صفحه خبر (ویژه چپ)
کد خبر: ۷۱۳۰۷
تعداد نظرات: ۳ نظر

طنز تلخی است اگر تعداد داروخانه‌های دامپزشکی از تعداد کلینیک‌ها بیشتر شود/ قصۀ پر غصۀ دستمزد - دکتر کامران شریفی


قصۀ پر غصۀ دستمزد

دکتر کامران شریفی

دانشیار دانشکدۀ دامپزشکی دانشگاه فردوسی مشهد

در لطیفه‎ای نه چندان لطیف از زبان یک پزشک متخصص نقل می‎شود که موقع پرداخت حق ویزیت پزشک صدای بیمار در می‎آید ولی در پرداختِ دستمزد چند صد هزاری و گاهی چند میلیونی آرایشگر زنانه با نامِ «.... جون» تردیدی ندارند. رئیس بیمارستان رباط کریم (اینجا) هم حسرت تاسیس آرایشگاه زنانه را می‎خورَد.

در برخی از فیلم‎های قدیمی مربوط به دوران پهلوی اول افرادی با کت و شلوار و کراوات و یا پاپیون با موهایی کتیرا زده، روی صندلی‎های بلندِ پایه داری می‌نشینند و واکسی، بدون درآمدن کفش از پای مشتری، مثل بالانس روکارِ چرخ اتومبیل واکس روکار می‎زند. نگارنده در سال ۷۴ در خیابان لطفعلی خان زندِ شیراز بین چهارراه خیرات و چهار راه مشیر مغازه‎ای کفاشی دید که این صندلی بلند در آنجا بود. صاحب مغازه ریش سفید پت و پهنی داشت که علتش بازی در فیلم بود. وقتی از وی پرسید که چرا دیگر به روال سابق از این صندلی برای واکس روکار کفش استفاده نمی‎کند، جواب شنید که دستمزد واکس روکار در قدیم (۵۰ ریال) معادل قیمت یک پرس چلوکباب بود و اینک در برابر ارائۀ چنین خدمتی معادل یک پرس چلوکباب پول نمی‎دهند و صرفۀ اقتصادی ندارد. در آن روزگار سینماها غلغله بود و مردمی که در صحرا و دشت و خیابان و بیابان و سیزده بدر با کت و شلوار و کراوات و موی کتیرا زده ظاهر می‎شدند  خیلی ناجور می‎شد که کفش کثیف به پا داشته باشند؛ مثل ماشین شیکی  که گلگیر آن قُر شده باشد.

با برنامۀ تعدیل اقتصادی اولین رئیس جمهور فقید با میدان داری دکتر محمد طبیبیان در حدود سال‎های ۱۳۶۸ به بعد حوزۀ تحصیل از حوزۀ اشتغال جدا شد و درس خواندن الزاماً به معنای امکان دستیابی به اشتغال نبود. مثل دومینو رشته‎های دانشگاهی در برابر واقعیات اقتصادی اجتماع فرو ریختند تا کار به امروز و وضعیت اشتغال و دستمزد پزشکان رسید که در چشم عوام گل سرسبد رشته‎های دانشگاهی بوده و هستند.

در اوایل دهۀ ۵۰ هجری شمسی طرح کارانه در حرفۀ پزشکی به اجرا گذاشته شد. مقامات وزارت بهداری آن زمان به این نتیجه رسیدند که برای به شوق آمدن اهل طبابت طرحی به نام فی فور سرویس یا دستمزد برای کار اجرا کنند تا بیمارستان‎ها هم مثل ادارات نشوند. به این ترتیب پزشک وزارت بهداری علاوه بر حقوق مستمر خویش برای ویزیت هر بیمار هم دستمزدی جداگانه می‎گرفت.

اینک دستمزد و ویزیت پزشکان که می‎بایست آخرین حرفه‎ای باشد که صدایشان از این بابت درمی‎آید، در مقایسه با کشورهای دیگر بسیار نازل می‎نماید و در نتیجه واکنش‎های پاتولوژیک در سیستم سلامت رخ می‎دهد. پزشکان بسیاری دیده می‎شوند که به فعالیت‎های زیبایی یا ترک اعتیاد کوچ کرده‎اند و اصل کار که معاینه دقیق بیمار و به ویژه اخذ سابقه جزء مهمی از آن است را دیگر برای تامین یک زندگی متوسط کارآمد نمی‎بینند؛ اگر روی معاینۀ دقیق و اخذ سابقه وقت زیاد نگذارند، کسری آن را باید با آزمایش‎ها و عکس‎های متعدد جبران کرد که تقریباً در خانۀ بسیاری از ایرانیان یک بغل از آنها دیده می‎شود. هزینه آن هم از سوی سیستم بهداشتی و بیمه‌ها پرداخت خواهد شد. برای این که بتوان درآمد کافی داشت باید خط تولید راه انداخت و منشیِ برخی متخصصین چند تا بیمار را با هم داخل می‎فرستد تا در یک زمان معین و محدود تعداد بیشتری بیمار ویزیت شود.

رئیس محترم نظام پزشکی اخیراً در بیاناتی فرمودند به ‌زودی به‌دلیل کمبود پزشک مجبور به وارد کردن پزشک از هند و پاکستان و بنگلادش خواهیم بود. اما خیالی باطل است؛ با این دستمزدها و شرایط فعلی احتمالاً تن به کار در ایران نخواهند داد. گو این که بهترین‎هایمان هم دارند می‌روند و ایضا باید نگران اساتیدِ به ویژه جوانِ دانشگاه‎ها بود.

به نظر نگارنده می‎رسد که شبکه‎ای از نوع تار و پود در بین دستمزدهای لایه‌ها و اصناف مختلف اجتماع وجود دارد که باید تعادل ظریفی بین آن‎ها برقرار باشد تا تعادل جامعه بر هم نخورد. وقتی که صنف آرایشگر مردانه دیگر از پس هزینه‎های پیرایشگاهش برنمی‎آید، نشانۀ دیگری از برهم خوردن تعادل دستمزدی بین اصناف است. تاکسی‎ها که هر چند وقت یک بار صدایشان درمی‎آید. وقتی که تقاضا برای تغییر پروانۀ کار دامپزشکان از کلینیک دامپزشکی به تاسیس داروخانه بالا برود، یعنی بین زحمات و خدمات از یک طرف و درآمد از طرف دیگر تعادل برقرار نیست. طنز تلخی است اگر تعداد داروخانه‎های دامپزشکی از تعداد کلینیک‎ها بیشتر شود.

این تار و پود اگر از جا در برود، به سختی روی تعادل خواهد دید. وضعیت حاضر را سال‎ها پیش محمد قائد در مجلۀ لوح شماره ۵ مرداد ۱۳۷۸ در مقالۀ درخشانی با عنوان «حقوق و دستمزد متخصصان: شبح آینده و آب باریک» در خشت خام دیده بود؛ حتماً بخوانیدش. اگر تلنگ تعادل دستمزدها در برود، لنگر تعادل اجتماعی محال است که به این زودی‎ها به سر جای خود برگردد.

۱۴۰۱/۰۶/۱۵

منبع: کانال تلگرام لوح (یادداشت های شخصی دکتر کامران شریفی)


انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار:
درد کشیده
|
Germany
|
۰۳:۱۰ - ۱۴۰۱/۰۶/۱۸
0
5
درد این هست که همه از قانون و مزایا یکسان برخوردار نباشن و چون قبلتر از ما مجوز گرفتید ما اجازه کار نداریم، اگر صرفه اقتصادی ندارد جمع کنید ما کار کنیم، اگر ترس شما کوچک شدن سفره درامد هست،. ما هم سفره ای داریم ولی خالی
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۰:۰۲ - ۱۴۰۱/۰۶/۱۸
7
3
دکتر شریفی گرامی پزشک هستند که در این حوزه نظر می دهند؟! بهتر نیست در مورد مشکلات دامپزشکی بنویسند و پا در کفش رشته دیگری که قطعا ایشان و نظراتشان را اصلا اهمیت نمی دهند نکنند؟
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۵:۳۹ - ۱۴۰۱/۰۶/۱۸
0
3
امید هست این نوشتن های شما و امثال شما، یک روزی مسئولین را از خواب بیدار کند، در بی امیدی محض به زنده مانی ادامه می دهیم
نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه