صفحه خبر (ویژه چپ)
کد خبر: ۸۷۳۵۴
تعداد نظرات: ۲۸ نظر
گفت‌وگوی حکیم مهر با «دکتر پیام محبی» رئيس بیمارستان دامپزشکی تهران:

اگر کاردان دامپزشکی فعالیت درمانی کند، از نظر من لزوماً خلاف نکرده است/ تفاوتی میان تابلوی بیمارستان مجهز ما و یک بیمارستان ۲۵۰ متری وجود ندارد/ سازوکار صدور پروانه، دامپزشکی را به‌جای توسعه به سمت کوچک شدن می‌برد/ پروانه مراکز درمانی دامپزشکی باید به شخصیت حقوقی صادر شود، نه یک فرد/ واقعیت‌ها را باید گفت،حتی اگر به قیمت فحش خوردن تمام شود

«دکتر پیام محبی» صدور پروانه کلینیک برای فعالیتی که در عمل بیشتر به مطب شباهت دارد، یکسان بودن بخش بزرگی از حدود اختیارات کلینیک و بیمارستان و وابستگی حیات مراکز بزرگ درمانی به پروانه یک شخص حقیقی را از مهم‌ترین نارسایی‌های موجود می‌داند...

حکیم مهر-دکتر محسن طاهرمیرزایی: راه‌اندازی دوره‌های کوتاه‌مدت پرستاری دامپزشکی، در شرایطی که حرفه دامپزشکی همچنان با فعالیت درمانگران غیرمجاز دست‌وپنجه نرم می‌کند، نگرانی‌هایی را درباره تبدیل این آموزش‌ها به پوششی برای ورود افراد فاقد صلاحیت به امور درمانی و جراحی ایجاد کرده است؛ اما دکتر پیام محبی، رئیس بیمارستان دامپزشکی تهران، ریشه اصلی این پدیده را نه در برگزاری دوره‌های آموزشی، بلکه در ناتوانی نظام آموزشی و اجرایی کشور برای شناسایی و پاسخ‌گویی به نیازهای واقعی بازار کار می‌داند.

به گزارش حکیم مهر، او با انتقاد از تداوم پذیرش دانشجو در رشته کاردانی دامپزشکی با عنوان و شرح وظایفی مبهم، معتقد است وقتی به فرد مدرکی با نام دامپزشکی داده می‌شود، نمی‌توان انتظار داشت که هیچ برداشتی از مجاز بودن فعالیت درمانی نداشته باشد. محبی راه‌حل را در حذف آموزش‌های مهارتی نمی‌بیند، بلکه بر بازتعریف رشته‌ها، تعیین دقیق حدود صلاحیت‌ها و تربیت هدفمند نیروی انسانی تأکید می‌کند.

رئیس بیمارستان دامپزشکی تهران در بخش دیگری از این گفت‌وگو، انتقادهای صریحی را متوجه سازوکار صدور پروانه مراکز درمانی دامپزشکی می‌کند؛ سازوکاری که به گفته او، میان یک بیمارستان مجهز با سرمایه‌گذاری گسترده و مرکزی با حداقل فضا و امکانات، تمایز مؤثری قائل نمی‌شود. وی صدور پروانه کلینیک برای فعالیتی که در عمل بیشتر به مطب شباهت دارد، یکسان بودن بخش بزرگی از حدود اختیارات کلینیک و بیمارستان و وابستگی حیات مراکز بزرگ درمانی به پروانه یک شخص حقیقی را از مهم‌ترین نارسایی‌های موجود می‌داند. محبی هشدار می‌دهد که ادامه این روند، به‌جای هدایت دامپزشکی به سمت توسعه مراکز تخصصی و سرمایه‌گذاری پایدار، آن را به سوی کوچک شدن سوق می‌دهد. او همچنین خواستار احیای پروانه مطب در تهران و شهرهای بزرگ، تعریف ساختاری روشن برای کلینیک، پلی‌کلینیک و بیمارستان و فراهم شدن امکان صدور پروانه برای اشخاص حقوقی شده است تا با فوت یا خروج صاحب پروانه، فعالیت یک مجموعه و اشتغال صدها نفر به خطر نیفتد.

بخش دیگری از این مصاحبه به اظهارنظر جنجالی دکتر محبی درباره افزایش حضور روباه‌ها در شهرها اختصاص دارد؛ اظهارنظری که هم با انتقاد برخی فعالان حمایت از حیوانات و دامپزشکان حیات‌وحش روبه‌رو شد و هم موافقانی پیدا کرد. او تأکید می‌کند که نه خواهان کشتار روباه‌ها یا سگ‌ها بوده و نه نسخه‌ای برای حذف حیوانات ارائه کرده است، بلکه صرفاً تلاش داشته سازوکار احتمالی افزایش ورود حیات‌وحش به محیط‌های شهری را توضیح دهد. محبی کاهش منابع غذایی در زیستگاه‌های طبیعی، مهاجرت حیوانات به شهرها، کاهش سگ‌های نگهبان در حیاط‌ها و باغ‌ها و دسترسی آسان به پسماندهای شهری را از عوامل مؤثر در این پدیده می‌داند و نسبت به پیامدهای آن برای انتقال بیماری‌هایی مانند هاری هشدار می‌دهد. وی معتقد است سکوت درباره هاری، لیشمانیوز یا تعارض میان انسان و حیات‌وحش به معنای برطرف شدن این مشکلات نیست، بلکه تنها پاک کردن صورت‌مسئله است؛ ازاین‌رو، باید این مسائل را حتی به قیمت مواجهه با انتقادها و واکنش‌های تند مطرح کرد.

حکیم مهر: یکی از اقدامات دانشگاه جامع علمی‌کاربردی بیمارستان دامپزشکی تهران، راه‌اندازی دوره‌های کوتاه‌مدت پرستاری دامپزشکی است. با توجه به معضل درمانگران غیرمجاز، این نگرانی وجود دارد که افراد با گذراندن چنین دوره‌هایی، مدعی برخورداری از مدرک مرتبط شوند و به فعالیت‌های غیرمجاز خود ادامه دهند. پاسخ شما به این نگرانی چیست؟

ابتدا باید ببینیم درمانگری غیرمجاز یا هر شغل غیرمجازی چگونه به وجود می‌آید. چنین پدیده‌ای زمانی شکل می‌گیرد که نیازی در جامعه وجود داشته باشد، اما سیستم نتواند به آن پاسخ دهد.

اگر در یک رشته یا منطقه با درمانگر غیرمجاز مواجه هستیم، به این معناست که نیازی وجود داشته و فرد یا ساختار دیگری نتوانسته است آن را برطرف کند. اگر به حدود صد سال قبل بازگردیم، می‌بینیم افرادی با عنوان «حکیم» فعالیت می‌کردند که تحصیلات دانشگاهی نداشتند، اما به طبابت می‌پرداختند. از زمانی که دانشکده‌های پزشکی ایجاد شدند و پزشکی مدرن در ایران آموزش داده شد، تعداد پزشکان تقلبی نیز بسیار کاهش یافت. بنابراین، تا زمانی که یک نیاز به‌درستی پاسخ داده نشود، شکل غیرمجاز آن نیز به وجود خواهد آمد.

حکیم مهر: آیا در حال حاضر برای پرستاری دامپزشکی نیروی آموزش‌دیده و مرتبط به اندازه کافی وجود ندارد؟

در حال حاضر کادر پرستاری ما حدود ۲۰ تا ۳۰ نفر است. شاید فقط ۲۰ تا ۳۰ درصد آنان در رشته‌های مرتبط، مانند کاردانی یا کارشناسی علوم آزمایشگاهی دامپزشکی، تحصیل کرده باشند. البته حتی در دانشگاه نیز کار پرستاری دامپزشکی به آنان آموزش داده نشده بود و ما ناچار شدیم براساس دانش پایه‌ای که داشتند، آموزش‌های تکمیلی لازم را ارائه کنیم تا بتوانیم به کار بگیریم.

بسیاری از افرادی که اکنون برای ما کار پرستاری انجام می‌دهند، فارغ‌التحصیل رشته‌هایی مانند میکروبیولوژی یا علوم دامی هستند. این وضعیت چه معنایی دارد؟ آیا فعالیت این افراد را باید مجاز یا غیرمجاز تلقی کنیم؟ واقعیت این است که نیازی وجود داشته، اما سیستم آموزشی نتوانسته به آن پاسخ دهد. درحالی‌که نظام آموزشی یک کشور باید پیش از ورود بخش خصوصی به یک حوزه، برای آن برنامه‌ریزی کرده و نیروی انسانی موردنیازش را تربیت کرده باشد.

حکیم مهر: اگر فردی این دوره را بگذراند و به‌عنوان پرستار دامپزشکی فعالیت کند، مشکلی وجود ندارد؛ اما اگر با اتکا به همین مدرک وارد جراحی یا درمان شود، آیا این مسئله خطرناک نیست؟

باز هم تأکید می‌کنم اگر در یک بازار به اندازه کافی جراح وجود دارد، اما همچنان فردی از درمانگر غیرمجاز استفاده می‌کند، احتمالاً یا افراد مجاز از کیفیت لازم برخوردار نیستند یا مراجعه‌کننده آگاهی کافی ندارد که بداند می‌تواند از خدمات یک جراح متخصص استفاده کند.

به نظر من، اکنون به تعداد کافی دامپزشک در ایران وجود دارد؛ اما اجازه دهید در همین زمینه به رشته کاردانی دامپزشکی اشاره کنم. ما از حدود ۴۰ یا ۵۰ سال قبل رشته‌ای با عنوان کاردانی دامپزشکی داشته‌ایم. من ۹ سال رئیس جامعه دامپزشکان ایران بودم و در جریان مسائل این حرفه قرار دارم. یکی از بزرگ‌ترین معضلات مربوط به فعالیت‌های غیرمجاز در ایران، فعالیت برخی کاردان‌های دامپزشکی است که بسیاری نیز از آن گلایه دارند.

حکیم مهر: به نظر شما چرا برخی کاردان‌های دامپزشکی وارد فعالیت‌های درمانی می‌شوند؟

علت آن به نحوه تعریف این رشته بازمی‌گردد. حدود ۵۰ یا ۶۰ سال قبل، کشور با کمبود دامپزشک مواجه بود. از طرف دیگر، نظام دامپزشکی روستایی و عشایری داشتیم و به افرادی نیاز بود که به روستاها، مناطق عشایری و نقاط دورافتاده اعزام شوند، بیماری را تشخیص دهند و اقدامات اولیه را تا زمان رسیدن دامپزشک انجام دهند. به همین دلیل، رشته‌ای با عنوان «کاردانی دامپزشکی» ایجاد شد.

اکنون بسیاری از فارغ‌التحصیلان این رشته فعالیت دامپزشکی انجام می‌دهند و به نظر من تا حدی حق دارند؛ زیرا ما از ابتدا رشته را اشتباه تعریف کرده‌ایم. به فرد مدرک کاردانی دامپزشکی داده‌ایم، اما بعد به او می‌گوییم اجازه انجام کار دامپزشکی نداری. طبیعتاً او نیز پاسخ می‌دهد که رشته‌اش دامپزشکی است.

اگر همین رشته را امروز تغییر نام دهیم و «کاردانی بهداشت دام» بنامیم، فارغ‌التحصیل آن دیگر چنین برداشتی نخواهد داشت که اجازه انجام فعالیت دامپزشکی دارد. با این حال، همچنان شمار زیادی از افراد را با عنوان کاردان دامپزشکی فارغ‌التحصیل می‌کنیم و سپس می‌پرسیم چرا کار دامپزشکی انجام می‌دهند.

حکیم مهر: آیا برای اصلاح عنوان و شرح وظایف رشته کاردانی دامپزشکی اقدامی انجام داده‌اید؟

زمانی که رئیس جامعه دامپزشکان ایران بودم، به وزیر علوم و وزیر جهاد کشاورزی نامه نوشتم و اعلام کردم که عنوان این رشته باید تغییر کند. قرار نیست رشته‌ای را صرفاً به این دلیل که ۵۰ سال پیش وجود داشته، همچنان بدون تغییر ادامه دهیم.

برای مثال، رشته معماری در کشور ما از مقطع کارشناسی‌ارشد به کارشناسی تغییر کرد. اگر امروز در حوزه دامپزشکی پیشنهاد کنیم دوره‌ای از نظر مقطع تحصیلی تغییر کند، ممکن است عده زیادی به‌شدت مخالفت کنند و بگویند چنین چیزی امکان‌پذیر نیست؛ درحالی‌که گاهی نیازها تغییر می‌کنند. در رشته معماری نیز احتمالاً به آن تعداد فارغ‌التحصیل کارشناسی‌ارشد نیازی وجود نداشت؛ بنابراین دوره کارشناسی ایجاد شد و اکنون کارشناسی‌ارشدهای تخصصی ارائه می‌شود. به نظر من، وضعیت این رشته نیز بهتر شده است.

نمونه دیگر، رشته علوم آزمایشگاهی است. زمانی که این رشته در ایران وجود نداشت، بسیاری از آزمایشگاه‌های تشخیص طبی، به‌ویژه آزمایشگاه‌هایی که از پیش از انقلاب فعالیت داشتند، توسط دامپزشکان اداره می‌شدند. پس از راه‌اندازی رشته علوم آزمایشگاهی و سپس دوره دکترای آن، فارغ‌التحصیلان همین رشته مسئولیت این حوزه را بر عهده گرفتند و دامپزشکان نیز دیگر به سمت تأسیس آزمایشگاه‌های تشخیص طبی نمی‌روند.

این ساختارها در طول زمان تغییر می‌کنند. مسئله این است که دولت‌ها باید انعطاف‌پذیر باشند و متناسب با تغییر نیازها، ساختارهای آموزشی را نیز اصلاح کنند. وقتی این تغییرات انجام نمی‌شود، نمی‌توان از جامعه انتظار داشت که هیچ‌کس از حدود وظایف خود خارج نشود.

حکیم مهر: پس از نظر شما فعالیت درمانی کاردان دامپزشکی الزاماً تخلف محسوب نمی‌شود؟

من واقعاً معتقدم اگر یک کاردان دامپزشکی در محلی به فعالیت درمانی دامپزشکی بپردازد، لزوماً مرتکب تخلف نشده است؛ مگر آنکه از حدود توانایی خود فراتر برود و کاری را انجام دهد که آموزش آن را ندیده است. در واقع، ما نوعی «دامپزشکی محدود» را به کاردان‌های دامپزشکی آموزش داده‌ایم و همین موضوع زمینه چنین برداشتی را در آنان ایجاد کرده است.

حکیم مهر: شما نسبت به سازوکار صدور پروانه مطب، کلینیک و بیمارستان دامپزشکی انتقادهایی دارید. از نظر شما مهم‌ترین اشکال این روند چیست؟

شما از بیمارستان دامپزشکی تهران بازدید کردید. اگر به شما بگویم ساختمان، فضای فیزیکی و تجهیزاتی که در این بیمارستان مشاهده کردید، در صدور پروانه آن هیچ نقشی نداشته است، شاید باور نکنید. برای صدور پروانه این بیمارستان، تنها مجموعه‌ای از مدارک کاغذی لازم بوده که سازمان دامپزشکی کشور در دستورالعمل‌های خود تعیین کرده است.

حتی در حال حاضر، فهرست مشخص و دقیقی از تجهیزات موردنیاز بیمارستان‌های دامپزشکی وجود ندارد. درباره فضای فیزیکی نیز در آخرین دستورالعمل سازمان دامپزشکی آمده است که برای صدور پروانه بیمارستان دامپزشکی، حداقل حدود ۲۵۰ مترمربع فضا با یک سال اجاره‌نامه رسمی کفایت می‌کند.

شما فضای این بیمارستان را مشاهده کرده‌اید؛ آیا چنین مجموعه‌ای را می‌توان در ساختمانی استیجاری راه‌اندازی کرد، بدون اینکه مشخص باشد مالک ساختمان سال آینده قرارداد را تمدید می‌کند یا از مستأجر می‌خواهد آنجا را تخلیه کند؟ اینها نقص‌های جدی است.

حکیم مهر: تسهیل ضوابط تأسیس بیمارستان‌های دامپزشکی چه آسیبی به مراکز باسابقه وارد می‌کند؟

ممکن است افرادی که به‌تازگی قصد ورود به این بازار را دارند، از تسهیل شرایط استقبال کنند و بگویند فضای فعالیت برای آنان باز شده است؛ اما این افراد با امکانات و هزینه کمتر وارد بازار می‌شوند و مراکز قدیمی‌تری را که با امکانات بیشتر، فضای بزرگ‌تر و سرمایه‌گذاری سنگین‌تر فعالیت می‌کنند، در معرض ورشکستگی قرار می‌دهند.

علت آن نیز این است که تابلوی بیمارستان دامپزشکی تهران با تابلوی یک بیمارستان ۲۵۰ متری تفاوتی ندارد و روی هر دو نوشته شده است: «بیمارستان دامپزشکی». درواقع، نظام صدور پروانه هیچ تمایزی متناسب با سطح امکانات، میزان سرمایه‌گذاری و گستره خدمات این مراکز ایجاد نکرده است.

حکیم مهر: چرا با صدور پروانه مراکز درمانی دامپزشکی به نام اشخاص حقیقی مخالف هستید؟

یکی دیگر از مشکلات این است که همچنان پروانه مراکز درمانی، از کلینیک گرفته تا بیمارستان، به نام یک شخص حقیقی صادر می‌شود. اگر آن شخص فوت کند، چه اتفاقی می‌افتد؟ نمی‌توان پذیرفت که فعالیت یک کسب‌وکار به‌دلیل فوت صاحب پروانه متوقف شود.

در حال حاضر حدود ۲۵۰ نفر در مجموعه بیمارستان دامپزشکی تهران مشغول به کارند. اگر من فوت کنم و اعتبار پروانه نیز به پایان برسد، تکلیف این افراد و فعالیت بیمارستان چه خواهد شد؟ بنابراین، باید به سمت صدور پروانه برای اشخاص حقوقی حرکت کنیم.

یکی از بزرگ‌ترین مشکلات من با سیستم دامپزشکی همین است که برای شخصیت حقوقی مجموعه ما پروانه فعالیت صادر نمی‌شود. بیمارستان دامپزشکی تهران خود یک شخصیت حقوقی است و باید به‌عنوان یک شرکت یا مجموعه سازمان‌یافته، دارنده پروانه فعالیت باشد. اساساً سیاست‌گذاری‌ها باید به سمتی حرکت کند که شرکت‌ها و شخصیت‌های حقوقی متولی راه‌اندازی و اداره چنین مراکزی شوند.

حکیم مهر: صدور پروانه به نام شخصیت حقوقی چه مزیتی نسبت به شخص حقیقی دارد؟

شخصیت حقیقی ممکن است فوت کند و با فوت او، فعالیت مجموعه با مشکل مواجه شود؛ اما شخصیت حقوقی با فوت یک نفر از بین نمی‌رود. حتی در کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند عمان، اگر فردی بخواهد آرایشگاه تأسیس کند، با اینکه آرایشگری فعالیتی کاملاً فردی است، ابتدا از او می‌خواهند شرکت خود را ثبت کند. دلیل آن نیز روشن است؛ شخصیت حقوقی با فوت یک فرد پایان نمی‌یابد.

در کشور خودمان نیز بیمارستان‌هایی داشته‌ایم که به‌دلیل حقیقی بودن شخصیت صاحب پروانه و فوت مالک، با چالش‌های فراوانی روبه‌رو شده‌اند. همچنین در برخی شراکت‌ها، به این دلیل که سازمان دامپزشکی پروانه را به شرکت نداده و آن را به نام یک فرد صادر کرده است، دارنده پروانه حقوق سایر شرکا را نادیده گرفته و مشکلاتی ایجاد کرده است. سوابق برخی از این موارد نیز وجود دارد و پایگاه خبری شما درباره آنها مطالبی منتشر کرده است.

اینها مسائلی است که ساختار دولتی باید به آنها توجه و برایشان راه‌حل پیدا کند.

حکیم مهر: چه اشکالی در عناوین فعلی پروانه‌های مراکز درمانی دامپزشکی وجود دارد؟

از گذشته به‌جای «پروانه مطب» در دامپزشکی، «پروانه کلینیک» صادر شده است. مردم نیز براساس عنوانی که می‌بینند، درباره یک مرکز قضاوت می‌کنند. وقتی به یک کلینیک پزشکی مراجعه می‌کنید، انتظار دارید آن مرکز بخش‌های مختلفی داشته باشد؛ اما در دامپزشکی، پروانه کلینیک را به یک دامپزشک می‌دهند، درحالی‌که آنچه در عمل صادر شده، همان پروانه مطب است.

من واقعاً معتقدم با توجه به گستردگی این مسئله و شرایطی که امروز در تهران وجود دارد، باید پروانه مطب در تهران و سایر شهرهای بزرگ دوباره احیا شود. پروانه مطب باید برای یک مطب صادر شود؛ اما برای دریافت پروانه کلینیک، باید چند دامپزشک در چند بخش مختلف با یکدیگر فعالیت کنند. پس از آن نیز پلی‌کلینیک و بیمارستان باید هرکدام تعریف، ساختار و الزامات مشخص خود را داشته باشند.

حکیم مهر: یکسان بودن حدود فعالیت کلینیک و بیمارستان چه پیامدی دارد؟

در شرایط فعلی دامپزشکی، فردی که به‌تنهایی پروانه کلینیک دریافت می‌کند، می‌تواند تقریباً همه خدماتی را ارائه دهد که یک بیمارستان دامپزشکی انجام می‌دهد و کسی نیز از او درباره امکانات، بخش‌ها و سطح خدماتش سؤال نمی‌کند.

وقتی یک دامپزشک با پروانه کلینیک می‌تواند هر کاری را که یک بیمارستان انجام می‌دهد ارائه کند، چرا باید برای دریافت پروانه بیمارستان اقدام و سرمایه‌گذاری سنگینی انجام دهد؟ با این سازوکار، به‌جای آنکه سیستم را به سمت توسعه، تخصصی شدن و تشکیل مراکز بزرگ‌تر هدایت کنیم، آن را به سمت کوچک شدن سوق می‌دهیم.

این مشکلات تنها مختص دامپزشکی نیست و در صنایع دیگر نیز نمونه‌هایی از آن دیده می‌شود؛ با این حال، دولت باید درباره اصلاح چنین ساختارهایی تصمیم‌گیری کند. ساختار دولتی ما آن‌قدر دغدغه‌های مختلف دارد که، چه خوشبختانه و چه متأسفانه، عملاً توجه چندانی به حوزه دام‌های کوچک ندارد.

حکیم مهر: اخیراً اظهارنظری درباره علت افزایش جمعیت روباه‌ها در شهرها داشتید که واکنش‌های زیادی را در میان دامپزشکان حیات‌وحش برانگیخت. توضیح شما درباره این اظهارنظر چیست؟

برای من جالب بود که برخی افراد که خود را حامی حیوانات می‌دانند، واکنش‌های بسیار تندی نشان دادند و حتی به من توهین کردند. از سوی دیگر، برخی از افرادی که به کنترل جمعیت حیوانات شهری اعتقاد دارند، از جمله آقای دکتر آقاخانی از دانشگاه تهران، با من تماس گرفتند و پرسیدند چرا گفته‌ام جمع‌آوری سگ‌ها از سوی شهرداری موجب افزایش جمعیت روباه‌ها شده است.

من در آن گفت‌وگو صرفاً درباره افزایش جمعیت روباه‌ها و چرایی وقوع آن صحبت و سازوکاری را که به اعتقاد خودم موجب این وضعیت شده، تشریح کردم. نه راهکاری ارائه دادم و نه گفتم روباه‌ها یا سگ‌ها را بکشند. همچنین درباره اینکه چرا حیوانی را کشته‌اند یا چرا نکشته‌اند، صحبتی نکردم. با این حال، هر فردی براساس نگاه خود از صحبت‌های من برداشت متفاوتی داشت؛ مصداق همان تعبیر معروف که «هر کسی از ظن خود شد یار من».

حکیم مهر: آیا ورود حیوانات وحشی به محدوده‌های شهری فقط به روباه‌ها محدود می‌شود؟

خیر، این اتفاق فقط درباره روباه‌ها رخ نداده است. خبرهای دیگری نیز منتشر می‌شود که نشان می‌دهد حیوانات حیات‌وحش وارد شهرها شده‌اند. برای مثال، خبر ورود پلنگ به یکی از مناطق شهری شمال کشور یا مشاهده گرگ در اسلامشهر مطرح شده است.

عوامل مختلفی در بروز این پدیده نقش دارند، اما یکی از اصلی‌ترین عوامل این است که وقتی منابع غذایی حیات‌وحش از بین می‌رود یا کاهش پیدا می‌کند، حیوانات ناگزیر به مهاجرت می‌شوند. مهاجرت بر اثر کمبود منابع حتی در میان انسان‌ها نیز اتفاق می‌افتد. هرجا منابعی مانند پول و درآمد کاهش یابد، انسان‌ها به مناطق دیگری مهاجرت می‌کنند. حیوانات نیز برای دسترسی به منابع موردنیاز خود جابه‌جا می‌شوند. اکنون این جابه‌جایی میان زیستگاه‌های طبیعی و محیط‌های شهری در حال وقوع است.

حکیم مهر: چه عاملی باعث شده است روباه‌ها محیط شهری را محل امنی برای زندگی بدانند؟

به نظر من، روباه‌ها در شهرها محیط امنی پیدا کرده‌اند؛ زیرا تعداد سگ‌های نگهبان کاهش یافته است. البته تعداد سگ‌ها در شهرها کم نشده و حتی ممکن است بیشتر نیز شده باشد، اما بخش زیادی از آنها سگ‌های خانگی هستند و دیگر مانند گذشته سگ‌های حیاط، باغ یا مزرعه نیستند.

روباه معمولاً میان درختان حیاط‌ها، باغ‌ها و مزارع مخفی می‌شود. ممکن است انسان نتواند آن را پیدا کند، اما سگ به‌راحتی قادر به شناسایی روباه است. روباه حیوان بسیار زیرکی است؛ سرعت جابه‌جایی بالایی دارد و می‌تواند در طول روز چندین کیلومتر در فضای شهری حرکت کند، بدون آنکه دیده شود. علاوه بر این، به‌راحتی می‌تواند خود را پنهان کند.

اگر امروز روباه‌ها را بیشتر مشاهده می‌کنیم، یکی از دلایلش این است که این حیوانات به‌تدریج متوجه شده‌اند انسان‌ها با آنها کاری ندارند و سگ نگهبانی نیز وجود ندارد که آنها را تعقیب کند. در نتیجه، جسورتر شده‌اند و بیشتر در معرض دید قرار می‌گیرند. با این حال، واقعیت این است که جمعیت آنها نیز به‌شدت افزایش یافته و این مسئله می‌تواند خطرناک باشد.

حکیم مهر: افزایش حضور روباه‌ها در شهرها چه خطراتی برای سلامت عمومی ایجاد می‌کند؟

روباه هیچ‌گاه به‌طور کامل به یک حیوان خانگی تبدیل نمی‌شود که بتوان آن را تحت سرپرستی قرار داد و واکسینه کرد. این حیوان دندان دارد و اگر بخواهد از خود یا از منبع غذایی‌اش، برای مثال غذایی که کنار سطل زباله پیدا کرده، دفاع کند، ممکن است گاز بگیرد.

روباه‌ها همچنین ممکن است بر سر منابع غذایی با گربه‌های شهری تعارض پیدا کنند و حیوانات یکدیگر را گاز بگیرند. روباه می‌تواند مخزن بیماری هاری باشد و آن را به گربه‌های شهری منتقل کند. سپس ممکن است یک گربه آلوده هنگام بازی یا تماس، کودک یا حتی فرد بزرگ‌سالی را گاز بگیرد و بیماری منتقل شود.

این مسائل یک زنجیره به‌هم‌پیوسته‌اند. اگر در یک گفت‌وگو فقط بخشی از این زنجیره توضیح داده شود، به این معنا نیست که سایر بخش‌های آن نادیده گرفته شده‌اند. در مصاحبه قبلی نیز سؤال مشخصی از من پرسیده شد و من در همان چارچوب پاسخ دادم.

حکیم مهر: چرا کودکان در مواجهه با حیوان‌گزیدگی در معرض خطر بیشتری قرار دارند؟

براساس آمارهای وزارت بهداشت که در جلسات مرتبط با هاری نیز مطرح می‌شد، متأسفانه بخشی از مرگ‌ومیرهای ناشی از هاری مربوط به کودکانی بوده است که حیوانی آنها را گاز گرفته، اما موضوع را به والدین خود اطلاع نداده‌اند. حیوان گزنده ممکن است توله‌روباه، توله‌سگ، بچه‌گربه یا حیوان دیگری بوده باشد.

گاهی کودکان از ترس واکنش والدین و اینکه مبادا به‌دلیل نزدیک شدن به حیوانات بیرون از خانه سرزنش شوند، گزش را پنهان می‌کنند. این مسئله ممکن است از آنجا ناشی شود که برخی والدین برای دور نگه داشتن کودک از حیوانات، او را بیش از اندازه می‌ترسانند و مرتب می‌گویند اگر به حیوان دست بزنی، بیمار می‌شوی.

از همین‌جا از خانواده‌ها خواهش می‌کنم به فرزندان خود آموزش دهند که اگر حیوانی آنها را گاز گرفت یا خراش داد، نترسند و موضوع را بلافاصله با والدین در میان بگذارند تا در کوتاه‌ترین زمان به مرکز بهداشت مراجعه کنند.

حکیم مهر: با وجود واکنش‌های منفی، چرا همچنان بر طرح این موضوع تأکید دارید؟

پس از آن اظهارنظر، در فضای مجازی هم انتقادهای زیادی مطرح شد و هم عده زیادی از من حمایت کردند؛ اما این مسئله یک واقعیت است و باید برای آن چاره‌اندیشی شود.

تصور می‌کنم دستگاه‌های مسئول در حوزه بهداشت محیط، از وزارت بهداشت و سازمان دامپزشکی گرفته تا سازمان حفاظت محیط‌زیست، با مسائل و دغدغه‌های بسیار زیادی مواجه‌اند. شاید وقتی من از افزایش جمعیت روباه‌ها صحبت می‌کنم، برخی مسئولان با خود بگویند دکتر محبی دوباره موضوعی را مطرح و دردسر تازه‌ای ایجاد کرده است؛ اما این مسائل باید گفته شوند.

معتقدم اگر هیچ‌کس درباره یک مشکل صحبت نکند، به این معنا نیست که آن مشکل وجود ندارد. اگر درباره هاری یا لیشمانیوز حرف نزنیم، معنایش این نیست که این بیماری‌ها از بین رفته‌اند؛ بلکه به این معناست که صورت‌مسئله را پاک کرده‌ایم. بنابراین، لازم است فردی این موضوعات را مطرح کند، حتی اگر به قیمت توهین شنیدن و تحمل واکنش‌های تند تمام شود.

حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

 

انتشار یافته: ۲۸
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار: ۱۹
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۲۹ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۲
3
9
دکتر کاردان ۲ واحد جراحی خونده جراحی کنه؟!یا چقد داخلی خونده نسخه بنویسه؟!واسه دکتری حرفه ای کلیسین شدن سخته کاردانی جای خود داره
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۵۹ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۲
2
3
درود بر دکتر پیام محبی عزیز
چه دلیلی وجود دارد که پروانه به اشخاص حقوقی داده شود
برعکس میتوان عمل کرد تمام‌فعالیتهای یک بیمارستان دامپزشکی منهای فعالیتهای مرتبط با مباحث دامپزشکی وسامانه های ایشان را در یک شرکت حقوقی تعریف کرد واین بیمارستان میتواند از لحاظ شکلی ( مدیریت ، مالی ، مالیاتی ، پرسنلی و….) زیر مجموعه شرکت حقوقی شما باشد وفعالیت کند
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۴:۵۱ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۴
دامپزشکی مثل پزشکی حاشیه سود مناسبی نداره که شخصیت حقوقی کنند مگر برای کارهای دیگه.... که خود دانی
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۸:۱۶ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۲
2
5
اقای دکتر. با عوض کردن تعاریف خود از انجام دخالت در امور درمان توسط همکاران غیر دامپزشک نبایست صورت مسئله را پاک کنیم وصرف اوردن کلمه« دامپزشکی محدود» نبایست از تخلف صنفی انجام شده گذشت
آخر دامپزشکی محدود نیز یک کلمه واستعاره نسبی است که نمیتواند توجیهی بر تعاریف شما باشد
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۱۳ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۲
0
9
آغاز یک مسیر مسموم در دامپزشکی ایران

۱. هزینه‌های سرسام‌آور بازآموزی: کسب درآمد با نان همکاران و دانشجویان
دکتر محبی بزرگوار با احترام به تمام زحمات شما در جهت پیشرفت دامپزشکی و خدمات بی شائبه که داشتید و دارید، شما در گفت‌وگو با حکیم مهر، از هزینه‌های بالای بازآموزی به‌عنوان یکی از معضلات اصلی یاد نکردید، در حالی که این هزینه‌ها به یک بحران جدی برای همکاران تبدیل شده است. بر اساس گزارش‌های مستند، هر امتیاز بازآموزی در دامپزشکی تقریباً ۱۰۰ هزار تومان تمام می‌شود قانونا و مجموع هزینه‌های یک دوره تمدید پروانه به حدود ۱۵ میلیون تومان می‌رسد. این در حالی است که رئیس هیئت مدیره کانون کشوری انجمن‌های صنفی مراکز درمانی و مایه‌کوبی، در نامه‌ای رسمی به سازمان نظام دامپزشکی، از عدم تناسب تعرفه‌های درمانی با تورم و هزینه‌های بالای کلاس‌های بازآموزی به شدت گلایه کرده است.

شما به‌عنوان رئیس بیمارستانی که خودتان دوره‌های آموزشی برگزار می‌کنید، در این گفت‌وگو هیچ اشاره‌ای به این مشکل نکردید و حتی از وضعیت موجود دفاع ضمنی کردید. این در حالی است که دوره‌های بازآموزی در دامپزشکی به یک بنگاه اقتصادی زودبازده برای سازمان نظام دامپزشکی تبدیل شده و بسیاری از همکاران از روی اجبار و صرفاً برای کسب امتیاز در آن‌ها شرکت می‌کنند. برخی حتی بدون شرکت در دوره، فقط هزینه را پرداخت می‌کنند تا امتیاز بگیرند. شما با سکوت در قبال این واقعیت، عملاً این مسیر مسموم را تأیید کرده‌اید.

۲. استفاده از بازآموزان دامپزشک و دانشجویان دکتری عمومی: هزینه گرفتن از کسی که برای بیمارستان کار می‌کند!
شما از راه‌اندازی دوره‌های کوتاه‌مدت پرستاری دامپزشکی در دانشگاه جامع علمی‌کاربردی بیمارستان دامپزشکی تهران دفاع کردید، اما هیچ اشاره‌ای به این نکردید که برای دوره‌های بازآموزی و کار آموزی دامپزشک ها از همکاران و دانشجویان دکتری عمومی بالای ۲۰ میلیون تومان هزینه دریافت می‌شود. این در حالی است که در هیچ جای جهان، کارآموز و بازآموز حتی رایگان کار نمی‌کنند، بلکه حقوق و دستمزد دریافت می‌کنند. در سیستم‌های آموزشی معتبر، کارآموزی یک دوره یادگیری همراه با دریافت حقوق است، نه یک منبع درآمد برای مجموعه آموزشی. جالب است برامون کار کن پول هم بده.
حتی در ایران نیز نمونه‌هایی از جذب کارآموز دامپزشکی همراه با حقوق وجود دارد. اما شما مسیر معکوس را در پیش گرفته‌اید: از دانشجو و همکار هزینه می‌گیرید تا برای بیمارستان کار کنند. این رویکرد نه‌تنها غیراخلاقی بنظر می‌رسد، بلکه با اصول آموزش حرفه‌ای در جهان کاملاً در تضاد است. شما با این کار، یک مسیر مسموم در دامپزشکی ایران آغاز کرده‌اید که در آن، آموزش به ابزاری برای کسب درآمد تبدیل شده و دانشجویان و همکاران جوان قربانی این سیستم شده‌اند.

۳. موضع متناقض در قبال کاردان‌های دامپزشکی: تأیید درمان غیرمجاز یا اصلاح ساختار؟
شما در این گفت‌وگو اعلام کردید: «اگر یک کاردان دامپزشکی در محلی به فعالیت درمانی دامپزشکی بپردازد، لزوماً مرتکب تخلف نشده است». این اظهارنظر در حالی است که قانون سازمان دامپزشکی کشور صراحتاً تصریح می‌کند: هرگونه اشتغال به درمان دام بدون اخذ پروانه از سازمان دامپزشکی ممنوع است و متخلفان به حبس و جزای نقدی محکوم می‌شوند. کاردان دامپزشکی علیرغم احترام به این عزیزان چه صلاحیت تشخیص و درمان عمیقی دارند؟
بله، شما به‌درستی به ریشه تاریخی این مشکل اشاره کردید که رشته کاردانی دامپزشکی از ابتدا با هدف تربیت نیروی کمکی برای مناطق دورافتاده ایجاد شد، نه دامپزشک مستقل. اما این تحلیل درست، بهانه‌ای برای توجیه فعالیت غیرمجاز نمی‌شود. قانونگذار به‌صراحت وظایف کاردان دامپزشکی را «انجام خدمات بهداشتی و درمانی مانند قطع شاخ، اصلاح سم، تلقیح مصنوعی تحت نظارت دامپزشکان» تعریف کرده است. یعنی حتی در چارچوب قانونی، کاردان دامپزشکی حق درمان مستقل ندارد.
شما در حالی که از یک سو خواستار اصلاح ساختار و تغییر نام رشته کاردانی دامپزشکی هستید، از سوی دیگر فعالیت درمانی آن‌ها را «لزوماً خلاف» نمی‌دانید. این تناقض آشکار نشان می‌دهد که یا به‌درستی به قوانین موجود اشراف ندارید، یا عمداً از آن‌ها عبور می‌کنید. در حالی که شما از «دامپزشکی محدود» برای کاردان‌ها صحبت می‌کنید، اما در عمل هیچ مرز مشخصی برای این «محدودیت» تعریف نکرده‌اید و این اظهارنظر می‌تواند چراغ سبزی برای ادامه فعالیت‌های غیرمجاز باشد.

و اما در آخر
شما از یک سو می‌گویید به تعداد کافی دامپزشک در ایران وجود دارد، اما از سوی دیگر از کمبود نیروی آموزش‌دیده در بیمارستان خودتان گلایه می‌کنید و می‌گویید فقط ۲۰ تا ۳۰ درصد کادر پرستاری در رشته‌های مرتبط تحصیل کرده‌اند. این تناقض نشان می‌دهد که تحلیل شما از وضعیت نیروی انسانی دامپزشکی کشور سطحی و غیرکارشناسی است.

همچنین، شما از احیای پروانه مطب در تهران و شهرهای بزرگ دفاع می‌کنید، اما اشاره نمی‌کنید که این پروانه‌ها چگونه با قوانین موجود که صدور پروانه را به نام یک فرد دامپزشک الزامی کرده، هم‌خوانی دارد. شما در حالی که از لزوم صدور پروانه به شخصیت حقوقی سخن می‌گویید، اما این موضوع را به‌عنوان یک راه‌حل مشخص و اجرایی ارائه نمی‌دهید و در سطح شعار باقی می‌ماند.

دکتر محبی، شما در این گفت‌وگو تلاش کرده‌اید که واقعیت‌ها را حتی به قیمت ناسزا شنیدن بیان کنید. اما در عمل، نه به معضل اصلی بازآموزی و هزینه‌های سنگین آن پرداخته‌اید، نه به بهره‌گیری ناعادلانه از بازآموزان و دانشجویان اشاره‌ای کرده‌اید، و نه موضع روشنی در قبال فعالیت درمانی کاردان‌های دامپزشکی اتخاذ کرده‌اید. شما با این گفت‌وگو، یک مسیر مسموم در دامپزشکی ایران آغاز کرده‌اید که در آن، آموزش به کالا تبدیل شده، دانشجو و همکار به مشتری، و قانون به یک توصیه اختیاری. این رویکرد نه‌تنها به اعتبار حرفه دامپزشکی آسیب می‌زند، بلکه آینده نسل جوان این رشته را نیز به خطر می‌اندازد.با وجود همه نقدهای وارد، انصاف حکم می‌کند که یک بخش از صحبت‌های دکتر محبی مفید و قابل تأیید باشد: اشاره به ریشه تاریخی رشته کاردانی دامپزشکی و اینکه این رشته از ابتدا برای تربیت نیروی کمکی جهت ارائه خدمات بهداشتی و درمانی تحت نظارت دامپزشک در مناطق دورافتاده ایجاد شده بود، نه برای تربیت دامپزشک مستقل. این تحلیل درست است و باید مبنای اصلاح قانون و ساختار آموزشی قرار گیرد. همچنین هشدار درباره کمبود نیروی آموزش‌دیده و نبود تعریف روشن از حدود وظایف پیرادامپزشکان، اگر به تدوین چارچوب قانونی و نظارت دقیق منتهی شود، می‌تواند به کاهش تداخل صنفی و ارتقای کیفیت خدمات دامپزشکی کمک کند. این نکات مثبت را می‌پذیریم، اما همان‌طور که گفته شد، کافی نیست و باید با اصلاح رویه‌های نادرست به‌ویژه در بازآموزی و کار بی مزد و پرداخت هزینه بالاتر دانشگاه از کارآموزان همراه شود. شما برای اعتلای دامپزشکی تلاش های زیادی کردید اما در این خصوص هم تأمل کنید. با آرزوی موفقیت روزافزون
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۸:۴۰ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۴
هوش مصنوعی پاسخگر
saman
| Iran (Islamic Republic of) |
۲۳:۳۹ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۴
هر جا هم که نمی‌تونید جواب طرفو بدین میگین هوش مصنوعی بوده ، کاش یکم هوش طبیعی داشتید
Academic Auditor
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۱:۲۷ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۲
0
9
جناب دکتر محبی، مشکل اینجاست که وقتی دو مصاحبه شما را کنار هم می‌گذاریم، دیگر نمی‌شود همه‌چیز را صرفاً با عبارت پاسخ به نیاز بازار توضیح داد. در مصاحبه گذشته شما صریحاً از سپردن بخش بزرگی از کارها به نیروهایی با مهارت بالا و دستمزد کمتر و حرکت دانشکده‌ها از تربیت دکترای دامپزشکی به سمت تربیت دستیاران و نیروهای پیراپزشکی صحبت کردید. حالا در مصاحبه جدید می‌گویید کاردان دامپزشکی اگر وارد فعالیت درمانی شود، لزوماً تخلف نکرده است، مگر اینکه کاری فراتر از توانایی‌اش انجام دهد. اینجا سؤال اصلی همچنان بی‌پاسخ مانده است. چه کسی و بر اساس کدام مقرره تعیین می‌کند که این فرد مجاز به انجام کدام اقدام درمانی است؟ چون بلد بودن یک کار، با داشتن مجوز قانونی برای انجام آن، خصوصاً به‌صورت مستقل، یکی نیست.

ماده 10 قانون سازمان دامپزشکی کشور، اشتغال به درمان دام را مستلزم اخذ پروانه از سازمان می‌داند. این ماده را نمی‌شود به معنای غیرمجاز بودن تمام فعالیت‌های کاردان‌ها تفسیر کرد، اما به همان اندازه هم نمی‌توان با برداشت شخصی از عنوان مدرک، برای آنان حق طبابت مستقل قائل شد. اگر واقعاً معتقدید بخش‌هایی از فعالیت درمانی باید به این نیروها سپرده شود، چرا به‌جای اظهارنظر کلی، جدول مشخصی از حدود صلاحیت ارائه نمی‌شود؟ مراقبت از بیمار بستری، آماده‌سازی تجهیزات و کمک در اتاق عمل یک موضوع است؛ نمونه‌گیری، تزریقات، تصویربرداری و پایش بیهوشی موضوعی دیگر که باید حدود و شرایط انجامش روشن باشد؛ تشخیص مستقل بیماری، تعیین طرح درمان، تجویز دارو و تصمیم‌گیری درباره جراحی هم بحث جداگانه‌ای دارد. هرکدام باید معلوم باشد با چه آموزش و ارزیابی‌ای، تحت چه سطحی از نظارت و با مسئولیت چه کسی قابل انجام است. تعریف این مرزها وظیفه مرجع مقررات‌گذار است، نه چیزی که بتوان آن را به تشخیص کارفرما یا برداشت فارغ‌التحصیل از مدرکش واگذار کرد.

اتفاقاً استانداردهای بین‌المللی هم همین تمایز را جدی می‌گیرند. در تعریف رسمی WOAH، نیروی پیراپزشکی دامپزشکی کسی است که مرجع قانونی صلاحیت‌دار، انجام وظایف مشخصی را به او اجازه داده و آن وظایف تحت مسئولیت و هدایت دامپزشک به او واگذار شده باشد. در آلمان نیز عنوان Tiermedizinische Fachangestellte یک حرفه آموزشی رسمی با دوره سه‌ ساله است و مقرره آموزشی آن، کمک در تشخیص و درمان را تحت هدایت و نظارت دامپزشک تعریف می‌کند. در بریتانیا هم مدرک خارجی صرفاً با ترجمه معتبر نمی‌شود؛ صلاحیت فرد برای ورود به حرفه پرستاری دامپزشکی باید توسط RCVS ارزیابی و ثبت حرفه‌ای لازم اخذ شود. بنابراین، نمی‌شود از تجربه کشورهای دیگر فقط بخش جذاب ماجرا، یعنی تقسیم کار و کاهش هزینه را برداشت و بخش اصلی آن، یعنی نظام احراز صلاحیت، حدود اختیار و پاسخ‌گویی حرفه‌ای را نادیده گرفت.

نکته مهم‌تر، نسبت میان این پیشنهاد و جایگاه خود مجموعه شماست. شما هم از راه‌اندازی و توسعه دوره‌های مهارتی دفاع می‌کنید، هم بیمارستانی را اداره می‌کنید که به این نیروها نیاز دارد و هم کاهش هزینه نیروی انسانی را از مزایای این ساختار می‌دانید. این وضعیت به‌خودی‌خود اثبات‌کننده هیچ تخلف یا سوءنیتی نیست، اما یک تعارض منافع بالقوه و کاملاً جدی در سیاست‌گذاری آموزشی ایجاد می‌کند. وقتی مؤسسه آموزشی، کارفرمای بالقوه و مدافع تغییر ساختار حرفه‌ای در یک مجموعه قرار می‌گیرند، دیگر نمی‌توان ارزیابی نیاز بازار و حدود صلاحیت حرفه‌ای را صرفاً بر مبنای تجربه همان مجموعه پیش برد. باید آمار مستقل اشتغال، وضعیت دستمزد، تقاضای واقعی بازار، کیفیت آموزش و نظر نهاد ناظر منتشر شود. وگرنه این نگرانی جدی باقی می‌ماند که نسل جدیدی از دانش‌آموختگان تربیت شوند، بدون آنکه معلوم باشد دقیقاً در چه جایگاهی قرار است کار کنند و چه مسیر شغلی پایداری پیش رویشان است.

در موضوع مجوز بیمارستان‌ها نیز همین دقت لازم است. وقتی می‌گویید فضای فیزیکی و تجهیزات بیمارستان مجهز شما در صدور پروانه نقشی نداشته، باید مستند مجوز و آخرین ضوابط معتبر را مبنا قرار داد. ضوابط منتشرشده مراکز درمانی دامپزشکی برای رده‌های مختلف، الزامات و حداقل‌هایی در نظر گرفته‌اند؛ پس باید روشن شود ایراد دقیقاً فقدان ضابطه است، نقص معیارهاست یا اجرا نشدن مقررات. این‌ها سه مسئله متفاوت‌اند و هرکدام راه‌حل جداگانه‌ای دارند. سرمایه‌گذاری سنگین یک مرکز هم به‌خودی‌خود حق محدودکردن رقیب ایجاد نمی‌کند؛ راه درست، تعریف سطح خدمات قابل احراز است تا عنوان بیمارستان، امکانات واقعی، نیروی انسانی و دامنه خدمات مجاز با هم تطابق داشته باشند.

صدور مجوز به نام شخصیت حقوقی نیز پیشنهاد قابل بررسی و حتی از نظر تداوم فعالیت مراکز بزرگ ضروری است، اما مثال ثبت شرکت برای آرایشگاه در عمان جای استدلال حقوقی درباره مجوز مرکز درمانی را نمی‌گیرد. ثبت شرکت، مجوز تأسیس مرکز و صلاحیت فرد برای مداخله درمانی سه موضوع جداگانه‌اند. باید مشخص شود سازمان دامپزشکی بر اساس کدام مقرره می‌تواند مجوز را به شخصیت حقوقی صادر کند، مسئول بالینی چگونه تعیین و جایگزین می‌شود و مسئولیت مرکز از مسئولیت حرفه‌ای دامپزشک و سایر کارکنان چگونه تفکیک خواهد شد.

مسئله ما این نیست که پرستاری دامپزشکی ایجاد نشود یا کاردان‌ها از نظام درمان حذف شوند. مسئله ما این است که نمی‌توان ابتدا نیروی کار ارزان‌تر تربیت کرد، بعد درباره حدود صلاحیتش اختلاف داشت و در نهایت هنگام بروز خطا تازه به دنبال تعیین مسئولیت گشت. قبل از توسعه این ساختار، باید معلوم باشد چه کسی حق انجام چه کاری را دارد، این اختیار را کدام مرجع و بر اساس چه ضابطه‌ای اعطا می‌کند و در صورت قصور، مسئولیت هر طرف تا کجا امتداد دارد. تا وقتی پاسخ این پرسش‌ها روشن نشده، اسمش را نمی‌شود اصلاح ساختار حرفه‌ای گذاشت؛ چون ما هنوز نه ساختار را اصلاح کرده‌ایم و نه تکلیف کسانی را که قرار است در آن کار کنند، روشن کرده‌ایم.
پاسخ ها
دکتر سلطانی
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۰:۳۳ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۳
چرا سازمان نظام دامپزشکی و سازمان دامپزشکی کشور تاکنون موضع رسمی و مستندی درباره حدود صلاحیت درمانی کاردان‌های دامپزشکی و اظهارات اخیر دکتر محبی منتشر نکرده‌ اند؟ آیا این اظهارات از نظر حقوقی و انتظامی بررسی شده است؟ اگر فعالیت مستقل درمانی بدون مجوز تخلف محسوب میشود، مرجع مسئول چه اقدامی انجام داده و اگر بخشی از خدمات قابل واگذاری است، مستند قانونی و فهرست وظایف مجاز کجاست؟
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۵۸ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۲
0
7
حق با شماست جناب دکتر
براهمین هم اقدام به پذیرش علمی کاربردی پرستاری دامپزشکی کردی . باید نشون بدین کاردرستی کردین و الا هیچوقت نمیگفتی کاردان اقدام درمانی بکنه ایرادی نداره . پرروزی باشی دکتر جان
رسول طاهری
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۶:۲۱ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۳
1
9
خدا بگم چیکارتون نکنه چرا اسم این رشته مزخرف رو عوض نمی کنید من با رتبه هشت هزار کنکور آیندم سر این رشته کاردانی تون نابود شد
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۳۶ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۳
1
13
دارن دعوت به تخلف می کنند و حکیم مهر هم ....
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۰:۵۸ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۷
عالی بود
دکتر دامپزشک مطب زده بیکار
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۱۶ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۳
2
6
کسی نيست به داد این رشته برسه خداییش اگر سرکارگر صافکاری بودیم نه اجازه دخالت به کارگر می‌دادیم نه اجازه می‌دادیم بجای ما کسب درآمد بکنه
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۱۲ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۳
0
5
دکتر مطلبی کجاست؟
چرا نظر نمیده؟
چرا برابر قانون ، اقدام نمی کند؟

ناشناس
|
Poland
|
۰۰:۰۹ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۴
0
6
....، و چه آشفته بازاری به پاکرده است وزارت علوم در تحصیل دانش دامپزشکی و‌کارخانجات مدرک سازی آن... دست از سر این رشته بردارید شما را بخدا...
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۳۸ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۴
0
5
دستورالعملها تعیین میکنه که چه کسی کار درمانی کنه
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۰:۲۳ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۵
عنوان پرستار توش نیست که دانشجو می‌گیرند
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۷:۳۸ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۴
7
6
من شاهد هستم که خیلی از تکنسین ها و کاردان های شاغل در سازمان بار علمی بیشتری دارند . در اصل با سواد ترند .
البته مدرک نمیتونه دلیلی بر با سوادی یا بی سوادی باشه.
چه بسیار کاردان‌هایی هستند که بدون هیچ چشم داشت به دامدار کمک می‌کنند. حتی در تشخیص بیماری ها استاد هستند .
چون کاردان کار میدانی انجام داده . کیس های مختلف رو از نزدیک دیده .
با هر ماموریت کاری چند نکته جدید یاد میگیره. سازمان دامپزشکی نیازمند این افراد است . نه افرادی که فقط تئوری می‌دانند.
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۸:۵۰ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۵
کار بلد بودن دو نفر ، دلیل نمیشه که اشاعه تخلف کنند
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۱:۴۷ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۵
کاردان عزیز اگر خیلی علاقه مندی برو ادامه تحصیل بده با کامنت گذاری سواد و علم شما اضافه نمیشه
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۰:۰۶ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۶
یک مکانیک بی سواد هم ، کار عملی اش از صد تا دکتر و مهندس طراح مکانیک بیشتر است. چرا نمیکنم مکانیک سر خیابون ، با سواد تر است؟؟؟؟

ول کنید
سواد با کار تجربی فرق داره
اشاعه تخلف نکنید
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۰:۲۷ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۷
عزیزانی که به کاردان ها می گید بی سواد!
دقیقا خودتون چه سواد خاصی دارید؟ به این فکر کردید؟
اینا لا اقل بی سواد کار بلدن! خوب شما که بی سوادی و کارم بلد نیستی ساکت باش دکتر
مهدی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۸:۳۷ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۵
0
0
باسلام واحترام.
در مورد اینکه فرمودید: حدود ۵۰ یا ۶۰ سال قبل، کشور با کمبود دامپزشک مواجه بود. از طرف دیگر، نظام دامپزشکی روستایی و عشایری داشتیم...
به استحضار می رساند در سال پایان جنگ تحمیلی ایران و عراق، به گفته یکی از مسئولین دامپزشکی ایران فقط 372 دامپزشک داشت!!

به سند خود حکیم مهر(https://hakimemehr.ir/000Hnq) در سال 1400 (مدیر کل دامپزشکی استان{سیستان} در ادامه با بیان اینکه قبل از انقلاب به علت نبود دامپزشک صرفا از روی ظاهر دام نسبت به درمان آن اقدام می کردند، افزود: قبل از انقلاب هیچ داروخانه و واحدهای درمانی و درمانگاهی در استان وجود نداشت و تمامی این خدمات در داخل ادارات دولتی انجام می شد، هم اکنون در استان 88 واحد درمانی خدماتی دامپزشکی، 32 واحد داروخانه و 18 مرکز مایه کوبی و همچنین دو مرکز پخش دارویی وجود دارد که ارائه خدمت می کنند.)
ما ضعف های زیادی حتی دراوایل انقلاب هم داشته ایم و موضوع 60 سال قبل نیست!
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۴۵ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۵
1
4
میشه سوال کنم ایشون در چه جایگاه حقوقی و حاکمیتی و مسئولیتی هستند که این سوالات رو پاسخ میدن؟تفاوت ایشون با بقیه کلینیسین ها چیه؟آیا قدیمی ترند؟مدرک بالاتری دارند؟خلاصه مزیت ایشون چیه لطفا بفرمایید در جریان باشیم
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۰۰:۰۷ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۶
از دوستان حکیم مهر هستند
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۲۴ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۵
0
4
با سلام
فکر کنم آقای دکتر فراموش کردین نظر ما و شما اهمیتی نداره و این نظر قانون که مهمه و این حرف و این کار غیر قانونیه
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۶:۰۸ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۷
0
0
بعداز اظهار نظر درخصوص تخلف ندونستن اقدامات درمانی تکنسین و کاردان و ترغیب وترویج این نظریه ، آگهی برگزاری دوره علمی کاربردی پرستاری دامپزشکی رو انتشار دادند . براشون فرقی هم نمیکنه که تبعات اون چی ه؟ هردوره به درمانگران غیر مجاز اضافه میکنه حتی اگر ۱۰ درصد اضافه بشه نتیجه ش فاجعه ست .
نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه