صفحه خبر (ویژه چپ)
کد خبر: ۸۴۹۵۶
تعداد نظرات: ۱۱ نظر
گفت‌وگوی حکیم مهر با «دکتر محمدعلی جاویدی» دامپزشک و رئيس بیمارستان ۵۲۱ ارتش:

از فعالیت در حوزه طب اسب و فدراسیون سوارکاری تا ریاست یک بیمارستان انسانی؛ تجربه‌ای که نشان داد دامپزشکی فراتر از کلیشه‌هاست/ اعتبار حرفه‌ای، خودش یک سرمایه است

«دکتر محمدعلی جاویدی» مدیری است که تجربه زیسته در ایلخی مراغه، سوارکاری نظامی، فدراسیون سوارکاری کشور و مدیریت بحران کرونا را در هم آمیخته و نشان داده است دامپزشکی می‌تواند فراتر از کلیشه‌های رایج، در حساس‌ترین سطوح تصمیم‌سازی و اجرا اثرگذار باشد ...

حکیم مهر- محسن طاهرمیرزایی: از «یک انتخاب آگاهانه در کنکور سال ۱۳۷۷« تا «فعالیت به‌عنوان نخستین دامپزشک رئیس یک بیمارستان انسانی در تاریخ کشور»؛ گفت‌وگوی پیش‌رو روایت مسیر حرفه‌ای «دکتر محمدعلی جاویدی» دامپزشک و رئیس بیمارستان ۵۲۱ ارتش است؛ مدیری که تجربه زیسته در ایلخی مراغه، سوارکاری نظامی، فدراسیون سوارکاری کشور و مدیریت بحران کرونا را در هم آمیخته و نشان داده است دامپزشکی می‌تواند فراتر از کلیشه‌های رایج، در حساس‌ترین سطوح تصمیم‌سازی و اجرا اثرگذار باشد.

مصاحبه‌ی دکتر جاویدی با حکیم مهر، داستان عبور از درمان اسب تا مدیریت بحران‌های انسانی، از حفظ یک مجموعه تاریخی تا احیای یک بیمارستان در آستانه سقوط و از انتخاب‌های دشوار حرفه‌ای تا ساختن اعتبار ماندگار برای یک رشته است.

حکیم مهر: آقای دکتر، ورودی چه سالی هستید و چه شد که رشته دامپزشکی را انتخاب کردید؟ آیا از ابتدا به این رشته علاقه داشتید یا دست تقدیر شما را به این مسیر وارد کرد؟

من ورودی سال ۱۳۷۷ و فارغ‌التحصیل سال ۱۳۸۳ دانشکده دامپزشکی تبریز هستم. واقعیت این است که دامپزشکی را با علاقه انتخاب کردم. آن زمان خانواده‌ام ساکن تهران بودند و من گزینه‌های مختلفی داشتم؛ از علوم آزمایشگاهی گرفته تا مترجمی زبان انگلیسی در تهران و حتی قبولی رزرو پزشکی قم. چون سال سوم دبیرستان، در نظام قدیم قبول شده بودم، سال چهارم هم مجدداً دیپلم گرفتم و در نهایت میان این انتخاب‌ها، دامپزشکی را آگاهانه برگزیدم و سال ۷۷ برای تحصیل به تبریز رفتم.

حکیم مهر: از همان دوران دانشجویی، گرایش یا علاقه خاصی در دامپزشکی داشتید؟

بله. در ابتدا علاقه‌ام بیشتر به حوزه طیور بود. از حدود سال ۱۳۸۰، روی منابع خارجی کار می‌کردیم و حتی یادم هست که شروع به ترجمه کالج‌ها و منابع تخصصی کرده بودیم. اما خب همیشه همه‌چیز دقیقاً مطابق برنامه پیش نمی‌رود و مسیر آدم ممکن است تغییر کند.

حکیم مهر: این تغییر مسیر از کجا شروع شد؟ چه عاملی شما را به سمت دامپزشکی نظامی و به‌ویژه حوزه اسب سوق داد؟

ریشه‌اش هم خانوادگی بود و هم یک تجربه ذهنی خاص. پدرم خلبان نیروی هوایی و در مقطعی هم در هوانیروز نیروی زمینی بودند و پدربزرگم هم از سرهنگ‌های ارتش بود که سال ۱۳۴۵ فوت شدند. یک روز آگهی استخدام اداره دامپزشکی ارتش را در روزنامه دیدم. دقیق نمی‌دانم چرا، اما همان لحظه حسم به آن سمت رفت.

این حس بی‌ارتباط با یک خاطره قدیمی نبود. حدود سال ۷۸ یا ۷۹، با اتوبوس دانشگاه برای بازدید از یک مرکز پرورش ماهی در شهرستان مراغه می‌رفتیم. اتوبوس از کنار یک باشگاه سوارکاری رد شد؛ دیدم افرادی با لباس نظامی در حال سوارکاری و تمرین اسب هستند. همان‌جا با خودم گفتم چقدر فضا شیک و خاص است و ای‌کاش روزی من هم بتوانم اینجا باشم. آن محل، آمادگاه ۵۰۲ ایلخی مراغه بود؛ تنها مرکز پرورش و اصلاح نژاد اسب و باشگاه سوارکاری ارتش و در آن زمان قدیمی‌ترین مجموعه از این نوع.

حکیم مهر: پس می‌شود گفت همان تصویر، بعدها روی انتخاب شغلی شما اثر گذاشت؟

دقیقاً. آن تصویر به‌نوعی در بک‌گراند ذهن من ماند. وقتی آگهی استخدام ارتش را دیدم، همان خاطره دوباره زنده شد. در آزمون استخدامی شرکت کردم و نفر دوم دوره شدم. حق انتخاب محل خدمت وجود داشت. نفر اول، که یادم هست دکتر عسگری بودند، هوانیروز را انتخاب کردند. من هم می‌توانستم هوانیروز را انتخاب کنم، اما به‌دلیل شرایط پدرم و خاطراتی که از دوران جنگ داشت، ترجیح دادم این مسیر را نروم.

در نهایت تشکیلاتی به نام «الف دامپ نزاجا» یا اداره دامپزشکی نیروی زمینی ارتش را انتخاب کردم که در خیابان نواب تهران مستقر بود؛ خیابانی که اتفاقاً نام «دامپزشکی» هم از همین تشکیلات گرفته شده است.

حکیم مهر: از میان گزینه‌های مختلف، چرا مراغه را انتخاب کردید؟

من نفر دوم بودم و می‌توانستم از میان حدود ۱۰ شهر انتخاب کنم، اما همان پیش‌زمینه ذهنی باعث شد آمادگاه ۵۰۲ ایلخی مراغه را انتخاب کنم. بعد از طی دوره آموزشی، در سال ۱۳۸۳ وارد همان باشگاه سوارکاری ارتش شدم؛ جایی که سال‌ها قبل، در دوران دانشجویی، آرزوی کار در آن را داشتم. از صفر شروع کردم و عملاً وارد لاین اسب شدم.

حکیم مهر: فعالیت شما در آمادگاه ۵۰۲ فقط محدود به درمان بود یا کارهای زیرساختی هم انجام دادید؟

اصلاً محدود به درمان نبود. طرح‌های زیادی در ذهن داشتم. اولین بیمارستان دامپزشکی آن مجموعه را حدود سال ۱۳۸۴ راه‌اندازی کردم. کم‌کم علاقه‌ام به تاریخچه این آمادگاه هم زیاد شد؛ آمادگاهی که قدمتش به سال ۱۳۰۱ برمی‌گشت. شروع به جمع‌آوری اسناد، کتاب‌های قدیمی و بازنویسی آن‌ها کردم. چند سالی نگذشت که احساس کردم برای این مجموعه حرفی برای گفتن دارم.

حکیم مهر: ورود شما به هیئت سوارکاری استان آذربایجان شرقی چگونه اتفاق افتاد؟

در ابتدا اصلاً نمی‌دانستم چیزی به نام هیئت سوارکاری استان وجود دارد. من سعی می‌کردم همه کارها را از مسیر ارتش جلو ببرم، اما به موانعی می‌خوردم. یکی از دوستان پیشنهاد داد با هیئت سوارکاری صحبت کنم. همین ارتباط باعث شد سال ۱۳۸۸ رئیس کمیته دامپزشکی هیئت سوارکاری استان شوم و در سال ۱۳۹۴ هم به‌طور هم‌زمان ریاست کمیته استعدادیابی و آموزش را برعهده بگیرم.

حکیم مهر: در این سال‌ها خودتان هم در فضای مسابقات حضور فعال داشتید؟

بله، چند سالی در هیئت فعال بودم. چون در ایلخی همیشه با ۳۰۰ تا ۴۰۰ رأس اسب سروکار داشتم، فضای مسابقات برایم بسیار جذاب بود. به‌عنوان «دامپزشک میدان» در مسابقات حضور داشتم. یادم هست آقای مهندس جوان‌بخت، رئیس وقت هیئت سوارکاری استان، سال ۱۳۹۳ به من پیشنهاد داد که برای ریاست هیئت سوارکاری استان آذربایجان شرقی کاندیدا شوم؛ پیشنهادی که اصلاً به ذهنم هم نمی‌رسید.

حکیم مهر: نتیجه آن انتخابات چه شد؟

در انتخابات شرکت کردم؛ رقبای بسیار جدی و سرسختی هم داشتم. در نهایت از ۲۷ رأی، ۲۶ رأی را در سال ۱۳۹۴ کسب کردم و به‌عنوان رئیس هیئت سوارکاری استان آذربایجان شرقی انتخاب شدم؛ در حالی که هم‌زمان معاون فنی آمادگاه ۵۰۲ ایلخی مراغه و باشگاه سوارکاری ارتش هم بودم.

حکیم مهر: در کنار فعالیت‌های اجرایی، به مستندسازی و نوشتن هم پرداختید. این مسیر به کجا رسید؟

تا آن مقطع، سه چهار دست‌نوشته آماده کرده بودم، اما راستش جذابیتی برای چاپ نشان داده نشد. تاریخچه آمادگاه ایلخی را هم به‌طور کامل استخراج کرده بودم. با این حال، به برخی از آرزوهایی که در باشگاه سراسری ارتش داشتم نرسیدم. البته کارهای مهمی انجام شد که شاید مهم‌ترین آن‌ها جلوگیری از فروش این مرکز قدیمی بود.

حکیم مهر: ماجرای جلوگیری از فروش آمادگاه ۵۰۲ ایلخی چه بود؟

این آمادگاه حدود ۲۲ هکتار وسعت داشت و در لیست سیاه فروش نزاجا قرار گرفته بود. من خیلی برای حفظ آن تلاش کردم. اما خوشبختانه امروز این مجموعه همچنان سرپاست و من خدا را بابتش شاکرم. احساس می‌کنم یکی از مؤثرترین کارهای زندگی حرفه‌ای‌ام همین بود.

حکیم مهر: بعد از این دوره، مسیر حرفه‌ای شما به سمت وزارت ورزش و هیئت سوارکاری تغییر کرد؟

بله، دست قضا من را به سمت تشکیلات وزارت ورزش برد و رئیس هیئت سوارکاری استان آذربایجان شرقی شدم. زمانی که هیئت را تحویل گرفتم، اگر اشتباه نکنم رتبه ۲۴ کشور را داشت و فقط یک یا دو کمیته فعال بودند. چون خودم قبلاً عضو هیئت بودم، هم شناخت داشتم و هم انگیزه جدی برای تغییر.

حکیم مهر: چه اقداماتی باعث این تحول در هیئت سوارکاری استان شد؟

تمام کمیته‌ها را فعال کردیم و استان را به‌صورت جدی وارد چرخه مسابقات و فعالیت حرفه‌ای کردیم. در سال ۱۳۹۵، رتبه هیئت سوارکاری استان آذربایجان شرقی را به رتبه سوم کشور رساندیم. استان عملاً متحول شد؛ تقریباً تمام شهرستان‌ها فعال شدند و مسابقات مختلفی با دعوت از داوران خارجی و اروپایی رده یک برگزار کردیم. استان به گریدی رسید که امروز هم خیلی‌ها به آن اشاره می‌کنند.

حکیم مهر: این عملکرد، شما را به سطح ملی هم رساند؟

بله. آقای دکتر مسعود خلیلی، رئیس وقت فدراسیون سوارکاری کشور، از من دعوت کردند که در بدنه و تشکیلات فدراسیون هم فعالیت داشته باشم. می‌شود گفت نوعی استعدادیابی از طرف ایشان صورت گرفت و پتانسیل استان و مدیریت ما دیده شد.

حکیم مهر: در فدراسیون سوارکاری چه مسئولیت‌هایی بر عهده گرفتید؟

در سال ۱۳۹۵ دبیر کمیته استقامت فدراسیون سوارکاری کشور شدم و هم‌زمان دبیر کمیته آموزش هم بودم. همان سال، طی حکمی به‌عنوان سرپرست تیم ملی پرش با اسب کشور منصوب شدم. علاوه بر این، ریاست کمیته برگزاری مسابقات جشنواره‌ها و زیبایی در تمامی نژادها در سطح کشور را هم بر عهده داشتم. شاید هم‌زمان شش مسئولیت داشتم که جالب این بود در همه آن‌ها رکورد ثبت شد.

حکیم مهر: یکی از این رکوردها، به یک موفقیت بین‌المللی مهم برمی‌گردد. درباره آن توضیح می‌دهید؟

بله. زمانی که سرپرست تیم ملی بودم، بعد از حدود ۵۰ سال، با یک‌سری تدابیر و برنامه‌ریزی‌ها، موفق شدیم در کشور جمهوری آذربایجان جام علی‌اف را کسب کنیم. گرفتن ویزا برای من به‌دلیل اشتغال در ارتش بسیار سخت بود، اما در نهایت با حضور سوارکار ارزنده کشورمان، آقای مازیار جمشیدخانی، این جام را گرفتیم؛ موفقیتی که تا آن زمان با هیچ سرپرستی برای ایران رقم نخورده بود.

حکیم مهر: این تجربه بین‌المللی چه تأثیری روی نگاه شما به آمادگاه ایلخی مراغه گذاشت؟

سال‌های ۹۷ و ۹۸ که از آذربایجان برگشتم، یادم هست مسابقه‌ای که آنجا برگزار شد در سطح بسیار بالایی بود؛ یک مسابقه بین‌المللی در باشگاهی متعلق به نیروهای نظامی جمهوری آذربایجان. همان‌جا با خودم گفتم چرا آمادگاه ایلخی مراغه، با قدمتی بسیار بیشتر از آن باشگاه، نباید چنین جایگاهی داشته باشد؟ این فکر جرقه‌ای شد برای یک حرکت بزرگ.

حکیم مهر: نتیجه این ایده چه شد؟

با سلسله‌مراتب محترم صحبت کردم، طرحم را نوشتم و پیگیری‌ها را آغاز کردم. آمادگاه ایلخی مراغه که از سال ۱۳۰۱ حتی یک مسابقه در حد شهرستانی هم نداشت، در سال ۱۳۹۶ میزبان اولین مسابقه رده C ایکابو اسب عرب شد. این مسابقه روی آنتن رفت و به‌نظر من یکی از بهترین اتفاقات تاریخ این مجموعه بود.

حکیم مهر: برگزاری این مسابقه چه ویژگی‌هایی داشت؟

با دعوت از داوران اروپایی و با هماهنگی ارگان‌های مختلف انجام شد. هزینه بسیار زیادی صرف کردیم تا ایلخی به استانداردهای لازم برسد. امروز هم که با دوستان مراغه صحبت می‌کنید، هنوز از آن مسابقه به‌عنوان یک نقطه عطف یاد می‌کنند.

حکیم مهر: با این حجم از مسئولیت‌ها، تکلیف طبابت دامپزشکی شما چه شد؟

خواسته یا ناخواسته وارد لاین اسب شدم، اما برای جلوگیری از تضاد منافع، آگاهانه از طبابت شخصی فاصله گرفتم. برای دوستان نزدیک و برای ارتش، صددرصد کار درمان را انجام می‌دادم، اما در بیرون از این فضا، چون ممکن بود ذی‌نفع تلقی شوم، فعالیت درمانی‌ام را بسیار محدود کردم؛ حتی می‌توانم بگویم تقریباً به صفر رساندم.

حکیم مهر: از چه زمانی وارد فضای انتخابات فدراسیون سوارکاری کشور شدید و چه شد که تصمیم گرفتید کاندیدا شوید؟

از سال ۱۳۹۷، به دعوت و پیشنهاد مستقیم آقای دکتر مسعود خلیلی، رئیس وقت فدراسیون سوارکاری کشور، این موضوع مطرح شد. ایشان به من گفتند که قرار است شهردار تهران شوند و وقتشان در فدراسیون تمام است و پیشنهاد دادند در انتخابات فدراسیون سوارکاری کشور ثبت‌نام کنم. من در آن مقطع کل کشور را می‌گشتم، پتانسیل‌ها را می‌دیدم، گزارش می‌دادم و بیلان کاری‌ام هم مشخص و شفاف بود.

حکیم مهر: بعد از ثبت‌نام شما چه اتفاقی افتاد؟

به‌محض اینکه من ثبت‌نام کردم، فضا کاملاً تغییر کرد. ورق برگشت. آقای دکتر خلیلی از موقعیت استفاده کردند و به‌نوعی، اگر بخواهم صریح بگویم، تلاش شد من حذف شوم. خود ایشان هم کاندیدا شدند، در حالی که من اصلاً نمی‌دانستم قرار است ایشان وارد انتخابات شوند. این روند باعث شد من در سال ۱۳۹۸ عملاً به این مسیر پایان بدهم.

حکیم مهر: این اتفاق باعث خروج کامل شما از فضای سوارکاری شد؟

بله. بعد از آن ماجرا، هم از هیئت سوارکاری استان و هم از تشکیلات فدراسیون سوارکاری کشور خارج شدم. این خروج تقریباً هم‌زمان شد با انتقال خدمتی من از مراغه به تبریز.

حکیم مهر: مسئولیت جدید شما در تبریز چه بود؟

به‌دلیل نیاز خدمتی، به بیمارستان بیمارستان امام علی (ع) ارتش در تبریز منتقل شدم و مسئولیت معاونت طب رزم و بحران را بر عهده گرفتم؛ حوزه‌ای که تا آن زمان تجربه مستقیمی در آن نداشتم.

حکیم مهر: هم‌زمانی این تغییر با آغاز کرونا، مسیر حرفه‌ای شما را چگونه تحت تأثیر قرار داد؟

تقریباً از سال ۱۳۹۸، با آغاز کرونا، لاین کاری‌ام به‌طور جدی تغییر کرد. خیلی سریع وارد مطالعه و آموزش شدم؛ کتب، مقالات، کارگاه‌ها و تمام دوره‌های ارزی مرتبط با طب رزم، کامبت مدیسین، مدیریت بحران، مدیریت خطر، حوادث و بلایا را گذراندم و مدارک متعددی گرفتم. به حوزه بحران علاقه‌مند شدم، چون عملاً مسیر کاری‌ام، خواسته یا ناخواسته، عوض شده بود.

حکیم مهر: نقش شما در مدیریت بحران کرونا چه بود؟

در زمان کرونا، سرپرست قرارگاه جهادی مبارزه با کووید-۱۹ در استان آذربایجان شرقی بودم. همچنین سرپرستی نقاهتگاه‌های ۴۰۰ تختخوابی ارتش در شهر تبریز را برعهده داشتم. مرکز واکسیناسیون «بامن» هم زیر نظر ما بود و بیش از ۱۱۰ هزار نفر از آحاد جامعه در این مرکز واکسینه شدند. خودم هم در این دوره به کرونا مبتلا شدم. عملاً سال‌های ۱۴۰۰، ۱۴۰۱ و حتی تا اوایل ۱۴۰۲، تمام‌وقت درگیر کرونا بودم.

حکیم مهر: بابت این فعالیت‌ها، تقدیری هم از شما صورت گرفت؟

بله. در سال ۱۴۰۰، نشان افتخار سردار سلیمانی را در منطقه شمال‌غرب نزاجا، به‌خاطر تلاش‌ها در دوران بحران کرونا، دریافت کردم.

حکیم مهر: بعد از پایان موج اصلی کرونا، دوباره به فدراسیون سوارکاری بازگشتید؟

در سال ۱۴۰۱ پس از اتمام بحران کرونا، آقای دکتر زندی که سرپرست فدراسیون سوارکاری کشور شدند، از من دعوت کردند که دوباره برای کمک وارد فدراسیون شوم. حدود یک سال، مجدداً سرپرست رئیس کمیته برگزاری مسابقات کشور بودم.

حکیم مهر: چرا این همکاری ادامه پیدا نکرد؟

بعد از رفتن آقای دکتر زندی، فردی رئیس فدراسیون شد که سبک کاری، اخلاق و سلیقه مدیریتی‌اش با من هم‌خوانی نداشت. به همین دلیل، خودم استعفا دادم و کنار کشیدم.

حکیم مهر: پس از آن، مسیر خدمتی شما به تهران رسید؟

بله. در سال ۱۴۰۲، به‌دلیل نیاز خدمتی، به تهران منتقل شدم و به‌عنوان معاون طب رزم و بهداشت بیمارستان سانتر نیروی زمینی ارتش، یعنی بیمارستان خانواده، که بزرگ‌ترین بیمارستان نزاجا است، مشغول به کار شدم. حدود ۱۱ ماه در این بیمارستان فعالیت داشتم.

حکیم مهر: در بیمارستان خانواده چه اقدام شاخصی انجام شد؟

با کمک همکارانم، اولین مرکز کنترل فرماندهی حادثه (HICC) و پیشرفته‌ترین مرکز کنترل حادثه بیمارستانی را در بیمارستان خانواده راه‌اندازی کردیم.

حکیم مهر: چه شد که دوباره به مراغه منتقل شدید؟

در دی‌ماه سال گذشته، رئیس محترم وقت اداره بهداشت و درمان نزاجا، دستور دادند مسئولیت بیمارستان ۵۲۱ منطقه‌ای ارتش در شهرستان مراغه را برعهده بگیرم. این بیمارستان در وضعیت نامناسبی قرار داشت، عملکردش رو به سقوط بود و اگر روند ادامه پیدا می‌کرد، احتمالاً وارد لیست سیاه فروش یا تعدیل می‌شد.

حکیم مهر: در ابتدا با این مسئولیت موافق بودید؟

خیر. در ابتدا مخالفت کردم. صریح گفتم که یک دامپزشک نمی‌تواند رئیس بیمارستان انسانی شود. این موضوع می‌توانست برای من، برای رئیس اداره و حتی در سطح کلان، از جمله برای رئیس‌جمهور وقت، آقای دکتر پزشکیان، حاشیه و چالش ایجاد کند. اما رئیس محترم وقت اداره بهداشت و درمان نزاجا محکم پشت من ایستادند و حمایت کامل کردند.

حکیم مهر: نهایتاً چه زمانی این مسئولیت را پذیرفتید؟

در تاریخ ۳ بهمن ۱۴۰۳، به‌عنوان اولین دامپزشک در تاریخ کشور، تحویل یک مرکز درمانی انسانی را برعهده گرفتم؛ آن هم با حداقل درآمد و با پرسنلی که واقعاً مأیوس بودند.

حکیم مهر: این انتقال هم‌زمان با چه مقطعی از زندگی حرفه‌ای شما بود؟

این مقطع دقیقاً زمانی بود که دوباره از فدراسیون سوارکاری خارج شده بودم و وقتم آزاد شده بود. البته شاید بد نباشد اشاره کنم که من در سال ۱۳۹۴ موفق شدم صاحب امتیاز و مدیرمسئول یک مجله کشوری به نام «اسب‌نامه» شوم. مدتی بود که وقتی تهران بودم، دوباره به فکر احیای اسب‌نامه افتاده بودم، اما با انتقال مجدد به مراغه، از ۳ بهمن ۱۴۰۳، عملاً وارد یک مسیر کاملاً جدید شدم.

حکیم مهر: بعد از پذیرش مسئولیت بیمارستان ۵۲۱ مراغه، امروز و با گذشت بیش از یک سال، وضعیت این مرکز را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

مفتخرم عرض کنم بعد از یک سال و سیزده روز مدیریت بنده و با حمایت‌های سلسله‌مراتب محترم، این بیمارستان موفق شد رتبه اول نزاجا را کسب کند. امسال هم به‌عنوان رئیس مرکز نمونه درمانگاهی در سطح نزاجا انتخاب شدم و در ششم یا هفتم شهریورماه، با حضور مشاور فرمانده کل ارتش، ریاست محترم اداره بهداشت و درمان نزاجا و معاونت محترم درمان ستاد کل نیروهای مسلح، لوح تقدیر دریافت کردم.

حکیم مهر: از نظر توسعه فیزیکی و زیرساختی، چه اتفاقات مهمی در این مدت رقم خورد؟

یکی از کارهای بسیار مهم، الحاق ۵.۲ هکتار زمین به مجموعه بیمارستان بود. این زمین سال‌ها صاحب و سند نداشت، اما در تصرف نیروی زمینی ارتش بود. حدود یک ماه پیش، بعد از ۲۷ سال پیگیری، موفق شدیم سند آن را به نام وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح، با بهره‌برداری نیروی زمینی ارتش و با کاربری بیمارستانی، اخذ کنیم. ارزش ریالی این زمین چیزی حدود ۱۰ تا ۱۵ همت برآورد می‌شود.

حکیم مهر: برای آینده این بیمارستان چه برنامه‌ای تعریف شده است؟

یک بیمارستان شیک و مدرن طراحی کردیم، پیمانکار مشخص شد و مسیر توسعه کاملاً روشن است. از نظر درآمدی هم جهش قابل توجهی داشتیم؛ به‌طوری‌که در برخی بخش‌ها درآمد بیمارستان به ۷، ۸ و حتی بعضاً ۱۰ برابر گذشته رسید. مهم‌تر از همه، روحیه به پرسنل تزریق شد و امروز مراغه، در یک سال گذشته، به‌واقع به نگینی در چشم اداره بهداشت و درمان ارتش تبدیل شده است.

حکیم مهر: بسیاری معتقدند چنین حجم کاری نیاز به وقت‌گذاری فراتر از عرف دارد. خودتان این موضوع را چگونه می‌بینید؟

واقعیت این است که شاید بسیاری از پزشکان نتوانند این میزان فورس، وقت و تمرکز بگذارند؛ نه به‌خاطر ناتوانی، بلکه به این دلیل که اغلب مطب شخصی دارند و بعدازظهرها باید به درمانگاه یا مطب خود برسند. اما اجازه بدهید صادقانه بگویم، دلیل اصلی فقط این نیست.

حکیم مهر: منظورتان چیست؟

من خودم تا سال گذشته چندین باشگاه خصوصی سوارکاری و مرکز پرورش اسب در اختیار داشتم. برای یک روز ویزیت، در هر باشگاه، مبالغ قابل توجهی دریافت می‌کردم؛ به‌طوری‌که درآمد یک روزم معادل حقوق شش ماه بود. اما به‌محض اینکه مسئولیت مراغه را پذیرفتم، تمام آن باشگاه‌ها را ترک کردم تا خدای نکرده اتفاق ناشایست یا شیطنتی پیش نیاید. من هم از علایق شخصی‌ام گذشتم و تمام توانم را روی سیستم بهداشت و درمان نیروی زمینی ارتش گذاشتم؛ و این تصمیم نتیجه داد.

حکیم مهر: این تجربه چه پیامی برای جایگاه دامپزشکان در مدیریت کلان دارد؟

میانگین ساعات خدمتی من در سال گذشته بسیار بالا بود. شاید به شوخی بعضی‌ها می‌گویند از زمان احمدشاه قاجار تا حالا چنین چیزی نداشتیم! اما من این را عملاً ثابت کردم که دامپزشکان می‌توانند در سطوح بالای مدیریتی، حتی در جایگاه‌هایی که معمولاً به پزشکان انسانی سپرده می‌شود، عملکرد موفق و درخشانی داشته باشند.

البته تأکید می‌کنم که این حرف به‌هیچ‌وجه نفی توانمندی پزشکان نیست. همه آن‌ها محترم و توانمند هستند. اما فورس، وقت و تمرکزی که ما گذاشتیم، باعث شد مراغه از سقوط، به قله‌ای برسد که واقعاً بالاتر از آن متصور نبود.

حکیم مهر: به‌عنوان نمونه عینی این موفقیت، به چه دستاوردی اشاره می‌کنید؟

درمانگاه ۲۹ فروردین مراغه، یعنی درمانگاه شهید فلاحی نیروی زمینی، ماه گذشته از نظر عملکرد از بسیاری از مراکز عبور کرد؛ اتفاقی که شاید بعد از ۵۰ سال، حتی در حد آرزو هم برای این مجموعه قابل تصور نبود.

حکیم مهر: کمی هم از نگاه شخصی‌ترتان به حرفه دامپزشکی بگویید. هنوز به این رشته علاقه دارید؟

کاملاً. دخترم علاقه زیادی به دامپزشکی دارد و من با افتخار تشویقش می‌کنم که این رشته را انتخاب کند. برخلاف خیلی‌ها که از دامپزشکی ناراضی‌اند، من اصلاً ناراحت نیستم. شاگردان بسیار زیادی تربیت کرده‌ام و به آن‌ها افتخار می‌کنم؛ کسانی که امروز در دبی، در شهرستان‌ها و استان‌های مختلف کشور مشغول به کار هستند.

حکیم مهر: در حوزه تخصصی اسب هم نقش آموزشی پررنگی داشتید؟

بله. در سال ۱۴۰۰، اولین بیمارستان تخصصی اسب را در تبریز راه‌اندازی کردم؛ اواخر دوران کرونا. متأسفانه به‌دلیل انتقال خدمتی به تهران، بعد از حدود یک سال مجبور شدم آن را تعطیل کنم. در آن مقطع، چنین مرکز درمانگاهی‌ای در شمال‌غرب کشور وجود نداشت.

در همان یک سال، حدود ۱۱ نفر از دانشجویان دکترای دامپزشکی سال‌های آخر که تقریباً هیچ آشنایی با اسب، هورس مدیسین یا حتی ساختار فدراسیون نداشتند، نزد من آموزش دیدند. لاین هورس مدیسین را به آن‌ها آموزش دادم و امروز خدا را شاکرم که همگی فارغ‌التحصیل شده‌اند و بسیار قوی و حرفه‌ای در حال فعالیت هستند.

حکیم مهر: به‌نظر می‌رسد نگاه شما به آموزش، رقابتی نبوده است.

دقیقاً همین‌طور است. من در این بیش از ۲۰ سال سعی کردم راه‌ها و نشانه‌ها را به دیگران نشان بدهم؛ چیزهایی که متأسفانه در دانشگاه و حتی بعد از دانشگاه به ما نشان ندادند یا از ما دریغ کردند. هیچ‌وقت به کسانی که با من کار می‌کردند یا از من یاد می‌گرفتند، به چشم رقیب نگاه نکردم. اطلاعات را پنهان نکردم، لیبل‌ها را نکندم، چیزی را مخفی نکردم.

حکیم مهر: این رویکرد چه تأثیری در توسعه دامپزشکی اسب داشته است؟

به‌عنوان مثال، ۲۵ سال پیش در استان آذربایجان شرقی فقط چهار کلینیسین اسب داشتیم و متأسفانه امروز هم همان چهار نفر هستند؛ در حالی که دانشکده‌های دامپزشکی تبریز هر سال ده‌ها دامپزشک فارغ‌التحصیل می‌کنند. لاین اسب، لاین بسیار خوبی بود که من تلاش کردم آن را به دانشجویان آموزش بدهم، به‌ویژه در فضای مسابقات و میدان، هر آنچه بلد بودم—در همان حد توان—منتقل کردم.

حکیم مهر: چه مدت در دانشگاه تدریس داشتید و در چه حوزه‌هایی؟

من حدود چهارده سال، از سال ۱۳۸۴ تا ۱۳۹۷، مدرس دانشگاه بودم. در رشته‌های مختلف علوم پایه زیستی تدریس می‌کردم؛ از آناتومی، ویروس‌شناسی، میکروبیولوژی و فیزیولوژی گرفته تا دروس پایه برای رشته‌هایی مانند روان‌شناسی، علوم دامی و حتی علوم رفتاری. این افتخار را داشتم که هم در دانشگاه آزاد و هم در دانشگاه پیام نور فعالیت آموزشی داشته باشم. از سال ۱۳۹۷ به دلیل انتقالی به تبریز و بعد هم هم‌زمانی با شرایط کرونا، عملاً این روند متوقف شد و دیگر امکان ادامه تدریس فراهم نشد.

حکیم مهر: در حوزه تألیف و تولید علمی چه فعالیت‌هایی داشته‌اید؟

یک جلد کتاب با عنوان «تعیین سن و بیماری‌های دهان و دندان در اسب» تألیف کردم که شابک گرفت و منتشر شد. به‌جرأت می‌توانم بگویم از نخستین کتاب‌های تخصصی در حوزه دندان‌پزشکی اسب در کشور بود که حدود سال‌های ۸۹ تا ۹۰ به چاپ رسید. علاوه بر این، چند کتاب دیگر هم در دست اقدام دارم که متأسفانه ناتمام مانده‌اند.

حکیم مهر: یکی از این آثار ناتمام، مربوط به «رمونت» است. کمی درباره آن توضیح می‌دهید؟

بله. یکی از آن‌ها کتاب «آموزش و تربیت اسب‌های جوان (رمونت)» است. واژه «رمونت» یک کلمه فرانسوی است و به تربیت اسب برای اهداف نظامی یا لجستیکی اشاره دارد. از آن‌جا که نخستین شغل سازمانی من در ارتش و به عنوان رئیس بخش آموزش و رمونت بود، متوجه شدم بسیاری حتی معنای این واژه را نمی‌دانند. همین موضوع باعث شد حدود هشتاد صفحه تحقیق و نگارش در این زمینه انجام بدهم.

حکیم مهر: به نظر می‌رسد علاقه جدی به تاریخ هم دارید. این علاقه چطور وارد کار حرفه‌ای شما شد؟

درست است. من تاریخچه ایلخی در ارتش‌های ایران و جهان را هم نوشته‌ام که هنوز چاپ نشده اما متن آن موجود است. همچنین زندگی و سوابق نخستین دامپزشک شهید ارتش، سرهنگ دکتر معین‌آزاد را بازسازی کردم؛ کسی که فرمانده ایلخی در دوران فرقه دموکرات در سال ۱۳۲۰ بود.

حکیم مهر: این بازسازی تاریخی چه ویژگی خاصی داشت؟

با افتخار می‌گویم که از ایشان نه عکسی وجود داشت و نه نوشته‌ای. اما توانستم مهر و امضایش را پیدا کنم. این برای من یک کار صرفاً حرفه‌ای نبود، بلکه حاصل علاقه شخصی‌ام به تاریخ و هویت دامپزشکی کشور بود.

حکیم مهر: وقتی به مسیر حرفه‌ای خود نگاه می‌کنید، به چه نقطه‌ای رسیده‌اید؟

الان خدا را شاکرم که از همین رشته رشد کردم و به جایی رسیدم که شاید در سال ۱۳۸۳ حتی در ذهنم هم نمی‌گنجید. این‌که یک دامپزشک بتواند در بالاترین سطوح تشکیلات سوارکاری کشور و حتی فدراسیون حضور مؤثر داشته باشد، برای من یک دستاورد بزرگ است.

حکیم مهر: در حال حاضر مشغول چه مسئولیت‌هایی هستید؟

اگر بخواهم خلاصه بگویم، هم‌زمان در چند حوزه فعال هستم. دانشگاه بوده‌ام، در حوزه‌های انسانی کار کرده‌ام و اکنون رئیس بیمارستان ۵۲۱ منطقه مراغه هستم.

حکیم مهر: وضعیت شما در حوزه سوارکاری چگونه است؟

با توجه به این‌که آقای دکتر حیدری رئیس فدراسیون سوارکاری کشور هستند، مدتی است از بنده خواسته‌اند که در انتخابات استانی شرکت کنم و دوباره مسئولیت هیئت سوارکاری استان را بر عهده بگیرم. این هیئت متأسفانه بعد از شش سال در رده‌های قعر جدول قرار گرفته است.

حکیم مهر: شما پیش‌تر از سوارکاری کناره‌گیری کرده بودید.

بله. من در سال ۱۳۹۸ از سوارکاری خداحافظی کرده بودم، اما امسال دوباره از من خواسته‌اند که وارد این مسیر شوم. حالا نمی‌دانم تا چه حد بتوانم پیش بروم، اما به هر حال خدا را شاکرم.

حکیم مهر: نگاه شما به رشته دامپزشکی و آینده همکارانتان چیست؟

من به رشته خودم افتخار می‌کنم و همیشه سعی کرده‌ام به دامپزشک‌هایی که ناامید می‌شوند روحیه بدهم. هیچ‌وقت کسی را مأیوس نکرده‌ام و همیشه بیشتر اهل کمک و راه نشان دادن بوده‌ام تا کنار کشیدن.

حکیم مهر: این نگاه را در خانواده هم دنبال کرده‌اید؟

بله. دخترم را هم تشویق می‌کنم اگر علاقه دارد، دامپزشکی را ادامه بدهد. باورم این است که اعتبار حرفه‌ای، خودش یک سرمایه است.

حکیم مهر: منظورتان از اعتبار حرفه‌ای چیست؟

یک مثال معروف هست که می‌گوید اگر پدر و پدربزرگ کسی نجار باشند، حتی بدون سرمایه مالی، اعتبار آن‌ها می‌تواند برای او سرمایه باشد. من هم سعی کرده‌ام همین اعتبار را حفظ کنم.

حکیم مهر: این اعتبار چه تأثیری بر آینده فرزندتان خواهد داشت؟

اگر «هستی جاویدی» حتی ۱۰ سال بعد بخواهد در حوزه هورس‌مدیسین یا پت فعالیت کند، کافی است نامش را بگوید. احتمالاً بسیاری خواهند پرسید چه نسبتی با آن جاویدی دارد و وقتی بفهمند دخترش است، حمایتش می‌کنند یا برایش فرصت ایجاد می‌شود. به همین دلیل همیشه سعی کرده‌ام بدنام نباشم؛ بیشتر کمک کرده‌ام و بیشتر راه نشان داده‌ام تا این‌که فقط خودم جلو بروم.

حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

 

انتشار یافته: ۱۱
در انتظار بررسی: ۵۵
غیر قابل انتشار: ۴
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۳۵ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۰
0
2
خدا قوت مرد
ماشاءالله به اینهمه انرژی
سرافراز و همیشه مانا باشید
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۲۳:۱۹ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۰
این پیشرفت حاصل توانمندی حرفه ایی دامپزشکان است

اما چه سود که چند روزی است که عنوان دکتر را از کنار نام دامپزشکان مسئول در سازمان دامپزشکی حذف کرده اند ... علت را بخشنامه وزارت جهاد اعلام کرده اند .... اما شیطنت حوزه اداری کاملا مشهود است...
و
چرا رئیس سازمان چنین ...... را پذیرفته است !!!!!!

و سایر مدیران دم بر نمی اورند !!!
محمد ساکن نهر
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۱۲ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۰
0
4
جناب اقای دکتر جاویدی فردی لایق مومن و موفق در تمامی مدیریتهای مورد تصدی شان بوده و آرزوی موفقیتهای بیشتری را برای ایشان ارزومندم
دکتر سلامت
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۰:۴۳ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۰
1
3
جناب دکتر جاویدی همدوره بنده هستند. ایشان دکتر بسیار باسواد و مدیری نمونه در سطح ارتش هستند. آرزوی سلامتی و موفقیت برایشان دارم
رامین مظاهری خامنه
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۱۷ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۰
0
2
عرض ادب و احترام دارم و با مسرت تمام این موفقیت جدید را برای جناب آقای دکتر جاویدی عزیز از صمیم قلب شادباش عرض مینمایم. مسیر زندگیتان همواره پرفروغ باد.
سید شهرام میرزمانی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۲۹ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۰
1
3
سلام
توانمندی های اخلاقی و حرفه ای ایشان حتما فراتر از انچیزی است که به تصویر کشیده شده است . همه دوستان و حتی دشمنان ایشان به ان اذهان دارند. برای ایشان آرزوی موفقیت بیشتر دارم.
ولی اله چنار
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۴۰ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۱
0
2
سلام
آقای دکتر زمانی که مسئول طب رزم بیمارستان امام علی ع بودند تلاش چشمگیری در حوزه مهارت آموزی کارکنان وظیفه داشتند که الحق و الانصاف در این زمینه هم سرآمد بودند و هنوز هم آثار تلاشهای ایشان پابرجاست و کارکنان وظیفه از آن بهره می برند.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۵۶ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۲
0
3
قبل از ایشان هم آقای دکتر حسینی (دامپزشک و متخصص بیوشیمی) ریاست بیمارستان انسانی را در بوشهر (بیمارستان امام علی نیروی هوایی) برعهده داشتند.
رحیم غفاری لاله
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۳:۳۰ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۲
2
2
دکتر از همکلاسی های بنده بود خوشحالم وقتی موفقیت دوستان و همکاران رو می‌بینم و می‌شنوم برای ایشان آرزوی سربلندی و شادکامی دارم
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۲:۲۳ - ۱۴۰۴/۱۱/۲۶
1
0
دکتر همکلاس من بودند و واقعا باعث افتخار من است که با ورودشان در هر حوزه باعث افتخار آفرینی شده اند. هوش بالا و ذکاوت ذاتی و پشتکار زیاد ایشان از همان زمان هم مشهور بود. باعث افتخار است
وحید پرتوی هریس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۱:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۲/۱۸
0
0
سلام
ایشان یک فرد قوی وبا پشتکار هستند میدان سوارکاری تنها میدان شمالغرب را در زمان ریاست ایشان بنده هم مسئول شهرستان بودم دوباره با هزار مکافات احیا کردیم تحویل دادیم دوباره از بین بردن بعد رفتن دکتر جاویدی از هیئت استان.
روحیه جهادی خیلی قوی دارند سلامت باشند انشاالله ♥️
نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه