
حکیم مهر-دکتر محسن طاهرمیرزایی: هاری تنها یک بیماری مرگبار نیست؛ در عصر انفجار اطلاعات، با بحران دیگری نیز دستوپنجه نرم میکند: انبوهی از اطلاعات نادرست که گاهی از خود بیماری سریعتر منتشر میشوند. از روایتهایی درباره نقش سگهای پرسهزن و غذارسانی گرفته تا توصیههای نادرست درباره نحوه مواجهه با گزش، «اینفودمی» میتواند جای اطلاعات علمی را بگیرد و حتی مسیر تصمیمگیریها و سیاستهای کنترل بیماری را تحت تأثیر قرار دهد.
«دکتر امید مرادی»، رئیس بیمارستان دامپزشکی مرکزی و عضو کمیته ملی هاری، در گفتوگو با حکیم مهر، با تأکید بر ضرورت تغییر رویکرد رسانهای به هاری، معتقد است پیامهای آموزشی نباید بر ترس و نمایش خشونت بیماری استوار باشند، بلکه باید بر آموزش، پیشگیری، واکسیناسیون و مشارکت فعال مردم تمرکز کنند. او در این گفتوگو از خلأهای ارتباطی موجود، خطاهای رایج در برداشت عمومی از هاری، نقش آموزش کودکان و خانوادهها و ضرورت مقابله علمی و رسانهای با «اینفودمی» میگوید.
حکیم مهر: وضعیت فعلی ارتباطات، اطلاعرسانی و آموزش عمومی درباره بیماری هاری در ایران را چطور ارزیابی میکنید؟
ما در ارتباط با بحث اطلاعرسانی درباره هاری، یک مشکل بسیار بزرگ تحت عنوان «اینفودمی» داریم. در حوزه سلامت، بعضاً زمانهایی با چیزی مواجه هستیم که اصطلاحاً «Information Void» یا خلأ اطلاعاتی نامیده میشود؛ یعنی در شرایطی که اطلاعات کافی و درست وجود ندارد، اخبار و اطلاعات نادرست میآیند و این خلأها را پر میکنند و دسترسی جامعه به منابع درست علمی را کاهش میدهند.
در ارتباط با هاری، یکی از مشکلاتی که در کل دنیا هم وجود دارد این است که این اینفودمیها درباره این بیماری بسیار زیاد هستند. اگر الان یک جستوجوی ساده درباره هاری انجام دهید، میبینید که یکسری دادههای اشتباه خیلی سریع در نتایج ظاهر میشوند و در میان آنها، اطلاعات درست گم میشود. معمولاً نهادهای مسئول حتی اگر اظهارنظر کنند، چون بعضاً این اظهارنظرها فنی است، میبینیم که اطلاعات و اظهارنظرهای عمومی، آنها را تحتالشعاع قرار میدهد.
حکیم مهر: یک نمونه مشخص از این اطلاعات نادرست که درباره هاری در جامعه رواج پیدا کرده، چیست؟
مثلاً درباره هاری اگر جستوجو کنید، بارها صحبت میشود که سگهای اصطلاحاً پرسهزن یا ولگرد باعث این اتفاقات شدهاند و ما باید برویم با این سگها مبارزه کنیم؛ در صورتی که کمتر درباره این موضوع صحبت میشود که باید پوشش واکسیناسیون را افزایش داد و به سطح مناسب رساند.
دلیلش این است که اصولاً اینفودمیها ظاهر جذابی هم دارند. مثلاً وقتی درباره فوت یک کودک خبر منتشر میشود، این خبر آنقدر تلخ و جلبتوجهکننده است که هرچقدر هم بگویید واکسیناسیون راه پیشگیری است، ممکن است این پیام به اندازه یک خبر تلخ و هیجانی، مخاطب پیدا نکند. در چنین شرایطی، تقاضا برای یک اقدام هیجانی یا یک واکنش سریع خیلی زیاد میشود و حتی اگر شما اطلاعات علمی ارائه کنید، ممکن است خریدار چندانی نداشته باشد.
حکیم مهر: بنابراین مشکل فقط کمبود اطلاعرسانی نیست، بلکه اطلاعات صحیح هم در رقابت با اطلاعات نادرست کمتر دیده میشود؟
دقیقاً. بنابراین بحث اطلاعرسانی صحیح درباره هاری هم کم است و هم علاوه بر اینکه کم است، اطلاعات درست اقبال چندانی ندارد. حتی میبینید زمانی که عنوان میشود ایران مثلاً از نظر تلفات هاری، کشور سوم دنیاست، این موضوع از یک مصاحبه با یک فرد غیرمرتبط با موضوع شکل میگیرد، اما آنقدر درباره آن کشش ایجاد میشود که حتی مرکز پژوهشهای مجلس هم در گزارش خودش به آن استناد میکند؛ چون هرچه جستوجو میکرده، همین مطلب در نتایج بالا میآمده است.
در حالی که این ادعا ناشی از یک تفسیر اشتباه از یک مقاله بوده که در آن اسم ایران هم آمده بود. در آن مقاله، ایران در ردیف سوم اسامی قرار گرفته بود، اما مقاله نگفته بود که ایران از نظر تلفات هاری، کشور سوم دنیاست. با این حال، همین موضوع حتی یک ارگان مهم را هم به اشتباه میاندازد. این مسئله واقعاً درباره هاری وجود دارد و موارد آن هم بسیار زیاد است.
حکیم مهر: آقای دکتر، چه برداشتهای نادرستی درباره هاری میتواند باعث شود فرد خطر را جدی نگیرد یا اقدام مناسب را به تأخیر بیندازد؟
ببینید، اتفاقات مختلفی در روند هاری وجود دارد که میتواند باعث شود فرد آسیبدیده به سمت مرگ سوق داده شود. یکی از این موارد، نداشتن اطلاعات کافی است. مثلاً ممکن است فرد اصلاً نداند که واکسیناسیون هاری باید به شکل کامل و درست انجام شود.
حکیم مهر: آیا یکی از مشکلات، ناقص ماندن دوره واکسیناسیون بعد از گزش است؟
بله. گروه دوم، افرادی هستند که واکسیناسیون را کامل انجام نمیدهند. فرد فکر میکند مثلاً اگر یک نوبت یا دو نوبت واکسن زده باشد، برایش کافی است. گاهی هم مسئله به شرایط فرد و دسترسی او برمیگردد. مثلاً فرد محاسبه میکند که از خانهاش تا مرکز بهداشتی که باید مراجعه کند، در بعضی نقاط کشور فاصله زیادی وجود دارد. با خودش میگوید اگر بخواهم بروم، نصف روز یا یک روز از کارم میافتم و اگر قرار باشد چند بار برای واکسیناسیون مراجعه کنم، این زمان بیشتری از من میگیرد.
بهخصوص در مواردی که علاوه بر واکسیناسیون، اقدامات لازم برای خود زخم هم وجود دارد، ممکن است فرد یکی دو بار مراجعه کند و بعد تصور کند که همین مقدار کافی است و دیگر مراجعه نکند. بنابراین یکی از مشکلات، افرادی هستند که به هشدارها توجه جدی نمیکنند و برنامه واکسیناسیون خود را کامل نمیکنند.
حکیم مهر: آیا ناآگاهی درباره نوع تماس و نحوه انتقال بیماری هم میتواند خطرناک باشد؟
بله. افرادی هم هستند که به واسطه اینکه فکر میکنند حیوان را میشناسند یا با آن آشنا هستند، بعضی تماسها را جدی نمیگیرند. مثلاً فرد زخمی روی دستش دارد و بهصورت ناخودآگاه میرود به یک حیوان غذا بدهد و در این شرایط، تماس با بزاق سگ آلوده اتفاق میافتد، اما فرد آن را جدی نمیگیرد. ممکن است اطلاعات فرد در حالت کلی کافی باشد، اما به دلیل اینکه اطلاعات دقیقی درباره نوع مواجهه، روشهای انتقال و این موارد ندارد، نسبت به یک تماس خاص بیتوجهی کند و اقدامات پیشگیرانه لازم را انجام ندهد.
حکیم مهر: در میان گروههای سنی، کودکان چه وضعیتی دارند؟
نوع سوم، متأسفانه بیشتر کودکان هستند. این افراد معمولاً آموزش کافی درباره پیشگیری از هاری نمیبینند. مثلاً اینکه چه کارهایی باید انجام بدهی که اصلاً دچار گزش نشوی، موضوعی است که کودکان به اندازه کافی درباره آن آموزش نمیبینند. بخشی از این کودکان هم کسانی هستند که پدر و مادرشان به آنها هشدار دادهاند که مثلاً در کوچه با سگها بازی نکنند، اما وقتی گزیده میشوند، این موضوع را به خانواده اطلاع نمیدهند.
حکیم مهر: پنهان ماندن گزش یا مواجهه در کودکان چه پیامدی میتواند داشته باشد؟
هرکدام از این موارد باعث میشود بخشی از اطلاعات و دادهها اصطلاحاً ماسکه شود و نتیجه این باشد که فرد مبتلا شود. وقتی بیماری به این مرحله برسد و علائم هاری بروز کند، متأسفانه دیگر اقدام مؤثری نمیتوان برای فرد انجام داد.
حکیم مهر: اگر بخواهیم برای هاری یک نظام ارتباطات رسانهای مؤثر طراحی کنیم، پیام مطلوب باید چه ویژگیهایی داشته باشد؟
سازمانهای جهانی روی یکی از نکات بسیار مهمی که در کشور ما هم متأسفانه خیلی مغفول مانده، تأکید میکنند و آن این است که در وهله اول باید در اطلاعاتی که درباره هاری ارائه میکنیم، از نشان دادن خشونت بیماری پرهیز کنیم. نشان دادن چهره مجروحان گزش، افرادی که مثلاً در فازهای انتهایی بیماری هستند و مواردی از این دست، بیشتر باعث ترویج ترس از هاری میشود تا اینکه فرد بخواهد آموزش ببیند یا آگاهی پیدا کند که چطور میتواند از خودش محافظت کند یا در برابر هاری پیشگیری انجام دهد.
اگر پوسترهای سالهای قبل، مثلاً هفت، هشت سال پیش را نگاه کنید، حتی در نمونههای بینالمللی هم عکس سگی را میبینید که بزاقش بهشدت میریزد و چهره خشمگینی دارد و میخواهد حمله کند.
حکیم مهر: آیا در سالهای اخیر رویکرد رسانهای در زمینه هاری در سطح بینالمللی تغییر کرده است؟
بله. اگر به عکسهای برگزیده نگاه کنید، مثلاً «اتحاد جهانی علیه هاری» هر سال مسابقه عکاسی برگزار میکند و عکسهایی که الان به مناسبت پیشگیری از هاری انتخاب میشوند، بیشتر تصاویری هستند که ارتباط و تعامل بین انسان و سگ را نشان میدهند. مثلاً بچههایی را میبینید که سگ خودشان یا حتی یک سگ پرسهزن را بغل کردهاند، یا تصاویری از سگها در صف واکسیناسیون میبینید. یعنی هاری را از یک جنبه دیگر و نه صرفاً از جلوه خشن بیماری نشان میدهند.
حکیم مهر: این تغییر رویکرد چه پیامی را منتقل میکند؟
این تغییر رویکرد در واقع نشان میدهد که اگر سطح رفاهی سگها را بالا ببرید، این موضوع میتواند در پیشگیری از گزش مؤثر باشد. منظور از افزایش سطح رفاه سگها، ایجاد یک شرایط لاکچری نیست؛ منظور این است که خدمات بهداشتی، برنامه واکسیناسیون و حقوق طبیعی یک سگ، مثل دسترسی آزادانه به آب و غذا و امکان بروز رفتارهای طبیعی، فراهم باشد. اگر این شرایط مهیا شود، حیوان کمتر به سمت رفتارهایی مثل گاز گرفتن و گزش میرود.
بنابراین رویکرد رسانهای پیشگیرانه در ارتباط با هاری این است که این جنبه پیشگیری را نشان بدهیم، نه اینکه صرفاً ترس از اینکه یک سگ میتواند حمله کند یا فرد را مجروح نماید، ایجاد کنیم. اگر دقت کرده باشید، در کنفرانس امسال و سال گذشته، هیچکدام از سخنرانها اجازه پیدا نکردند تصاویر مجروحان، تصاویر افراد مبتلا یا مثلاً پوسترهایی از سگ در حال درندگی و خشونت را نمایش دهند. به هر حال، این همان تغییر رویکرد در بحث رسانهای هاری است.
حکیم مهر: چه چیزی باعث میشود مردم به پیامها و توصیههای مربوط به هاری اعتماد کنند؟
مهمترینش آموزش است. مطابق خیلی از فرایندهای دیگر، اگر ما از کودکی بحث آموزش را جدی بگیریم، باعث میشود به مرور این قضیه جدی گرفته شود. مردم ما اولاً باید در زمینه نحوه مواجهه با حیوان، نحوه پیشگیری از گزش و اقدامات متعاقب گزش آموزش ببینند. علاوه بر این، باید اطلاعات کافی درباره همین موضوعاتی که امروز گفتیم پیدا کنند. مثلاً اینکه الزاماً مبارزه با هاری از طریق جمعآوری سگها اتفاق نمیافتد.
اگر در یک منطقهای مثلاً وجود یک سگ هار اثبات شد، اولین کار باید واکسیناسیون انبوه سگهای آن منطقه باشد، نه اینکه برویم سگهای آن منطقه را جمع کنیم.
حکیم مهر: چرا جمعآوری سگها لزوماً راهکار کنترل هاری نیست؟
اگر سگهای آن منطقه را جمع کنیم، احتمال اینکه هاری بیشتر شود و این اقدام اثر عکس داشته باشد، خیلی بیشتر است. این موضوع علت اپیدمیولوژیک دارد و اگر بخواهم توضیح بدهم، بحث طولانی میشود. بنابراین آگاهیبخشی در سطح جامعه و ایجاد نوعی ترسزدایی در ارتباط با سگها اهمیت دارد. مثلاً باید از خودمان بپرسیم آیا هر سگی که وجود دارد، هار است؟ آیا هر سگی که گاز میگیرد، الزاماً باعث انتقال هاری میشود؟ مثلاً الان مطرح میشود که ۷۰ درصد گزشها مربوط به سگهای صاحبدار بوده است. آیا این به این معناست که تمام سگهای صاحبدار ما هار هستند؟ نه، اینطور نیست.
حکیم مهر: رسانهها در این زمینه چه نقشی دارند؟
اطلاعرسانی رسانهای، چه از طریق رسانههای تصویری مثل صداوسیما و چه از طریق رسانههای مکتوب، ضرورت دارد. حتی آموزش و پرورش هم در این زمینه نقش بسیار مهمی دارد. مثلاً در فیلیپین، تا کلاس نهم، آموزشهایی در کتابهای درسی درباره نحوه مواجهه با سگها و رفتار کردن با سگ ارائه میشود و این آموزشها با زبان خود کودکان و به زبانی قابل فهم برای آنها انجام میشود. این آموزشها در کشورهایی که هاری در آنها اندمیک است و میزان بروز بالایی دارد، کمک میکند فرد از قبل با این موضوع آشنا باشد و بداند چه کار کند که دچار گزش نشود.
حکیم مهر: یعنی آموزش رفتار صحیح در مواجهه با سگ میتواند حتی از وقوع گزش جلوگیری کند؟
بله. در مراسم روز جهانی هاری امسال، آقای مهندس غنی یک ویدیوی خیلی زیبایی به نمایش گذاشت که رفتار درست یک فرد باعث شد وقتی مورد حمله دو سگ قرار گرفت، گزیده نشود. این موارد باید آموزش داده شود. ویدیوهای آموزشی باید در تلویزیون پخش شود و مردم باید بدانند در چنین شرایطی چه رفتاری داشته باشند.
حکیم مهر: یکی از مشکلاتی که در بحث هاری مطرح کردید، اینفودمی و انتشار اطلاعات غلط است. آیا این مسئله در تصمیمگیریهای مربوط به هاری هم اثر گذاشته است؟
بله. مثلاً شما میبینید یک ارتباط بین غذارسانی، افزایش جمعیت سگها و هاری مطرح میشود و خیلی از مسئولان هم آن را تبلیغ میکنند، در صورتی که این موارد الزاماً مبتنی بر شواهد علمی نیست و بعضی از آنها حتی رد شدهاند.
مثلاً الان شما هر مسئولی را ببینید، اگر بپرسید چرا هاری زیاد شده، ممکن است بگوید غذارسانی زیاد شده، غذارسانی جمعیت سگها را زیاد کرده و افزایش جمعیت سگها باعث شده گزش زیاد شود. در صورتی که اینها هیچکدام لزوماً ارتباط اپیدمیولوژیک مستقیم و اثباتشدهای با هم ندارند.
هاری اساساً بیماریای نیست که وابستگی مستقیمی به عدد کلی جمعیت سگها داشته باشد. یعنی نمیتوان گفت اگر در یک منطقه مثلاً ۱۰۰ سگ وجود داشته باشد، هاری از یک منطقه دیگر بیشتر است. چنین رابطه خطی و مستقیمی وجود ندارد.
حکیم مهر: به نظر شما مشکل از کجا ناشی میشود که چنین اطلاعاتی حتی از سوی برخی مسئولان مطرح میشود؟
به نظر من سازمانهای مسئول باید در این زمینه دقت بیشتری داشته باشند. امروز نمیدانم شما ملاحظه کردید یا نه، اما واقعاً در پنل اول، مسئولین اطلاعات غلطی را منتشر میکردند. حالا سؤال این است که آیا صحبتهای یک کارشناس در سخنرانیها مطرح میشود و بعد منتشر و پخش میشود و مردم به آن استناد میکنند، یا اینکه حرفهای یک مسئول که خودش نگاه سطحی به موضوع دارد، تبدیل به مرجع اطلاعرسانی میشود؟ مثلاً یک مسئول ممکن است بگوید در آپارتمانهای کوچه ما تعداد گربهها زیاد شده، پس بنابراین هاری زیاد شده است! در حالی که تا امروز هاری از گربه در ایران منتقل نشده است. یا حیوانات صاحبدار به دلیل اهمیتی که سرپرست آنها به واکسیناسیون میدهد، درست است که بیشترین میزان گزش را دارند، ولی کمترین میزان انتقال هاری در بین آنهاست.
وقتی شما عنوان میکنید که مثلاً اقبال مردم به نگهداری حیوانات بیشتر شده، این مثل این است که بگویید واکسن بچهات را نمیزنی؟ میگوید میزنم. خب واکسن حیوانت را هم میزنی. ما اصلاً در ایران مشکل واکسیناسیون حیوانات صاحبدار و خانگی نداشتیم که بخواهیم آن را به عنوان یکی از مشکلات هاری مطرح کنیم.
حکیم مهر: پس بخشی از مشکل، انتقال نادرست اطلاعات از سطح کارشناسی به سطح تصمیمگیری است؟
بله، و متأسفانه تقصیر آن فرد هم نیست. انتقال اطلاعات از سطح کارشناسی به سطح مسئولین خوب انجام نمیشود. همین یکی از علتهایی است که هاری را به عنوان یک بیماری مورد غفلت تقسیمبندی میکند و حتی گفته میشود هاری در بین ۲۱ بیماری مورد غفلت، غفلتشدهترین بیماری است. در صورتی که شما میبینید هاری یک روز جهانی دارد، چند سال است که هر سال برای آن برنامه روز جهانی هاری و کنفرانس در سطح مسئولین ارشد برگزار میشود و هزینه قابل توجهی هم در ایران برای مبارزه با این بیماری اختصاص داده میشود. بنابراین در ظاهر، هیچگونه غفلتی در مورد هاری وجود ندارد و حتی موضوع خیلی هم مورد توجه است.
حکیم مهر: پس این «چرخه غفلت» درباره هاری از کجا شکل میگیرد؟
چرخه غفلت درباره هاری دقیقاً همینجاست. شما به ظاهر فکر میکنید که همه اطلاعاتی که درباره هاری داریم، درست است، در صورتی که این اطلاعات در ظاهر درست هستند، اما در باطن اتفاقاً کاملاً برعکس است. یکی از دلایلش هم این است که متخصصین مرتبط با موضوع در کشور زیاد نیستند. علتش هم تا حدی همین است که بحث «وانهلث» یا سلامت واحد در کشور هنوز یک موضوع نسبتاً جدید است. فقط این کافی نیست که هرکسی کار خودش را انجام بدهد و در جلسات، وظیفه خودش را خوب انجام دهد. در بیماریهایی که چند نهاد با یکدیگر همکاری دارند، رسیدن به یک تفسیر مشترک از موضوع بسیار سخت اتفاق میافتد.
حکیم مهر: آیا نمونهای از این تفاوت میان سطح تصمیمگیری و ماهیت بیماری را میتوان در بیماریهای دیگر هم دید؟
بله. مثلاً در مورد تب برفکی، بهرغم اینکه بیماری طغیان کرد و مشکلات زیادی ایجاد شد، چون یک ارگان قرار بود درباره آن تصمیم بگیرد، موضوع در همان سطح تصمیمگیری دنبال شد. یا در مورد کرونا شما ببینید که سطح مشکل با سطح تصمیمگیری و تصمیمسازان همخوانی داشت؛ شورای عالی امنیت ملی درباره آن تصمیم میگرفت. اما وقتی هاری تقلیل پیدا میکند مثلاً به یک کمیته فنی در یک سازمان یا هر ارگان دیگری که فکر میکند کار خودش را درست انجام میدهد، طبیعی است که آن مسئول ارشد که مسئول سیاستگذاری است، اصلاً در جریان موضوع قرار نمیگیرد.
اینها جزو مواردی هستند که میتوانند باعث تمایز هاری از خیلی از بیماریهای دیگر شوند و اهمیت هاری را باز هم بیشتر نشان دهند.
حکیم مهر: مردم در برنامههای ارتباطی و کنترل هاری فقط دریافتکننده پیام هستند یا باید نقش فعالتری داشته باشند؟
مردم خیلی نقش فعالتری میتوانند داشته باشند. این موضوع هم در دنیا اثبات شده و هم در تجربههای ایران وجود داشته است. اگر آموزش را بهصورت استاندارد برای افراد، یعنی ذینفعان یا افرادی که در معرض مواجهه هستند، انجام بدهید، خود این افراد تبدیل به کسانی میشوند که آموزشها را به اطرافیانشان منتقل میکنند.
حکیم مهر: آیا در ایران هم تجربهای از این انتقال آموزش از فرد آموزشدیده به خانواده و اطرافیان وجود داشته است؟
بله. مثلاً ما در تجربهای که در بیرجند داشتیم، کودکی که آموزش میدید، وقتی بعدازظهر به خانه میرفت، اگر به او یک سرتیفیکیت یا گواهی میدادید که مثلاً نشان میداد اقدامات مراقبتی از خودش در مقابل سگها را یاد گرفته است، همان گواهی را با خودش به خانه میبرد. بعد میدیدید چیزهایی را که آموزش دیده بود، مثلاً برای خواهر بزرگترش تعریف کرده بود یا برای پدر و مادرش توضیح داده بود. مثلاً میگفت باید دستمان را یک ربع بشوییم یا درباره اقدامات دیگری که یاد گرفته بود، با خانواده صحبت میکرد. بنابراین پدر و مادر هم بهصورت غیرمستقیم از آن آموزشها بهرهمند میشدند.
حکیم مهر: بنابراین مردم میتوانند خودشان به بخشی از شبکه انتقال پیامهای سلامت تبدیل شوند؟
دقیقاً. مردم بسیار، بسیار میتوانند نقش تأثیرگذار و پراهمیتی ایفا کنند و این نقش را برعهده بگیرند.
حکیم مهر: اگر فقط یک ضعف ارتباطی موجود درباره هاری در ایران را بخواهید اصلاح کنید، آن ضعف چیست؟
من اگر مسئولیتی در بحث رسانه بهداشتی داشتم، سعی میکردم تا جایی که امکان دارد با «اینفودمی» مبارزه کنم. یکی از راههای مبارزه با اینفودمی، انتشار گسترده اطلاعات درست است؛ اطلاعاتی که بر پایه «Evidence» یا شواهد باشد، در دنیا اثبات شده باشد و مبنای علمی داشته باشد. این اطلاعات باید بیاید و به ابطال اینفودمیها بپردازد. بنابراین یکی از مشکلات بزرگ و شاید بزرگترین مشکل ارتباطی یا رسانهای هاری، بحث وجود گسترده اطلاعات اشتباه است. اگر بخواهیم مهمترین کاری را که در این زمینه میتوان انجام داد مشخص کنیم، من فکر میکنم این است که این اطلاعات اشتباه را ابطال کنیم.
حکیم مهر: برای ابطال اینفودمیها چه روشهایی میتوان به کار گرفت؟
روشهای مختلفی وجود دارد؛ مثلاً فکتچکینگ یا راستیآزمایی. اما اولین قدم این است که ما تشخیص بدهیم با چه نوع اطلاعات نادرستی مواجه هستیم. مثلاً یکی از روشها «چریپیکینگ» یا انتخاب گزینشی اطلاعات است.
فرض کنید شما یک مقاله را میخوانید و در آن یک جمله نوشته شده است، در حالی که کل مقاله دارد همان ادعا را رد میکند. بعد یک نفر همان یک قسمت از مقاله را بیرون میکشد و میگوید: «در مقاله فلان هم این موضوع نوشته شده است.» در صورتی که این قسمت باید بررسی و ابطال شود و گفته شود که این برداشت اشتباه است، چون نتیجه کلی مقاله چیز دیگری است.
حکیم مهر: آیا اینفودمی فقط از طریق برداشت نادرست از منابع علمی ایجاد میشود؟
نه، روشهای مختلفی وجود دارد. مثلاً یک مورد دیگر میتواند توهم توطئه باشد. به فرض، یکسری افراد در ارتباط با موضوع هاری میآیند و مرتب میگویند: «فلانی که با من مخالفت میکند، عناد شخصی دارد.» بعد مرتب استناد میکنند که مثلاً در فلان کنفرانس به من پاسخ داده یا با من مخالفت کرده است. اینها هم میتواند از روشهایی باشد که در شکلگیری و انتشار اطلاعات نادرست مورد استفاده قرار میگیرد.
حکیم مهر: آیا رسانهها و خبرنگاران میتوانند این الگوها را شناسایی کنند؟
بله. روشهای مختلفی وجود دارد که یک خبرنگار یا یک سیستم رسانهای میتواند از طریق آنها اینفودمی را تشخیص بدهد و بگوید این فرد یا این جریان، الان از چه تکنیکی استفاده میکند. اتفاقاً این موضوع فقط مربوط به حوزه سلامت نیست.
حکیم مهر: آیا نمونه یا مطالعهای در این زمینه وجود دارد که بتوان از آن برای فهم بهتر این موضوع استفاده کرد؟
بله. این هم بد نیست گفته شود که در نیوزیلند، یکی از دانشگاههای حوزه بهداشت، مطالعهای انجام داده بود و بررسی کرده بود که الگوهایی که شرکتهای دخانیاتی، شرکتهای تولیدکننده نوشابه و در گذشته شرکتهایی که بنزین با میزان سرب بالا تولید میکردند، برای جا انداختن محصول خودشان و کماهمیت جلوه دادن عوارض آن استفاده میکردند، تا چه حد به هم شبیه بودهاند. خیلی جالب بود که بعداً وقتی این الگوها را بررسی کردند، دیدند اینفودمیهای حوزه سلامت هم خیلی شبیه همین الگوها هستند.
حکیم مهر: این الگوها در حوزه هاری چطور میتوانند خودشان را نشان دهند؟
مثلاً فرض کنید من میآیم و میگویم: «شما باید عقیمسازی سگها را انجام بدهید؛ این کار باعث میشود بتوانید جمعیت را مدیریت کنید.» بعد طرف شروع میکند به اینکه: «نه، عقیمسازی را که ما نمیتوانیم انجام بدهیم. این آقا اگر میگوید عقیمسازی، به این دلیل است که خودش جراح است و میخواهد منفعتی داشته باشد و برای خودش کیسهای دوخته است.» یعنی سطح آن قضیه را آنقدر تقلیل میدهند و پایین میآورند که یک موضوع علمی و تخصصی را تبدیل به یک مسئله شخصی میکنند.
اینها روشهای مختلفی هستند که یک خبرنگار یا یک سیستم رسانهای باید بتواند آنها را تشخیص بدهد و بگوید این فرد یا این جریان، الان از این تکنیک استفاده میکند.
حکیم مهر: در نهایت، مقابله با شبهعلم و اینفودمی چه تأثیری بر سلامت جامعه خواهد داشت؟
مجموعه این موارد در کنار هم، یعنی اگر ابطال شبهعلم و ابطال این اینفودمیهایی که وجود دارد اتفاق بیفتد، من فکر میکنم کمک بسیار، بسیار بزرگی به بحث سلامت جامعه از لحاظ بهداشتی خواهد کرد.
حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.
متفاوت دیده شدن ۰، بزرگترین آفت اهل علم ایرانی است ! ساحت علوم تجربی، مدار ادبیات پارسی نیست! پروتکل ها و دستورالعمل های کنترل و حذف هاری در دنیا و اکوسیستم های مختلف براساس تجربیات متعدد و مدل سازی های فضایی و ریاضی اثبات شده، مدون و قابل بهره برداری است،چرخ را از نو نباید ساخت... اشکال اصلی سیستم ما،ناتوانی و ناکارآمدی کمیته مبارزه هاری است که بر اساس مدل های کاسبی تشکیل شده است!! سیستمی که بعد از صدسال هنوز از ارائه اطلاعات پایه این ویروس و اپیدمیولوژی و ژنوتایپینگ و درمان پیشگیری مربوط به ان ناتوان و الکن است! نگاهی به سمینارها،کارگاه ها و همایش های مربوط به هاری در این بیست سال و با خروج دکتر احمد فیاض از انستیتو پاستور ایران نشان دهنده ی ، باری به هر جهت شدن جلسات می زاشد
|
جناب ناشناس، کمیته ملی هاری برای اولین بار در کشور "سند ملی حذف مرگ انسانی هاری منتقله از سگها" و "برنامه جامع اقدام ملی علیه هاری" را تدوین کرده که اخیراً هم رونمایی شده و وارد مراحل اجرایی شده است. نسخه انگلیسی سند هم برای سازمان جهانی بهداشت ارسال شده و وضعیت ایران از کشورهای فاقد برنامه برای هاری در امرو تغییر کرده:
سلام
|
مصاحبه شونده هم خودشان دچار خلط موضوع شدند که ارشاد شدند
|
احسن بر دکتر میرزمانی عزیز.
|
بر چه اساسی تصور کردید که ایشون با اصطلاحات ی که نوشتید، آشنایی ندارند؟ کامنت شما خیلی بی ربط است. اتفاقا ایشون با این موارد مشخص است که آشنایی کامل دارند. بفرمایید که دقیقا کجای صحبت های ایشان این موارد تفکیک نشده؟
|
@Raibies educator
بیخیال آقای دکتر
|
با سلام.بزرگترین مشکل جامعه ایران زدن برچسب هایی این چنینی ست.جناب دکتر و تیم شان سالهاست در این زمینه فعالیت داشتند و دارن
به گزارش تسنیم، معاونت پیشگیری از وقوع جرم دادسرای عمومی و انقلاب تهران در نامهای خطاب به مدیرعامل سازمان مدیریت پسماند شهرداری تهران نوشت:
|
بزرگترین مشکل جوامع جهان سوم وجود باورهای این چنینی است.حل مشکلات جامعه بر اساس و اصول علمی و بین المللی ست.که با توجه به تجارب بین المللی هزینه ها کاهش می یابد و متایج به مراتب بهتری بدست می آیند
مصاحبه بسیار خوب و ارزشمندی بود. هم سؤالات خبرنگار هوشمندانه و هدفمند طراحی شده بود و هم پاسخها دقیق، علمی و در عین حال قابل فهم برای عموم. بهویژه پرداختن به مسئله اطلاعات نادرست و تأثیر آن بر سیاستگذاریهای هاری، از نقاط قوت این گفتوگو بود. امیدوارم شاهد مصاحبههای بیشتری با این رویکرد باشیم.
سلام
درود بر شما
با سلام
|
متاسفانه کسانی درمورد هاری اظهار نظر میکنند که صلاحیت اینکار را ندارند.
|
با تمام وجود از ثبت نظر سرکارعالی در پاسخ به مصاحبه انجام شده متشکرم
درود بر دکتر مرادی باسواد و شریف
بسیار درست و بهجا بود.
بسیار عالی بود، بی نهایت ممنون بخاطر انتشار این مصاحبه، اولین قدم برای رسیدگی به هر موضوع، بررسی اولیه دقیق و علمی و گردآوری اطلاعات صحیح و بدون اشتباه و غرض ورزی هست.
بسیار بسیار عالی و راهگشا بود. این گفتگوها کمک بزرگی است به انتقال دانش و اتخاذ تصمیمهای مهم ملی. از جناب دکتر مرادی و حکیم مهر ممنونم.
چهارصد و چهل هزار نفر حیوان گزیدگی و از دست دادن و داغ عزیزانمان در اثر ابتلا به هاری نتیجه عدم اجرای قانون و دستورالعمل ها است
در مورد بحث عقیم سازی و کنترل جمعیت سگها، به نظر میاد اشاره به احتمال تعارض منافع لزوماً مغالطه نیست؛ اگر مستند و مرتبط باشد، باید افشا و بررسی شود. معیار منصفانه این است که هم انگیزههای احتمالی را شفاف کنیم و هم خودِ ادعا را مستقل از گوینده بسنجیم.
واقعا باید چند تا بچه دیگه تکه پاره بشن تا شما دست ازحمایت بیجا از سگهای بلاصاحب بردارید؟ خداییش عذاب وجدان ندارین ؟ شب راحت میخابین؟
با سلام و با تشکر از جناب دکتر مرادی و جناب مهندس طباطبایی و جناب دکتر فصیحی هرندی که سالهاست در این زمینه در حال اگاهی رساندن و ترویج علم در زمینه مدیریت جمعیت سگ ها و بیماری هاری هستند.امیدوارم تلاش های شبانه روزی شما دررساندن اگاهی و دانش اجر نهاده شود.امروز اگر من بعنوان یک امدادگر یا یک حامی فعال حوزه ی میدانی اطلاعاتی درست و علمی و اصولی دارم این را مدیون شما عزیزان هستم
واقعاً باید به همه کسانی که پشت نقاب حمایت از حیوانات، سگها رو قلادهای برای منافع و شهرت خودشون کردهاند و تا کسی حرف علمی و منطقی میزنه، بهجای پاسخ مستند بهش حمله میکنند، گفت: شرم بر شما!
حمایت از حیوانات یعنی دفاع از علم، اخلاق و راهکارهای مؤثر.
بهتره درباره هاری، نه غذارسانی را بی دلیل مقصر بدانیم و نه بیاثر چراکه ملاک باید شواهد اپیدمیولوژیک و نتایج واقعی مداخلات باشد