و حیات وحش. البته این حرف به معنای نبود دامپزشک بیکار نیست، اما به نظر من دامپزشکی از جمله رشته‌هایی است که ظرفیت‌های متنوعی برای فعالیت حرفه‌ای دارد.

در نهایت، توصیه من به دانشجویان این است که مهم‌ترین وظیفه‌شان را تحصیل جدی بدانند. خیلی خوب است که دانشجو از همان ترم‌های اول با زبان تخصصی آشنا شود تا بتواند از ژورنال‌ها، کتاب‌ها و منابع علمی به زبان اصلی استفاده کند و خودش را به‌روز نگه دارد. همچنین بهتر است قبل از رسیدن به مرحله پایان‌نامه، با روش تحقیق، مقاله‌نویسی و ارائه مقاله آشنا شده باشد. شرکت در کنگره‌ها و مجامع علمی و ارائه مقاله هم تجربه بسیار خوبی برای دانشجو ایجاد می‌کند. اگر یک دامپزشک می‌خواهد در بازار کار رقابتی موفق باشد، نباید بعد از ورود به بازار کار، آموزش را فراموش کند و گرفتار روزمرگی شود. در کنار همه اینها، اخلاق حرفه‌ای خیلی مهم است. اگر دامپزشک اخلاق حرفه‌ای را رعایت کند، این رشته تقویت می‌شود. حتی اگر یک دامپزشک به همکار خودش کمک کند و او را تقویت کند، در نهایت این رفتار به کل حرفه و حتی خود او برمی‌گردد.

به نظرم همه ما باید دست به دست هم بدهیم و با احترام به رشته دامپزشکی و رعایت اخلاق حرفه‌ای، برای تقویت این حرفه تلاش کنیم.

 حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید

 

انتشار یافته: ۱۲
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار: ۳
محسن
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۱۴ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۰
2
7
استاد بزرگوار خوشحالم که افتخار شاگردی شما را داشتم . مانا باشید
سعید
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۰۴ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۰
2
7
به معنای واقعی استاد باشخصیت باکلاس و کاردرست
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۰۷ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۰
2
7
 با سلام و درود فراوان خدمت استاد با دانش و ارزشمند جناب آقای دکتر شاهین فکور که واقعا سر کلاس ایشان نشستن باعث افتخار است.
با آرزوی موفقیت و سرفرازی برای ایشان
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۴۷ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۰
1
5
در مورد دانشگاه آزاد سنندج
بیمارستان و کلینیک ندارد. دستگاه رادیولوژی و سونو ندارد، کلیه واحدها به صورت نظری و فضایی ارائه میشود. گاوداری سودده ندارد.
دانشکده مجهز ندارد، اتاق جراحی ندارد، دستگاه بیهوشی ندارد، اینجوری قراره skill یاد بدن؟! کل دانشگاه فقط یک دکتر فکور شیک و باسواد دارد که به نظرم اگرچه فوق‌العاده است اما اصلا کافی نیست.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۲۱:۱۳ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۱
این رو چرا عزیزان فعال صنفی مستند نکردند؟
القاصی المهر
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۰:۰۰ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۴
.دکتر فکور که فرمودند گل و بلبل است و فقط کمبود skill هست . شما میفرمایید همش چاخان است. حرف چه کسی صحت دارد ؟؟ شیر یا خط بندازیم یا حکیم مهر میگه ؟؟
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۲:۵۹ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۶
دقیقا تجهیزات نبود استاد رادیولوژی حال نداشت یه بار عکس برداری نشون بده گاوداری و اصطبل رو هم که اجاره دادن نمیتونیم ویزیت کنیم!مرغداری خالی استخر پرورش ماهی خالی!استاد جراحی دام کوچک و بزرگ حال نداشت یه انتوبیشن نشون بده کار با دستگاه بیهوشی یاد بده بابا خب ما مهارت کجا یاد بگیریم واقعا دکتر کم لطفی میکنن من ایشونو خیلی دوست دارم ولی قضاوت غلطی است که مطرح میکنن
ناشناس
|
United States of America
|
۲۳:۴۶ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۰
1
5
استاد بسیار با سواد و با دانش شاگرد ایشان بودن افتخاریست
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۴۰ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۱
1
5
درود بر شما
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۳۳ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۱
1
6
استاد گرانقدر و عزیزم جناب آقای دکتر فکور
استاد با دیسیپلین و با سواد ما
باعث افتخاره که تونستم شاگرد ایشون باشم و ازشون یاد بگیرم
همیشه سربلند باشید
همکار قدیم
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۰۲ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۱
1
4
واقعا دوران طلایی دانشگاه آزاد کردستان در زمان ریاست ایشان رقم خورد.
امیدوارم همیشه موفق و سربلند باشند.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۳۰ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۲
0
1
جناب آقای فکور شما واقعا استحقاق تدریس در دانشگاه های رنک اول کشور را داشتید
در سنندج استعداد شما تلف شد
نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه