
حکیم مهر-دکتر محسن طاهرمیرزایی: راهاندازی دورههای کوتاهمدت پرستاری دامپزشکی، در شرایطی که حرفه دامپزشکی همچنان با فعالیت درمانگران غیرمجاز دستوپنجه نرم میکند، نگرانیهایی را درباره تبدیل این آموزشها به پوششی برای ورود افراد فاقد صلاحیت به امور درمانی و جراحی ایجاد کرده است؛ اما دکتر پیام محبی، رئیس بیمارستان دامپزشکی تهران، ریشه اصلی این پدیده را نه در برگزاری دورههای آموزشی، بلکه در ناتوانی نظام آموزشی و اجرایی کشور برای شناسایی و پاسخگویی به نیازهای واقعی بازار کار میداند.
به گزارش حکیم مهر، او با انتقاد از تداوم پذیرش دانشجو در رشته کاردانی دامپزشکی با عنوان و شرح وظایفی مبهم، معتقد است وقتی به فرد مدرکی با نام دامپزشکی داده میشود، نمیتوان انتظار داشت که هیچ برداشتی از مجاز بودن فعالیت درمانی نداشته باشد. محبی راهحل را در حذف آموزشهای مهارتی نمیبیند، بلکه بر بازتعریف رشتهها، تعیین دقیق حدود صلاحیتها و تربیت هدفمند نیروی انسانی تأکید میکند.
رئیس بیمارستان دامپزشکی تهران در بخش دیگری از این گفتوگو، انتقادهای صریحی را متوجه سازوکار صدور پروانه مراکز درمانی دامپزشکی میکند؛ سازوکاری که به گفته او، میان یک بیمارستان مجهز با سرمایهگذاری گسترده و مرکزی با حداقل فضا و امکانات، تمایز مؤثری قائل نمیشود. وی صدور پروانه کلینیک برای فعالیتی که در عمل بیشتر به مطب شباهت دارد، یکسان بودن بخش بزرگی از حدود اختیارات کلینیک و بیمارستان و وابستگی حیات مراکز بزرگ درمانی به پروانه یک شخص حقیقی را از مهمترین نارساییهای موجود میداند. محبی هشدار میدهد که ادامه این روند، بهجای هدایت دامپزشکی به سمت توسعه مراکز تخصصی و سرمایهگذاری پایدار، آن را به سوی کوچک شدن سوق میدهد. او همچنین خواستار احیای پروانه مطب در تهران و شهرهای بزرگ، تعریف ساختاری روشن برای کلینیک، پلیکلینیک و بیمارستان و فراهم شدن امکان صدور پروانه برای اشخاص حقوقی شده است تا با فوت یا خروج صاحب پروانه، فعالیت یک مجموعه و اشتغال صدها نفر به خطر نیفتد.
بخش دیگری از این مصاحبه به اظهارنظر جنجالی دکتر محبی درباره افزایش حضور روباهها در شهرها اختصاص دارد؛ اظهارنظری که هم با انتقاد برخی فعالان حمایت از حیوانات و دامپزشکان حیاتوحش روبهرو شد و هم موافقانی پیدا کرد. او تأکید میکند که نه خواهان کشتار روباهها یا سگها بوده و نه نسخهای برای حذف حیوانات ارائه کرده است، بلکه صرفاً تلاش داشته سازوکار احتمالی افزایش ورود حیاتوحش به محیطهای شهری را توضیح دهد. محبی کاهش منابع غذایی در زیستگاههای طبیعی، مهاجرت حیوانات به شهرها، کاهش سگهای نگهبان در حیاطها و باغها و دسترسی آسان به پسماندهای شهری را از عوامل مؤثر در این پدیده میداند و نسبت به پیامدهای آن برای انتقال بیماریهایی مانند هاری هشدار میدهد. وی معتقد است سکوت درباره هاری، لیشمانیوز یا تعارض میان انسان و حیاتوحش به معنای برطرف شدن این مشکلات نیست، بلکه تنها پاک کردن صورتمسئله است؛ ازاینرو، باید این مسائل را حتی به قیمت مواجهه با انتقادها و واکنشهای تند مطرح کرد.
حکیم مهر: یکی از اقدامات دانشگاه جامع علمیکاربردی بیمارستان دامپزشکی تهران، راهاندازی دورههای کوتاهمدت پرستاری دامپزشکی است. با توجه به معضل درمانگران غیرمجاز، این نگرانی وجود دارد که افراد با گذراندن چنین دورههایی، مدعی برخورداری از مدرک مرتبط شوند و به فعالیتهای غیرمجاز خود ادامه دهند. پاسخ شما به این نگرانی چیست؟
ابتدا باید ببینیم درمانگری غیرمجاز یا هر شغل غیرمجازی چگونه به وجود میآید. چنین پدیدهای زمانی شکل میگیرد که نیازی در جامعه وجود داشته باشد، اما سیستم نتواند به آن پاسخ دهد.
اگر در یک رشته یا منطقه با درمانگر غیرمجاز مواجه هستیم، به این معناست که نیازی وجود داشته و فرد یا ساختار دیگری نتوانسته است آن را برطرف کند. اگر به حدود صد سال قبل بازگردیم، میبینیم افرادی با عنوان «حکیم» فعالیت میکردند که تحصیلات دانشگاهی نداشتند، اما به طبابت میپرداختند. از زمانی که دانشکدههای پزشکی ایجاد شدند و پزشکی مدرن در ایران آموزش داده شد، تعداد پزشکان تقلبی نیز بسیار کاهش یافت. بنابراین، تا زمانی که یک نیاز بهدرستی پاسخ داده نشود، شکل غیرمجاز آن نیز به وجود خواهد آمد.
حکیم مهر: آیا در حال حاضر برای پرستاری دامپزشکی نیروی آموزشدیده و مرتبط به اندازه کافی وجود ندارد؟
در حال حاضر کادر پرستاری ما حدود ۲۰ تا ۳۰ نفر است. شاید فقط ۲۰ تا ۳۰ درصد آنان در رشتههای مرتبط، مانند کاردانی یا کارشناسی علوم آزمایشگاهی دامپزشکی، تحصیل کرده باشند. البته حتی در دانشگاه نیز کار پرستاری دامپزشکی به آنان آموزش داده نشده بود و ما ناچار شدیم براساس دانش پایهای که داشتند، آموزشهای تکمیلی لازم را ارائه کنیم تا بتوانیم به کار بگیریم.
بسیاری از افرادی که اکنون برای ما کار پرستاری انجام میدهند، فارغالتحصیل رشتههایی مانند میکروبیولوژی یا علوم دامی هستند. این وضعیت چه معنایی دارد؟ آیا فعالیت این افراد را باید مجاز یا غیرمجاز تلقی کنیم؟ واقعیت این است که نیازی وجود داشته، اما سیستم آموزشی نتوانسته به آن پاسخ دهد. درحالیکه نظام آموزشی یک کشور باید پیش از ورود بخش خصوصی به یک حوزه، برای آن برنامهریزی کرده و نیروی انسانی موردنیازش را تربیت کرده باشد.
حکیم مهر: اگر فردی این دوره را بگذراند و بهعنوان پرستار دامپزشکی فعالیت کند، مشکلی وجود ندارد؛ اما اگر با اتکا به همین مدرک وارد جراحی یا درمان شود، آیا این مسئله خطرناک نیست؟
باز هم تأکید میکنم اگر در یک بازار به اندازه کافی جراح وجود دارد، اما همچنان فردی از درمانگر غیرمجاز استفاده میکند، احتمالاً یا افراد مجاز از کیفیت لازم برخوردار نیستند یا مراجعهکننده آگاهی کافی ندارد که بداند میتواند از خدمات یک جراح متخصص استفاده کند.
به نظر من، اکنون به تعداد کافی دامپزشک در ایران وجود دارد؛ اما اجازه دهید در همین زمینه به رشته کاردانی دامپزشکی اشاره کنم. ما از حدود ۴۰ یا ۵۰ سال قبل رشتهای با عنوان کاردانی دامپزشکی داشتهایم. من ۹ سال رئیس جامعه دامپزشکان ایران بودم و در جریان مسائل این حرفه قرار دارم. یکی از بزرگترین معضلات مربوط به فعالیتهای غیرمجاز در ایران، فعالیت برخی کاردانهای دامپزشکی است که بسیاری نیز از آن گلایه دارند.
حکیم مهر: به نظر شما چرا برخی کاردانهای دامپزشکی وارد فعالیتهای درمانی میشوند؟
علت آن به نحوه تعریف این رشته بازمیگردد. حدود ۵۰ یا ۶۰ سال قبل، کشور با کمبود دامپزشک مواجه بود. از طرف دیگر، نظام دامپزشکی روستایی و عشایری داشتیم و به افرادی نیاز بود که به روستاها، مناطق عشایری و نقاط دورافتاده اعزام شوند، بیماری را تشخیص دهند و اقدامات اولیه را تا زمان رسیدن دامپزشک انجام دهند. به همین دلیل، رشتهای با عنوان «کاردانی دامپزشکی» ایجاد شد.
اکنون بسیاری از فارغالتحصیلان این رشته فعالیت دامپزشکی انجام میدهند و به نظر من تا حدی حق دارند؛ زیرا ما از ابتدا رشته را اشتباه تعریف کردهایم. به فرد مدرک کاردانی دامپزشکی دادهایم، اما بعد به او میگوییم اجازه انجام کار دامپزشکی نداری. طبیعتاً او نیز پاسخ میدهد که رشتهاش دامپزشکی است.
اگر همین رشته را امروز تغییر نام دهیم و «کاردانی بهداشت دام» بنامیم، فارغالتحصیل آن دیگر چنین برداشتی نخواهد داشت که اجازه انجام فعالیت دامپزشکی دارد. با این حال، همچنان شمار زیادی از افراد را با عنوان کاردان دامپزشکی فارغالتحصیل میکنیم و سپس میپرسیم چرا کار دامپزشکی انجام میدهند.
حکیم مهر: آیا برای اصلاح عنوان و شرح وظایف رشته کاردانی دامپزشکی اقدامی انجام دادهاید؟
زمانی که رئیس جامعه دامپزشکان ایران بودم، به وزیر علوم و وزیر جهاد کشاورزی نامه نوشتم و اعلام کردم که عنوان این رشته باید تغییر کند. قرار نیست رشتهای را صرفاً به این دلیل که ۵۰ سال پیش وجود داشته، همچنان بدون تغییر ادامه دهیم.
برای مثال، رشته معماری در کشور ما از مقطع کارشناسیارشد به کارشناسی تغییر کرد. اگر امروز در حوزه دامپزشکی پیشنهاد کنیم دورهای از نظر مقطع تحصیلی تغییر کند، ممکن است عده زیادی بهشدت مخالفت کنند و بگویند چنین چیزی امکانپذیر نیست؛ درحالیکه گاهی نیازها تغییر میکنند. در رشته معماری نیز احتمالاً به آن تعداد فارغالتحصیل کارشناسیارشد نیازی وجود نداشت؛ بنابراین دوره کارشناسی ایجاد شد و اکنون کارشناسیارشدهای تخصصی ارائه میشود. به نظر من، وضعیت این رشته نیز بهتر شده است.
نمونه دیگر، رشته علوم آزمایشگاهی است. زمانی که این رشته در ایران وجود نداشت، بسیاری از آزمایشگاههای تشخیص طبی، بهویژه آزمایشگاههایی که از پیش از انقلاب فعالیت داشتند، توسط دامپزشکان اداره میشدند. پس از راهاندازی رشته علوم آزمایشگاهی و سپس دوره دکترای آن، فارغالتحصیلان همین رشته مسئولیت این حوزه را بر عهده گرفتند و دامپزشکان نیز دیگر به سمت تأسیس آزمایشگاههای تشخیص طبی نمیروند.
این ساختارها در طول زمان تغییر میکنند. مسئله این است که دولتها باید انعطافپذیر باشند و متناسب با تغییر نیازها، ساختارهای آموزشی را نیز اصلاح کنند. وقتی این تغییرات انجام نمیشود، نمیتوان از جامعه انتظار داشت که هیچکس از حدود وظایف خود خارج نشود.
حکیم مهر: پس از نظر شما فعالیت درمانی کاردان دامپزشکی الزاماً تخلف محسوب نمیشود؟
من واقعاً معتقدم اگر یک کاردان دامپزشکی در محلی به فعالیت درمانی دامپزشکی بپردازد، لزوماً مرتکب تخلف نشده است؛ مگر آنکه از حدود توانایی خود فراتر برود و کاری را انجام دهد که آموزش آن را ندیده است. در واقع، ما نوعی «دامپزشکی محدود» را به کاردانهای دامپزشکی آموزش دادهایم و همین موضوع زمینه چنین برداشتی را در آنان ایجاد کرده است.
حکیم مهر: شما نسبت به سازوکار صدور پروانه مطب، کلینیک و بیمارستان دامپزشکی انتقادهایی دارید. از نظر شما مهمترین اشکال این روند چیست؟
شما از بیمارستان دامپزشکی تهران بازدید کردید. اگر به شما بگویم ساختمان، فضای فیزیکی و تجهیزاتی که در این بیمارستان مشاهده کردید، در صدور پروانه آن هیچ نقشی نداشته است، شاید باور نکنید. برای صدور پروانه این بیمارستان، تنها مجموعهای از مدارک کاغذی لازم بوده که سازمان دامپزشکی کشور در دستورالعملهای خود تعیین کرده است.
حتی در حال حاضر، فهرست مشخص و دقیقی از تجهیزات موردنیاز بیمارستانهای دامپزشکی وجود ندارد. درباره فضای فیزیکی نیز در آخرین دستورالعمل سازمان دامپزشکی آمده است که برای صدور پروانه بیمارستان دامپزشکی، حداقل حدود ۲۵۰ مترمربع فضا با یک سال اجارهنامه رسمی کفایت میکند.
شما فضای این بیمارستان را مشاهده کردهاید؛ آیا چنین مجموعهای را میتوان در ساختمانی استیجاری راهاندازی کرد، بدون اینکه مشخص باشد مالک ساختمان سال آینده قرارداد را تمدید میکند یا از مستأجر میخواهد آنجا را تخلیه کند؟ اینها نقصهای جدی است.
حکیم مهر: تسهیل ضوابط تأسیس بیمارستانهای دامپزشکی چه آسیبی به مراکز باسابقه وارد میکند؟
ممکن است افرادی که بهتازگی قصد ورود به این بازار را دارند، از تسهیل شرایط استقبال کنند و بگویند فضای فعالیت برای آنان باز شده است؛ اما این افراد با امکانات و هزینه کمتر وارد بازار میشوند و مراکز قدیمیتری را که با امکانات بیشتر، فضای بزرگتر و سرمایهگذاری سنگینتر فعالیت میکنند، در معرض ورشکستگی قرار میدهند.
علت آن نیز این است که تابلوی بیمارستان دامپزشکی تهران با تابلوی یک بیمارستان ۲۵۰ متری تفاوتی ندارد و روی هر دو نوشته شده است: «بیمارستان دامپزشکی». درواقع، نظام صدور پروانه هیچ تمایزی متناسب با سطح امکانات، میزان سرمایهگذاری و گستره خدمات این مراکز ایجاد نکرده است.
حکیم مهر: چرا با صدور پروانه مراکز درمانی دامپزشکی به نام اشخاص حقیقی مخالف هستید؟
یکی دیگر از مشکلات این است که همچنان پروانه مراکز درمانی، از کلینیک گرفته تا بیمارستان، به نام یک شخص حقیقی صادر میشود. اگر آن شخص فوت کند، چه اتفاقی میافتد؟ نمیتوان پذیرفت که فعالیت یک کسبوکار بهدلیل فوت صاحب پروانه متوقف شود.
در حال حاضر حدود ۲۵۰ نفر در مجموعه بیمارستان دامپزشکی تهران مشغول به کارند. اگر من فوت کنم و اعتبار پروانه نیز به پایان برسد، تکلیف این افراد و فعالیت بیمارستان چه خواهد شد؟ بنابراین، باید به سمت صدور پروانه برای اشخاص حقوقی حرکت کنیم.
یکی از بزرگترین مشکلات من با سیستم دامپزشکی همین است که برای شخصیت حقوقی مجموعه ما پروانه فعالیت صادر نمیشود. بیمارستان دامپزشکی تهران خود یک شخصیت حقوقی است و باید بهعنوان یک شرکت یا مجموعه سازمانیافته، دارنده پروانه فعالیت باشد. اساساً سیاستگذاریها باید به سمتی حرکت کند که شرکتها و شخصیتهای حقوقی متولی راهاندازی و اداره چنین مراکزی شوند.
حکیم مهر: صدور پروانه به نام شخصیت حقوقی چه مزیتی نسبت به شخص حقیقی دارد؟
شخصیت حقیقی ممکن است فوت کند و با فوت او، فعالیت مجموعه با مشکل مواجه شود؛ اما شخصیت حقوقی با فوت یک نفر از بین نمیرود. حتی در کشورهای حاشیه خلیج فارس مانند عمان، اگر فردی بخواهد آرایشگاه تأسیس کند، با اینکه آرایشگری فعالیتی کاملاً فردی است، ابتدا از او میخواهند شرکت خود را ثبت کند. دلیل آن نیز روشن است؛ شخصیت حقوقی با فوت یک فرد پایان نمییابد.
در کشور خودمان نیز بیمارستانهایی داشتهایم که بهدلیل حقیقی بودن شخصیت صاحب پروانه و فوت مالک، با چالشهای فراوانی روبهرو شدهاند. همچنین در برخی شراکتها، به این دلیل که سازمان دامپزشکی پروانه را به شرکت نداده و آن را به نام یک فرد صادر کرده است، دارنده پروانه حقوق سایر شرکا را نادیده گرفته و مشکلاتی ایجاد کرده است. سوابق برخی از این موارد نیز وجود دارد و پایگاه خبری شما درباره آنها مطالبی منتشر کرده است.
اینها مسائلی است که ساختار دولتی باید به آنها توجه و برایشان راهحل پیدا کند.
حکیم مهر: چه اشکالی در عناوین فعلی پروانههای مراکز درمانی دامپزشکی وجود دارد؟
از گذشته بهجای «پروانه مطب» در دامپزشکی، «پروانه کلینیک» صادر شده است. مردم نیز براساس عنوانی که میبینند، درباره یک مرکز قضاوت میکنند. وقتی به یک کلینیک پزشکی مراجعه میکنید، انتظار دارید آن مرکز بخشهای مختلفی داشته باشد؛ اما در دامپزشکی، پروانه کلینیک را به یک دامپزشک میدهند، درحالیکه آنچه در عمل صادر شده، همان پروانه مطب است.
من واقعاً معتقدم با توجه به گستردگی این مسئله و شرایطی که امروز در تهران وجود دارد، باید پروانه مطب در تهران و سایر شهرهای بزرگ دوباره احیا شود. پروانه مطب باید برای یک مطب صادر شود؛ اما برای دریافت پروانه کلینیک، باید چند دامپزشک در چند بخش مختلف با یکدیگر فعالیت کنند. پس از آن نیز پلیکلینیک و بیمارستان باید هرکدام تعریف، ساختار و الزامات مشخص خود را داشته باشند.
حکیم مهر: یکسان بودن حدود فعالیت کلینیک و بیمارستان چه پیامدی دارد؟
در شرایط فعلی دامپزشکی، فردی که بهتنهایی پروانه کلینیک دریافت میکند، میتواند تقریباً همه خدماتی را ارائه دهد که یک بیمارستان دامپزشکی انجام میدهد و کسی نیز از او درباره امکانات، بخشها و سطح خدماتش سؤال نمیکند.
وقتی یک دامپزشک با پروانه کلینیک میتواند هر کاری را که یک بیمارستان انجام میدهد ارائه کند، چرا باید برای دریافت پروانه بیمارستان اقدام و سرمایهگذاری سنگینی انجام دهد؟ با این سازوکار، بهجای آنکه سیستم را به سمت توسعه، تخصصی شدن و تشکیل مراکز بزرگتر هدایت کنیم، آن را به سمت کوچک شدن سوق میدهیم.
این مشکلات تنها مختص دامپزشکی نیست و در صنایع دیگر نیز نمونههایی از آن دیده میشود؛ با این حال، دولت باید درباره اصلاح چنین ساختارهایی تصمیمگیری کند. ساختار دولتی ما آنقدر دغدغههای مختلف دارد که، چه خوشبختانه و چه متأسفانه، عملاً توجه چندانی به حوزه دامهای کوچک ندارد.
حکیم مهر: اخیراً اظهارنظری درباره علت افزایش جمعیت روباهها در شهرها داشتید که واکنشهای زیادی را در میان دامپزشکان حیاتوحش برانگیخت. توضیح شما درباره این اظهارنظر چیست؟
برای من جالب بود که برخی افراد که خود را حامی حیوانات میدانند، واکنشهای بسیار تندی نشان دادند و حتی به من توهین کردند. از سوی دیگر، برخی از افرادی که به کنترل جمعیت حیوانات شهری اعتقاد دارند، از جمله آقای دکتر آقاخانی از دانشگاه تهران، با من تماس گرفتند و پرسیدند چرا گفتهام جمعآوری سگها از سوی شهرداری موجب افزایش جمعیت روباهها شده است.
من در آن گفتوگو صرفاً درباره افزایش جمعیت روباهها و چرایی وقوع آن صحبت و سازوکاری را که به اعتقاد خودم موجب این وضعیت شده، تشریح کردم. نه راهکاری ارائه دادم و نه گفتم روباهها یا سگها را بکشند. همچنین درباره اینکه چرا حیوانی را کشتهاند یا چرا نکشتهاند، صحبتی نکردم. با این حال، هر فردی براساس نگاه خود از صحبتهای من برداشت متفاوتی داشت؛ مصداق همان تعبیر معروف که «هر کسی از ظن خود شد یار من».
حکیم مهر: آیا ورود حیوانات وحشی به محدودههای شهری فقط به روباهها محدود میشود؟
خیر، این اتفاق فقط درباره روباهها رخ نداده است. خبرهای دیگری نیز منتشر میشود که نشان میدهد حیوانات حیاتوحش وارد شهرها شدهاند. برای مثال، خبر ورود پلنگ به یکی از مناطق شهری شمال کشور یا مشاهده گرگ در اسلامشهر مطرح شده است.
عوامل مختلفی در بروز این پدیده نقش دارند، اما یکی از اصلیترین عوامل این است که وقتی منابع غذایی حیاتوحش از بین میرود یا کاهش پیدا میکند، حیوانات ناگزیر به مهاجرت میشوند. مهاجرت بر اثر کمبود منابع حتی در میان انسانها نیز اتفاق میافتد. هرجا منابعی مانند پول و درآمد کاهش یابد، انسانها به مناطق دیگری مهاجرت میکنند. حیوانات نیز برای دسترسی به منابع موردنیاز خود جابهجا میشوند. اکنون این جابهجایی میان زیستگاههای طبیعی و محیطهای شهری در حال وقوع است.
حکیم مهر: چه عاملی باعث شده است روباهها محیط شهری را محل امنی برای زندگی بدانند؟
به نظر من، روباهها در شهرها محیط امنی پیدا کردهاند؛ زیرا تعداد سگهای نگهبان کاهش یافته است. البته تعداد سگها در شهرها کم نشده و حتی ممکن است بیشتر نیز شده باشد، اما بخش زیادی از آنها سگهای خانگی هستند و دیگر مانند گذشته سگهای حیاط، باغ یا مزرعه نیستند.
روباه معمولاً میان درختان حیاطها، باغها و مزارع مخفی میشود. ممکن است انسان نتواند آن را پیدا کند، اما سگ بهراحتی قادر به شناسایی روباه است. روباه حیوان بسیار زیرکی است؛ سرعت جابهجایی بالایی دارد و میتواند در طول روز چندین کیلومتر در فضای شهری حرکت کند، بدون آنکه دیده شود. علاوه بر این، بهراحتی میتواند خود را پنهان کند.
اگر امروز روباهها را بیشتر مشاهده میکنیم، یکی از دلایلش این است که این حیوانات بهتدریج متوجه شدهاند انسانها با آنها کاری ندارند و سگ نگهبانی نیز وجود ندارد که آنها را تعقیب کند. در نتیجه، جسورتر شدهاند و بیشتر در معرض دید قرار میگیرند. با این حال، واقعیت این است که جمعیت آنها نیز بهشدت افزایش یافته و این مسئله میتواند خطرناک باشد.
حکیم مهر: افزایش حضور روباهها در شهرها چه خطراتی برای سلامت عمومی ایجاد میکند؟
روباه هیچگاه بهطور کامل به یک حیوان خانگی تبدیل نمیشود که بتوان آن را تحت سرپرستی قرار داد و واکسینه کرد. این حیوان دندان دارد و اگر بخواهد از خود یا از منبع غذاییاش، برای مثال غذایی که کنار سطل زباله پیدا کرده، دفاع کند، ممکن است گاز بگیرد.
روباهها همچنین ممکن است بر سر منابع غذایی با گربههای شهری تعارض پیدا کنند و حیوانات یکدیگر را گاز بگیرند. روباه میتواند مخزن بیماری هاری باشد و آن را به گربههای شهری منتقل کند. سپس ممکن است یک گربه آلوده هنگام بازی یا تماس، کودک یا حتی فرد بزرگسالی را گاز بگیرد و بیماری منتقل شود.
این مسائل یک زنجیره بههمپیوستهاند. اگر در یک گفتوگو فقط بخشی از این زنجیره توضیح داده شود، به این معنا نیست که سایر بخشهای آن نادیده گرفته شدهاند. در مصاحبه قبلی نیز سؤال مشخصی از من پرسیده شد و من در همان چارچوب پاسخ دادم.
حکیم مهر: چرا کودکان در مواجهه با حیوانگزیدگی در معرض خطر بیشتری قرار دارند؟
براساس آمارهای وزارت بهداشت که در جلسات مرتبط با هاری نیز مطرح میشد، متأسفانه بخشی از مرگومیرهای ناشی از هاری مربوط به کودکانی بوده است که حیوانی آنها را گاز گرفته، اما موضوع را به والدین خود اطلاع ندادهاند. حیوان گزنده ممکن است تولهروباه، تولهسگ، بچهگربه یا حیوان دیگری بوده باشد.
گاهی کودکان از ترس واکنش والدین و اینکه مبادا بهدلیل نزدیک شدن به حیوانات بیرون از خانه سرزنش شوند، گزش را پنهان میکنند. این مسئله ممکن است از آنجا ناشی شود که برخی والدین برای دور نگه داشتن کودک از حیوانات، او را بیش از اندازه میترسانند و مرتب میگویند اگر به حیوان دست بزنی، بیمار میشوی.
از همینجا از خانوادهها خواهش میکنم به فرزندان خود آموزش دهند که اگر حیوانی آنها را گاز گرفت یا خراش داد، نترسند و موضوع را بلافاصله با والدین در میان بگذارند تا در کوتاهترین زمان به مرکز بهداشت مراجعه کنند.
حکیم مهر: با وجود واکنشهای منفی، چرا همچنان بر طرح این موضوع تأکید دارید؟
پس از آن اظهارنظر، در فضای مجازی هم انتقادهای زیادی مطرح شد و هم عده زیادی از من حمایت کردند؛ اما این مسئله یک واقعیت است و باید برای آن چارهاندیشی شود.
تصور میکنم دستگاههای مسئول در حوزه بهداشت محیط، از وزارت بهداشت و سازمان دامپزشکی گرفته تا سازمان حفاظت محیطزیست، با مسائل و دغدغههای بسیار زیادی مواجهاند. شاید وقتی من از افزایش جمعیت روباهها صحبت میکنم، برخی مسئولان با خود بگویند دکتر محبی دوباره موضوعی را مطرح و دردسر تازهای ایجاد کرده است؛ اما این مسائل باید گفته شوند.
معتقدم اگر هیچکس درباره یک مشکل صحبت نکند، به این معنا نیست که آن مشکل وجود ندارد. اگر درباره هاری یا لیشمانیوز حرف نزنیم، معنایش این نیست که این بیماریها از بین رفتهاند؛ بلکه به این معناست که صورتمسئله را پاک کردهایم. بنابراین، لازم است فردی این موضوعات را مطرح کند، حتی اگر به قیمت توهین شنیدن و تحمل واکنشهای تند تمام شود.
حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.
دکتر کاردان ۲ واحد جراحی خونده جراحی کنه؟!یا چقد داخلی خونده نسخه بنویسه؟!واسه دکتری حرفه ای کلیسین شدن سخته کاردانی جای خود داره
درود بر دکتر پیام محبی عزیز
|
دامپزشکی مثل پزشکی حاشیه سود مناسبی نداره که شخصیت حقوقی کنند مگر برای کارهای دیگه.... که خود دانی
اقای دکتر. با عوض کردن تعاریف خود از انجام دخالت در امور درمان توسط همکاران غیر دامپزشک نبایست صورت مسئله را پاک کنیم وصرف اوردن کلمه« دامپزشکی محدود» نبایست از تخلف صنفی انجام شده گذشت
آغاز یک مسیر مسموم در دامپزشکی ایران
|
هوش مصنوعی پاسخگر
|
هر جا هم که نمیتونید جواب طرفو بدین میگین هوش مصنوعی بوده ، کاش یکم هوش طبیعی داشتید
جناب دکتر محبی، مشکل اینجاست که وقتی دو مصاحبه شما را کنار هم میگذاریم، دیگر نمیشود همهچیز را صرفاً با عبارت پاسخ به نیاز بازار توضیح داد. در مصاحبه گذشته شما صریحاً از سپردن بخش بزرگی از کارها به نیروهایی با مهارت بالا و دستمزد کمتر و حرکت دانشکدهها از تربیت دکترای دامپزشکی به سمت تربیت دستیاران و نیروهای پیراپزشکی صحبت کردید. حالا در مصاحبه جدید میگویید کاردان دامپزشکی اگر وارد فعالیت درمانی شود، لزوماً تخلف نکرده است، مگر اینکه کاری فراتر از تواناییاش انجام دهد. اینجا سؤال اصلی همچنان بیپاسخ مانده است. چه کسی و بر اساس کدام مقرره تعیین میکند که این فرد مجاز به انجام کدام اقدام درمانی است؟ چون بلد بودن یک کار، با داشتن مجوز قانونی برای انجام آن، خصوصاً بهصورت مستقل، یکی نیست.
|
چرا سازمان نظام دامپزشکی و سازمان دامپزشکی کشور تاکنون موضع رسمی و مستندی درباره حدود صلاحیت درمانی کاردانهای دامپزشکی و اظهارات اخیر دکتر محبی منتشر نکرده اند؟ آیا این اظهارات از نظر حقوقی و انتظامی بررسی شده است؟ اگر فعالیت مستقل درمانی بدون مجوز تخلف محسوب میشود، مرجع مسئول چه اقدامی انجام داده و اگر بخشی از خدمات قابل واگذاری است، مستند قانونی و فهرست وظایف مجاز کجاست؟
حق با شماست جناب دکتر
خدا بگم چیکارتون نکنه چرا اسم این رشته مزخرف رو عوض نمی کنید من با رتبه هشت هزار کنکور آیندم سر این رشته کاردانی تون نابود شد
دارن دعوت به تخلف می کنند و حکیم مهر هم ....
|
عالی بود
کسی نيست به داد این رشته برسه خداییش اگر سرکارگر صافکاری بودیم نه اجازه دخالت به کارگر میدادیم نه اجازه میدادیم بجای ما کسب درآمد بکنه
دکتر مطلبی کجاست؟
....، و چه آشفته بازاری به پاکرده است وزارت علوم در تحصیل دانش دامپزشکی وکارخانجات مدرک سازی آن... دست از سر این رشته بردارید شما را بخدا...
دستورالعملها تعیین میکنه که چه کسی کار درمانی کنه
|
عنوان پرستار توش نیست که دانشجو میگیرند
من شاهد هستم که خیلی از تکنسین ها و کاردان های شاغل در سازمان بار علمی بیشتری دارند . در اصل با سواد ترند .
|
کار بلد بودن دو نفر ، دلیل نمیشه که اشاعه تخلف کنند
|
کاردان عزیز اگر خیلی علاقه مندی برو ادامه تحصیل بده با کامنت گذاری سواد و علم شما اضافه نمیشه
|
یک مکانیک بی سواد هم ، کار عملی اش از صد تا دکتر و مهندس طراح مکانیک بیشتر است. چرا نمیکنم مکانیک سر خیابون ، با سواد تر است؟؟؟؟
|
عزیزانی که به کاردان ها می گید بی سواد!
باسلام واحترام.
میشه سوال کنم ایشون در چه جایگاه حقوقی و حاکمیتی و مسئولیتی هستند که این سوالات رو پاسخ میدن؟تفاوت ایشون با بقیه کلینیسین ها چیه؟آیا قدیمی ترند؟مدرک بالاتری دارند؟خلاصه مزیت ایشون چیه لطفا بفرمایید در جریان باشیم
|
از دوستان حکیم مهر هستند
با سلام
بعداز اظهار نظر درخصوص تخلف ندونستن اقدامات درمانی تکنسین و کاردان و ترغیب وترویج این نظریه ، آگهی برگزاری دوره علمی کاربردی پرستاری دامپزشکی رو انتشار دادند . براشون فرقی هم نمیکنه که تبعات اون چی ه؟ هردوره به درمانگران غیر مجاز اضافه میکنه حتی اگر ۱۰ درصد اضافه بشه نتیجه ش فاجعه ست .