صفحه خبر (ویژه چپ)
کد خبر: ۸۷۳۵۶
تعداد نظرات: ۶ نظر
«دکتر محمد خلیلی» استاد ویروس‌شناسی دانشگاه باهنر کرمان ادعای «دکتر پیام محبی» را رد کرد:

 روباه از گونه‌های حساس به هاری است و ابتلا به این بیماری در آن معمولاً به مرگ منتهی می‌شود/ این‌طور نیست که روباه سال‌ها بدون علامت بماند و ویروس را منتشر کند

«دکتر محمد خلیلی» افزود: حیوان مبتلا می‌تواند پیش از بروز علائم نیز ویروس را از طریق بزاق منتقل کند، اما این موضوع با ناقل‌بودن برای چندین سال تفاوت دارد...

حضور روباه‌ها و سگ‌ها در تهران؛ کدام خطرناک‌تر است؟/ یک استاد دانشگاه: چرا باید هزینه گزش سگ‌ها را بدهیم؟/ کودکان در معرض حمله سگ‌های بلاصاحب هستند

حکیم مهر: حضور روباه‌ها در مناطق مسکونی تهران و هشدار درباره احتمال انتقال هاری، پس از اظهارات پیام محبی، دامپزشک و مؤسس دانشگاه علمی‌کاربردی بیمارستان دامپزشکی تهران، به موضوع بحث‌برانگیزی تبدیل شده است. محبی روز یکشنبه ۱۹ مهرماه، در نشستی خبری با انتقاد از حذف سگ‌ها از مناطق شهری گفت این اقدام باعث شده روباه‌ها از حومه به مناطق مسکونی وارد شوند. او همچنین درباره نقش روباه‌ها در انتقال بیماری هاری هشدار داد و این حیوانات را از مخازن بیماری برشمارد.

به گزارش حکیم مهر به نقل از خبر آنلاین، در همین زمینه، «دکتر محمد خلیلی»، استاد ویروس‌شناسی دانشکده دامپزشکی دانشگاه شهید باهنر کرمان با تأکید بر خطرهای بهداشتی و اجتماعی سگ‌های بلاصاحب، با این استدلال که روباه‌ها سال‌ها بدون بروز علائم ناقل هاری باقی می‌مانند، مخالف است.

او معتقد است مدیریت شهری باید برای جمع‌آوری و کنترل جمعیت حیوانات بلاصاحب برنامه‌ای مشخص داشته باشد و اجازه ندهد حضور این حیوانات در فضای عمومی، سلامت و آسایش شهروندان را به خطر بیندازد.

سگ خانگی با سگ بلاصاحب تفاوت دارد

خلیلی با تفکیک سگ‌های دارای صاحب از سگ‌های بلاصاحب می‌گوید: «حیوانات خانگی که صاحب مشخص دارند، شناسنامه بهداشتی دریافت می‌کنند و تحت مراقبت دامپزشکی، واکسیناسیون و درمان قرار می‌گیرند. البته آن‌ها هم باید با رعایت اصول ایمنی نگهداری شوند تا به دیگران آسیب نرسانند.»

او در مقابل، سگ‌های بلاصاحب را از منظر بهداشت عمومی مسئله‌ای جدی می‌داند و اضافه می‌کند: «از پارس‌کردن‌های ممتد که خواب و آسایش مردم را مختل می‌کند تا حمله‌های فیزیکی، با مشکلات مختلفی روبه‌رو هستیم. این سگ‌ها می‌توانند عوامل بیماری‌زا و انگل‌ها را منتقل کنند و حمله گروهی آن‌ها نیز خطر آسیب‌دیدن شهروندان، به‌ویژه کودکان، را افزایش می‌دهد.»

به گفته این استاد دانشگاه، غذا دادن به سگ‌های بلاصاحب بدون نظارت و برنامه کنترلی، ممکن است به افزایش جمعیت آن‌ها منجر شود؛ درحالی‌که صرف غذا رساندن به حیوان، جایگزین مراقبت‌های بهداشتی و مدیریت جمعیت نیست.

«روباه به دلیل ماهیت حساس خود، اصلا قادر به نقل و انتقال ویروس هاری نیست»

یکی از محورهای اصلی اختلاف‌نظر درباره اظهارات اخیر محبی، نقش روباه‌ها در چرخه انتقال هاری است. خلیلی با رد این ادعا که روباه‌ها می‌توانند سال‌ها بدون بروز علائم، ویروس را منتقل کنند، می‌گوید: «روباه از گونه‌های حساس به هاری است و ابتلا به این بیماری در آن معمولاً به مرگ منتهی می‌شود. این‌طور نیست که روباه سال‌ها بدون علامت بماند و ویروس را منتشر کند.»

او ادامه می‌دهد: «حیوان مبتلا می‌تواند پیش از بروز علائم نیز ویروس را از طریق بزاق منتقل کند، اما این موضوع با ناقل‌بودن برای چندین سال تفاوت دارد.»

با این حال، نقش روباه‌ها در انتقال هاری را نمی‌توان به‌طور کلی رد کرد. سازمان جهانی بهداشت، روباه‌ها را در کنار برخی دیگر از حیوانات وحشی، از میزبان‌های نگهدارنده ویروس در چرخه حیات‌وحش معرفی می‌کند. بنابراین، بررسی احتمال افزایش حضور روباه‌ها در تهران و پیامدهای بهداشتی آن، به داده‌های میدانی و ارزیابی تخصصی نیاز دارد.

هاری؛ نگرانی اصلی در مدیریت سگ‌های بلاصاحب

خلیلی با اشاره به خطر بیماری هاری، «کنترل جمعیت سگ‌های بلاصاحب» را از اولویت‌های بهداشت عمومی می‌داند. او مدعی است که بخش عمده موارد هاری انسانی در ایران با گزش سگ‌های بلاصاحب ارتباط دارد و افزایش جمعیت این حیوانات، کنترل بیماری را دشوارتر می‌کند.

او می‌گوید: «هاری پس از بروز علائم بالینی، بیماری بسیار کشنده‌ای است و حتی یک مورد مرگ ناشی از آن هم اهمیت دارد. کسی که به‌وسیله حیوان مشکوک گاز گرفته می‌شود، باید هرچه سریع‌تر برای ارزیابی و دریافت مراقبت‌های پیشگیری پس از مواجهه اقدام کند.»

به گفته این استاد ویروس‌شناسی، واکسیناسیون حیوانات، درمان‌های ضدانگلی و پایش مستمر، از روش‌های پیشنهادی برای کنترل جمعیت سگ‌های بلاصاحب است؛ اما اجرای چنین برنامه‌هایی به منابع مالی، امکانات اجرایی و استمرار فعالیت‌ها نیاز دارد.

خلیلی با اشاره به هزینه‌های پیشگیری از هاری در انسان، می‌پرسد چرا باید منابع قابل‌توجهی صرف مراقبت‌های پس از گزش شود، درحالی‌که می‌توان با برنامه‌ریزی مؤثرتر، خطر مواجهه با حیوانات بلاصاحب را کاهش داد.

او همچنین به آمار مرگ‌ومیر ناشی از هاری در ایران اشاره می‌کند که رقمی در حدود ۳۰ نفر در یک سال اخیر است.

جمع‌آوری، واگذاری یا کاهش جمعیت؟

این استاد دانشگاه معتقد است راهکار مطلوب، جمع‌آوری سگ‌های بلاصاحب و انتقال آن‌ها به مراکز نگهداری است؛ مراکزی که در آن‌ها حیوانات واکسینه شوند، مراقبت‌های بهداشتی دریافت کنند و در صورت یافتن سرپرست مناسب، به افراد متقاضی واگذار شوند.

او می‌گوید: «اگر امکان اجرای این برنامه‌ها وجود نداشته باشد، باید برای کاهش جمعیت سگ‌های بلاصاحب تصمیم‌گیری شود. اولویت باید حفظ سلامت انسان‌ها و جلوگیری از قرارگرفتن شهروندان در معرض خطر باشد.»

خلیلی با اشاره به تجربه آمریکا، اظهار می‌کند که در این کشور سالانه حدود یک‌ونیم میلیون سگ و گربه در پناهگاه‌ها معدوم می‌شوند.

با این حال، آمار انجمن حمایت از حیوانات آمریکاASPCA  مربوط به سال ۲۰۱۷، برآورد سالانه حدود یک‌ونیم میلیون حیوان خانگی معدوم‌شده در پناهگاه‌های این کشور را گزارش کرده است؛ آماری که به‌تنهایی اثبات نمی‌کند این اقدام با هدف ریشه‌کنی هاری انجام می‌شود.

خلیلی در بخش دیگری از گفت‌وگو، به افزایش جمعیت کلاغ‌ها در تهران اشاره می‌کند و غذا دادن به حیوانات را یکی از عواملی می‌داند که می‌تواند بر جمعیت گونه‌ها اثر بگذارد. به گفته او، افزایش نامتوازن جمعیت یک گونه ممکن است تعادل اکولوژیک را تغییر دهد و پیامدهایی برای بهداشت عمومی داشته باشد.

او در نهایت تأکید می‌کند که مدیریت حیوانات در شهر باید بر پایه برنامه‌ای مستمر، ملاحظات بهداشتی و ارزیابی علمی انجام شود؛ نه تصمیم‌های مقطعی و واکنش‌های احساسی.

 

انتشار یافته: ۶
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار: ۳
علی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۲
0
7
درود بر استاد ارجمند آقای دکتر خلیلی
متاسفانه عده ای صحبت هایی انجام می دهند که بدیهیات را زیر سوال می برند.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۹:۱۳ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۲
0
5
احسنت بر شما
عالی بود
Academic Auditor
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۱:۴۴ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۲
2
0
اگر منظور معدوم‌ سازی گسترده است، WHO و WOAH صریحا میگویند حذف سگ‌ها به‌ تنهایی راهبرد مؤثری برای کنترل هاری نیست. از طرف دیگر، سگ بلاصاحب، سگ آزادگردِ صاحب‌ دار و سگ مبتلا به هاری یک مفهوم نیستند. تا این‌ها در آمار و سیاست‌ گذاری از هم تفکیک نشوند، هزینه گزش نیز هنوز پاسخ علمی ندارد؛ چون هزینه و اثربخشی گزینه‌ های جایگزین اصلاً مقایسه نشده‌اند.
پاسخ ها
ناشناس
| United States of America |
۰۷:۱۳ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۴
عنوان آکادمیک که نوشتید ، سگ هار هم نباشه وقتی گله ای تو خیابونها و پارکها پرسه می زنند الکی حمله می کنند به کودکان ، بچه ها و حتی افراد بزرگسال و مسن ، دوچرخه ، موتور ......برای خود من هم اتفاق افتاده که اگر کسی نبود ممکن نبود چه بلایی سرم می امد
Academic Auditor
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۵:۳۴ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۴
@ناشناس
منابع دو سازمان معرفی شده را کامل مطالعه نمایید این خبر هم کوتاه خلاصه و مفید توضیح داده
https://hakimemehr.ir/000MdJ
کامنت اول پاسخ به شماست
saman
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۵:۳۲ - ۱۴۰۵/۰۷/۲۳
1
3
در ابتدا لازم می‌دانم از استاد بزرگوار دکتر محمد خلیلی به خاطر طرح نکات تخصصی پیرامون بیماری هاری و تفکیک میان انتقال ویروس پیش از بروز علائم بالینی و ماندگاری طولانی‌مدت حیوان به عنوان ناقل پنهان صمیمانه قدردانی کنم. شفاف‌سازی علمی و اصلاح دیدگاه‌ها، همواره گامی ارزشمند در مسیر تعالی دانش محسوب می‌شود. در کنار این مباحث ارزشمند علمی، شاید تأمل کوتاهی پیرامون فضای گفت‌وگوهای حرفه‌ای خالی از لطف نباشد. گاهی در فضای رسانه‌ای حوزه دامپزشکی شاهد شکل‌گیری زنجیره‌ای از یادداشت‌ها و پاسخ‌های متقابل میان بعضی همکاران هستیم؛ روندی که گاه ممکن است تمرکز بحث را از اصل مسائل تخصصی دور کند. برای نمونه، مباحث طرح‌شده در گذشته از جمله دیدگاه‌های تخصصی اساتید محترمی همچون دکتر فتاحیان و دیگر همکاران (که بنده قصد اشاره به تک تک ندارم) نشان داد که جامعه علمی ما تا چه حد نسبت به مسائل صنف دغدغه‌مند است. این دست تعاملات، فارغ از برخی اختلاف‌نظرها، فرصتی برای بازنگری در شیوه طرح مباحث تخصصی فراهم می‌کند.
روی سخنم در این قسمت از صحبت بنده با همه همکاران است؛
بدون ورود به جزئیات یا قضاوت درباره مواضع مختلف، به نظر می‌رسد ترجیح‌دادن گفت‌وگوهای مستقیم، پرهیز از سوءتفاهم‌های رسانه‌ای و حفظ حرمت متقابل، راهکاری اثرگذارتر برای تنویر افکار عمومی صنف است. انتظار می‌رود چهره‌های محترم آکادمیک با سعه‌صدر، بیش از پیش حافظ پیوندهای حرفه‌ای و انسجام جامعه دامپزشکی باشند.

طبیعی است که مخالفت علمی، حق طبیعی هر صاحب‌نظری است؛ اما پرسش اینجاست که چگونه می‌توان تفاوت دیدگاه‌ها را به فرصتی برای هم‌افزایی تبدیل کرد تا مخاطبان با دسترسی به استدلال‌های گوناگون، به قضاوت منصفانه‌تری برسند. دامپزشکان، علاوه بر مرجعیت علمی، به دلیل جایگاه اثرگذار خود در جامعه حرفه‌ای، نقش مهمی در الگوسازی فرهنگ گفت‌وگو بر عهده دارند. انتخاب لحنی که ضمن نقد مستند یک دیدگاه، شأن و جایگاه افراد را به طور کامل حفظ کند، از ملزمات تعامل حرفه‌ای است. در موضوع اخیر حیوانات شهری و واکاوی نقش اپیدمیولوژیک گونه‌های مختلف نیز، پیشبرد کار بیش از پاسخ‌های رسانه‌ای، نیازمند نگاهی همه‌جانبه، متکی بر شواهد میدانی و هم‌فکری جمعی است. جامعه دامپزشکی امروز با چالش‌های کلان اقتصادی، آموزشی و ساختاری روبه‌روست و شایسته است انرژی و دانش ارزشمند نخبگان این حوزه، بیش از پیش صرف هم‌افزایی برای حل مشکلات مشترک صنف شود. امید است با تکیه بر اخلاق حرفه‌ای، نقد سازنده و تقویت گفت‌وگوهای اصولی، شاهد ارتقای جایگاه علم دامپزشکی و صیانت هرچه بیشتر از سلامت عمومی جامعه باشیم. در اینجا، بد نیست به یک رفتار نسبتاً رایج در مقطعی از فضای حرفه‌ای دامپزشکی نیز اشاره کنیم؛ زمانی که گویی انتقاد تند، گاه همراه با اهانت به مراکز آموزش عالی و دانشکده‌های دامپزشکی در نقاط مختلف کشور، نوعی روشنفکری و شجاعت حرفه‌ای تلقی می‌شد و حتی با تشویق و تأیید متقابل برخی همکاران همراه بود. حال آنکه میان نقد جدی و مستند عملکرد یک دانشکده با تخریب جایگاه و تحقیر آن تفاوتی اساسی وجود دارد. می‌توان از ضعف‌های آموزشی، مدیریتی و ساختاری دانشکده‌ها سخن گفت و خواستار اصلاح آن‌ها شد، بی‌آنکه به حرمت نهادهای علمی و اعتبار حرفه خود آسیب بزنیم. فراموش نکنیم که دامپزشکان و تمام سیستم دامپزشکی بخشی از هویت و سرمایه علمی همین جامعه حرفه‌ای هستند و تخریب بی‌محابای آن‌ها، حتی اگر در کوتاه‌مدت برای گوینده اعتبار یا محبوبیت رسانه‌ای به همراه داشته باشد، در نهایت می‌تواند دودش به چشم همه ما برود. هیچ حرفه‌ای با تحقیر نهادهای علمی خود قدرتمندتر نمی‌شود؛ همان‌طور که دفاع بی‌قیدوشرط از این نهادها نیز جای نقد و اصلاح را نمی‌گیرد. آنچه ضرورت دارد، نقد مسئولانه، اصلاح‌طلبی مبتنی بر شواهد و پرهیز از تبدیل تخریب دیگران به نشانه‌ای از روشنفکری است؛ زیرا حاصل چنین رویکردی ممکن است نه ارتقای دامپزشکی، بلکه تضعیف اعتبار و جایگاه اجتماعی آن باشد.
با احترام و اکرام
نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه