صفحه خبر (ویژه چپ)
کد خبر: ۸۶۵۳۸
تعداد نظرات: ۱۳ نظر
گفت‌وگوی حکیم مهر با «دکتر شاهین کیا» دامپزشک کشتارگاه و فعال در اینستاگرام

جگرهای ضبطی ممکن است با عنوان «جگر اصلاحی» دوباره وارد بازار شوند / کشتارگاه کتاب ناگشوده عملکرد دامدار است؛ با بازشدن لاشه، همه‌چیز آشکار می‌شود

این دامپزشک فعال در فضای مجازی همچنین به کاستی‌های ساختاری موجود در جایگاه مسئولان فنی بهداشتی، تعارض میان منافع اقتصادی و الزامات سلامت عمومی، دشواری بیان برخی تخلفات و نقش صاحبان سرمایه و واسطه‌ها در بخش‌هایی از زنجیره تولید و عرضه مواد پروتئینی اشاره می‌کند. او معتقد است نظارت بهداشتی زمانی مؤثر خواهد بود که مسئول فنی از استقلال حرفه‌ای، امنیت شغلی، دستمزد متناسب و امکان حضور واقعی و مستمر در محل برخوردار باشد و مواد ضبطی نیز از لحظه جداسازی تا امحای نهایی در مسیری کاملاً بسته، ایمن و قابل‌ردیابی قرار گیرند.
ذلذال

حکیم مهر- دکتر محسن طاهرمیرزایی: در روزگاری که شبکه‌های اجتماعی به یکی از مهم‌ترین منابع دریافت اطلاعات عمومی تبدیل شده‌اند، برخی دامپزشکان تلاش می‌کنند تجربه‌های تخصصی و مشاهدات روزمره خود را از محیط‌های کمتر دیده‌شده‌ای مانند کشتارگاه‌ها، با زبانی ساده و قابل‌فهم در اختیار جامعه قرار دهند. دکتر شاهین‌کیا، دامپزشک و بازرس بهداشتی کشتارگاه، یکی از چهره‌هایی است که با انتشار تصاویر و روایت‌های مستند از فرایند بازرسی لاشه و آلایش‌های دامی، کوشیده است مخاطبان را با نقش کمتر شناخته‌شده دامپزشکان در تأمین امنیت غذایی و صیانت از سلامت عمومی آشنا کند؛ نقشی که از تشخیص بیماری‌ها و ضبط اندام‌های آلوده آغاز می‌شود و تا جلوگیری از بازگشت ضایعات غیرقابل‌مصرف به بازار، قطع چرخه انتقال بیماری‌های مشترک میان انسان و حیوان و مطالبه اجرای دقیق ضوابط بهداشتی ادامه می‌یابد.
او کشتارگاه را تنها محل ذبح دام نمی‌داند، بلکه آن را نقطه‌ای راهبردی برای مشاهده نتیجه عملکرد دامداری‌ها و ارزیابی وضعیت بهداشتی زنجیره تولید گوشت توصیف می‌کند؛ جایی که با بازشدن لاشه و بررسی اندام‌های داخلی، اطلاعات مهمی درباره نحوه تغذیه و نگهداری دام، بیماری‌های موجود، میزان آلودگی‌های انگلی و کاستی‌های مدیریتی آشکار می‌شود. شاهین‌کیا در گفت‌وگو با «حکیم مهر»، ضمن تشریح دشواری‌ها و حساسیت‌های بازرسی بهداشتی در کشتارگاه، از خطر بازگشت آلایش‌های ضبطی به چرخه مصرف، ضرورت ایجاد سازوکاری ایمن و غیرقابل‌نفوذ برای نگهداری و امحای ضایعات، پیامدهای تغذیه سگ‌های بلاصاحب با احشای خام و آلوده، گسترش چرخه بیماری‌هایی مانند کیست هیداتیک و اهمیت آگاهی‌بخشی هم‌زمان به مردم، دامپزشکان و مسئولان سخن می‌گوید.
این دامپزشک فعال در فضای مجازی همچنین به کاستی‌های ساختاری موجود در جایگاه مسئولان فنی بهداشتی، تعارض میان منافع اقتصادی و الزامات سلامت عمومی، دشواری بیان برخی تخلفات و نقش صاحبان سرمایه و واسطه‌ها در بخش‌هایی از زنجیره تولید و عرضه مواد پروتئینی اشاره می‌کند. او معتقد است نظارت بهداشتی زمانی مؤثر خواهد بود که مسئول فنی از استقلال حرفه‌ای، امنیت شغلی، دستمزد متناسب و امکان حضور واقعی و مستمر در محل برخوردار باشد و مواد ضبطی نیز از لحظه جداسازی تا امحای نهایی در مسیری کاملاً بسته، ایمن و قابل‌ردیابی قرار گیرند.
آنچه در ادامه می‌خوانید، گفت‌وگوی حکیم مهر با دکتر شاهین‌کیا درباره واقعیت‌های کمتر گفته‌شده کشتارگاه‌ها، مسئولیت دامپزشکان در حفاظت از سفره مردم، ظرفیت شبکه‌های اجتماعی برای آموزش و مطالبه‌گری، مخاطرات ناشی از مدیریت غیربهداشتی ضایعات، واکنش همکاران به فعالیت‌های رسانه‌ای او و موانعی است که گاه میان ضوابط نوشته‌شده و اجرای واقعی نظارت‌های بهداشتی فاصله می‌اندازد؛ روایتی از پشت صحنه تأمین گوشت سالم که نشان می‌دهد تصمیم‌ها و اتفاقات درون یک کشتارگاه، می‌تواند مستقیماً با سلامت دام، محیط‌زیست و تک‌تک اعضای جامعه ارتباط داشته باشد.

حکیم مهر: آقای دکتر، ابتدا بفرمایید ورودی چه سالی و دانش‌آموخته کدام دانشکده دامپزشکی هستید؟ اساساً چگونه به دامپزشکی علاقه‌مند شدید؟
مسیر ورود من به دامپزشکی کمی متفاوت و پرپیچ‌وخم بود. سال ۱۳۹۲ در کنکور سراسری شرکت کردم. در آن مقطع، مانند بسیاری از داوطلبان، بیشتر به قبولی در رشته پزشکی فکر می‌کردم؛ بدون آنکه شناخت دقیقی از علاقه و استعداد واقعی خود داشته باشم. در رشته پزشکیِ واحد بین‌الملل قزوین پذیرفته شدم، اما به‌دلیل هزینه بالای تحصیل و برخی شرایط دیگر، امکان ادامه آن مسیر فراهم نشد و تصمیم گرفتم یک سال دیگر برای کنکور تلاش کنم. البته پیش از آن، به‌واسطه یکی از بستگانم که دامپزشک بود، تا حدودی با این حرفه آشنایی داشتم. حتی پیش از شرکت در کنکور، گاهی همراه ایشان در بازدیدهای میدانی حضور پیدا می‌کردم و اطلاعاتی درباره دامپزشکی به دست آورده بودم.
در انتخاب رشته سال ۱۳۹۲، به‌دلیل نداشتن اطلاعات کافی، رشته کاردانی دامپزشکی دانشگاه سمنان را نیز انتخاب کردم. تصورم این بود که می‌توان از مقطع کاردانی به کارشناسی، سپس کارشناسی‌ارشد و در نهایت دکترای دامپزشکی رسید. پس از ورود به دانشگاه متوجه شدم دکترای عمومی دامپزشکی دوره‌ای پیوسته است و مسیر کاردانی با آن تفاوت دارد. رشته‌ای که در آن پذیرفته شده بودم، در واقع بیشتر در حوزه علوم آزمایشگاهی دامپزشکی تعریف می‌شد.
دو سال در آن رشته تحصیل کردم و در دوره کارآموزی با کشتارگاه دام سمنان آشنا شدم. مدتی در آنجا حضور داشتم و همین تجربه، علاقه مرا به دامپزشکی، به‌ویژه فعالیت در حوزه کشتارگاه و بازرسی گوشت، جدی‌تر کرد. به همین دلیل تصمیم گرفتم دوباره در آزمون شرکت کنم و این‌بار وارد دوره دکترای عمومی دامپزشکی شوم.
سال ۱۳۹۴ در دانشکده دامپزشکی دانشگاه آزاد اسلامی واحد شبستر پذیرفته شدم. پس از گذراندن آزمون جامع، انتقالی گرفتم و ادامه تحصیلم را در دانشگاه آزاد اسلامی واحد بابل سپری کردم و از همان دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم. در این مسیر مدیون استادان گران‌قدرم هستم که مطالب بسیاری به من آموختند؛ ضمن آنکه خودم نیز تلاش زیادی برای یادگیری کردم.
از سوی دیگر، خانواده ما پیشینه فعالیت در دامداری داشت و من از گذشته با این فضا بیگانه نبودم. به حوزه‌های درمان دام بزرگ و دام کوچک علاقه داشتم و سرانجام مسیر حرفه‌ای‌ام به بهداشت و بازرسی گوشت رسید؛ حوزه‌ای که اکنون در آن فعالیت می‌کنم.

حکیم مهر: چگونه وارد حرفه بازرسی بهداشتی گوشت و فعالیت در کشتارگاه شدید؟
نخستین آشنایی جدی من با کشتارگاه به همان دوره کارآموزی در کشتارگاه سمنان بازمی‌گردد. در آن زمان استادی به نام دکتر جبلی‌جوان داشتیم که درباره فعالیت‌های کشتارگاهی و اهمیت آن بسیار صحبت می‌کردند. سخنان و آموزش‌های ایشان تأثیر زیادی بر من گذاشت و علاقه‌ام را به این حوزه بیشتر کرد. پس از آن دیگر نتوانستم ایشان را پیدا کنم، اما هر کجا هستند، برایشان آرزوی سلامتی دارم.
پس از پایان دوره دکترای عمومی دامپزشکی، به پیشنهاد یکی از دوستان، از ادارات دامپزشکی درباره کشتارگاه‌هایی که به مسئول فنی نیاز داشتند پرس‌وجو کردیم. من ساکن نوشهر بودم، اما کشتارگاه نوشهر مسئول فنی داشت. قرار بود کشتارگاهی نیز در مرزن‌آباد راه‌اندازی شود که آغاز فعالیت آن چند سال به تعویق افتاد. سرانجام مطلع شدم کشتارگاه نشتارود به مسئول فنی نیاز دارد و از همان طریق وارد این کار شدم.
علاقه‌ام به این حرفه به‌اندازه‌ای است که هر روز برای رسیدن به محل کار، حدود یک ساعت از نوشهر تا نشتارود رانندگی می‌کنم و در مسیر بازگشت نیز همین زمان را می‌گذرانم. البته کشتارگاه‌های صنعتی اصولاً باید خارج از محدوده شهری احداث شوند و این موضوع از نظر اصول بهداشتی کاملاً درست است؛ اما من این مسافت طولانی را هر روز طی می‌کنم تا بتوانم در حرفه‌ای که به آن علاقه دارم باقی بمانم. حتی اکنون که با شما صحبت می‌کنم، در مسیر بازگشت از کشتارگاه نشتارود به نوشهر هستم.

حکیم مهر: نخستین بار که وارد سالن کشتارگاه شدید، چه احساسی داشتید؟ آیا فضای آن با تصور قبلی شما تفاوت داشت؟
نخستین بار در کشتارگاه سمنان وارد سالن کشتار شدم. آنچه بیش از همه توجهم را جلب کرد، جثه بسیار بزرگ برخی گاوها و لاشه‌ها بود. به یاد دارم کنار یکی از لاشه‌های بسیار بزرگ عکس گرفتم؛ ابعاد آن به‌حدی بود که در تصویر، حدود دو تا سه برابر جثه یک انسان به نظر می‌رسید. هر زمان آن عکس را به دیگران نشان می‌دادم، از دیدن ابعاد آن شگفت‌زده می‌شدند.
به‌طور کلی، فضای کشتارگاه و صحنه‌هایی که در آن وجود دارد برای بسیاری از مردم ناشناخته و در عین حال جالب است. من از همان ابتدا به این محیط و پیچیدگی‌های کار در آن علاقه‌مند شدم و تلاش کردم شناخت بیشتری از آن به دست آورم.
بخش جذاب‌تر این حرفه برای من، ظرافت‌های بازرسی و تشخیص ضایعات است؛ اینکه بتوانیم بفهمیم یک عارضه در کدام بخش لاشه ایجاد شده، چه منشأیی دارد و علت احتمالی بروز آن چیست. کشف همین جزئیات و کنار هم قرار دادن نشانه‌ها برای رسیدن به یک تشخیص صحیح، علاقه مرا به حوزه بازرسی بهداشتی گوشت دوچندان کرد.

حکیم مهر: چه بیماری‌ها و مشکلاتی را بیش از همه در دام‌ها و لاشه‌های کشتارگاهی مشاهده می‌کنید؟ کدام‌یک از این موارد می‌تواند سلامت مصرف‌کنندگان را تهدید کند؟
اگر بخواهیم بر اساس فراوانی موارد مشاهده‌شده در کشتارگاه خودمان صحبت کنیم، آلودگی‌های انگلی در رتبه نخست قرار می‌گیرند. پس از آن، بیماری‌های میکروبی و سپس بیماری‌های ویروسی قرار دارند؛ البته در محیط کشتارگاه با طیف متنوعی از بیماری‌ها و ضایعات مواجه می‌شویم.
به اعتقاد من، خط مقدم تأمین بهداشت و سلامت گوشت باید دامداری‌ها باشند و کشتارگاه به‌عنوان خط دوم دفاعی عمل کند. در حال حاضر، به‌دلیل رعایت‌نشدن کامل اصول بهداشتی و کمبود آگاهی در برخی دامداری‌ها، بسیاری از بیماری‌ها و آلودگی‌ها تا مرحله کشتار همراه دام باقی می‌مانند و در نهایت در کشتارگاه شناسایی می‌شوند.
 
یکی از شایع‌ترین مواردی که با آن مواجه هستیم، کیست هیداتیک است. انگل بالغ عامل این بیماری در دستگاه گوارش سگ‌سانان زندگی می‌کند. طبیعتاً دام‌هایی که آزادانه در مراتع چرا می‌کنند، بیشتر در معرض آلودگی قرار دارند؛ اما مشاهده کیست هیداتیک در دام‌هایی که در محیط بسته نگهداری می‌شوند و فقط خوراک دستی دریافت می‌کنند، نشان می‌دهد که اصول بهداشتی در محل پرورش به‌درستی رعایت نشده است.
دامدار باید بداند که سگ گله و سایر سگ‌های موجود در محیط دامداری باید به‌صورت منظم انگل‌زدایی شوند و نباید آزادانه وارد آغل و محل نگهداری یا تغذیه دام‌ها شوند. اگر چرخه انتقال انگل در همان دامداری قطع شود، میزان آلودگی دام‌ها و در نتیجه حجم ضبط اندام‌ها و فرآورده‌های آلوده در کشتارگاه به‌طور چشمگیری کاهش پیدا می‌کند.

حکیم مهر: این آلودگی‌ها و ضبط‌ های کشتارگاهی چه پیامدهایی برای صنعت دامپروری و تأمین پروتئین جامعه دارند؟
هر بخش از لاشه یا آلایش خوراکی که در کشتارگاه ضبط و از چرخه مصرف خارج می‌شود، در واقع بخشی از پروتئینی است که قرار بوده وارد سبد غذایی مردم شود. بنابراین، ضعف بهداشت در دامداری فقط به سلامت دام آسیب نمی‌زند، بلکه موجب زیان اقتصادی دامدار، کاهش تولید و هدررفت بخشی از منابع پروتئینی کشور نیز می‌شود.
در طول هر روز کاری، حجم قابل‌توجهی از گوشت و آلایش‌های خوراکی به‌دلیل وجود ضایعات و آلودگی‌ها ضبط می‌شود. اگر توان، بودجه و برنامه‌ریزی بیشتری صرف ارتقای بهداشت دامداری‌ها، آموزش دامداران و پیشگیری از بیماری‌ها در مبدأ شود، هم زیان صنعت دامپروری کاهش می‌یابد و هم می‌توان بخشی از مشکلات مربوط به تولید و تأمین گوشت و پروتئین را جبران کرد.

حکیم مهر: سخت‌ترین تصمیمی که تاکنون در کشتارگاه گرفته‌اید چه بوده است؟ برای مثال، آیا ضبط یک لاشه با ارزش اقتصادی بالا شما را در موقعیت دشواری قرار داده است؟
یکی از دشوارترین موارد، تصمیم‌گیری درباره لاشه دام‌های مبتلا به سل است. سل بیماری بسیار مهم و قابل‌انتقال به انسان است و در مواجهه با آن نمی‌توان خطر کرد یا از ضوابط بهداشتی کوتاه آمد.
از سوی دیگر، ارزش اقتصادی یک لاشه گاو ممکن است بیش از ۳۰۰ میلیون تومان باشد. وقتی دامدار بیمه ندارد، از ابتلای دامش اطلاع نداشته و حتی شناخت درستی از بیماری سل ندارد، پذیرش اینکه چنین سرمایه‌ای باید به‌طور کامل ضبط و معدوم شود، برای او بسیار دشوار است. طبیعی است که از نظر روحی و اقتصادی تحت فشار قرار بگیرد.
در چنین شرایطی تلاش می‌کنم دامدار را به محل مربوط دعوت کنم و با توضیح روشن درباره ماهیت بیماری، خطر انتقال آن به انسان و ضرورت حذف لاشه از چرخه مصرف، او را نسبت به تصمیم اتخاذشده آگاه کنم. معمولاً وقتی موضوع را به‌درستی توضیح می‌دهیم، دامداران نیز ضرورت این اقدام را می‌پذیرند.
پیشنهاد جدی من این است که دامداران حتماً دام‌های خود را در برابر خسارات ناشی از بیماری سل بیمه کنند؛ زیرا در کشتارگاه، هنگامی که سلامت عمومی جامعه مطرح باشد، امکان اغماض و چشم‌پوشی وجود ندارد.

حکیم مهر: مهم‌ترین مشکلات ساختاری و اجرایی مسئولان فنی بهداشتی در کشتارگاه‌ها چیست؟
یکی از مشکلات مهم به طراحی و مهندسی کشتارگاه‌ها بازمی‌گردد. مهندسان، طراحان و مراجعی که مجوز تأسیس کشتارگاه را صادر می‌کنند، باید پیش از ساخت مجموعه با مسئولان فنی بهداشتی و دامپزشکان فعال در کشتارگاه مشورت کنند. کسی که در خط بازرسی حضور دارد، بهتر می‌داند هر بخش باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد تا نظارت بهداشتی و فرایند ضبط و امحا به‌درستی انجام شود.
برای مثال، در کشتارگاه بخش‌های مختلفی برای پوست، امعا و احشا و آلایش‌ها پیش‌بینی شده و برای انتقال آن‌ها شوتینگ وجود دارد؛ اما در برخی مجموعه‌ها برای ایستگاه بازرسی دامپزشکی، که یکی از مهم‌ترین بخش‌های کشتارگاه است، مسیر و تجهیزات مناسبی برای انتقال مستقیم ضایعات ضبطی وجود ندارد.
در نتیجه، ممکن است ضایعات ضبط‌ شده ابتدا در محفظه‌ها یا بشکه‌هایی قرار داده شوند و مسئول فنی یا دستیار او ناچار باشد آن‌ها را تا محل امحا منتقل و دائماً مراقبت کند که کسی به محتویات آن دسترسی پیدا نکند. این روش هم ایمنی و کارایی لازم را ندارد و هم بخشی از انرژی مسئول فنی را که باید صرف بازرسی بهداشتی شود، به خود اختصاص می‌دهد.

حکیم مهر: برای اصلاح فرایند جمع‌آوری و امحای ضایعات ضبطی چه پیشنهادی دارید؟
به نظر من باید کنار ایستگاه بازرسی دامپزشکی، یک شوتینگ یا چاهک مخصوص تعبیه شود تا دامپزشک بتواند بلافاصله پس از ضبط، ضایعات را وارد مسیری کاملاً بسته و غیرقابل‌دسترسی کند. این مواد می‌توانند در طبقه پایین، داخل مخزنی ایمن و دربسته جمع‌آوری شوند. محل ذخیره باید پلمب باشد و کلید آن فقط در اختیار اداره دامپزشکی قرار گیرد. سپس هفته‌ای یک یا دو بار، خودروی مخصوص و مورد تأیید اداره دامپزشکی محتویات مخزن را بدون بازشدن غیرضروری محفظه تحویل بگیرد و برای دفن بهداشتی یا سوزاندن در کوره لاشه‌سوز به محل مجاز منتقل کند.
بخش مهم کار ما فقط شناسایی و ضبط ضایعات نیست؛ باید مشخص باشد آنچه ضبط شده، پس از خروج از خط بازرسی دقیقاً چگونه و در کجا امحا می‌شود. اگر این حلقه نهایی به‌درستی طراحی نشده باشد، نتیجه تمام تلاش‌های بهداشتی پیشین نیز تضعیف خواهد شد.

حکیم مهر: درباره نحوه پرداخت حقوق مسئولان فنی بهداشتی نیز انتقادهایی وجود دارد. این سازوکار چه تأثیری بر استقلال حرفه‌ای آنان می‌گذارد؟
این یکی از جدی‌ترین مشکلات مسئولان فنی بهداشتی است. از یک طرف، سازمان دامپزشکی برای این شغل قوانین و مسئولیت‌های سنگینی تعیین کرده و از دامپزشک انتظار دارد در برابر هرگونه تخلف یا مخاطره بهداشتی بایستد؛ اما از طرف دیگر، حقوق او مستقیماً از سوی همان کارفرمایی پرداخت می‌شود که تصمیم‌های بهداشتی ممکن است برایش هزینه اقتصادی ایجاد کند. این ساختار منطقی نیست و می‌تواند استقلال مسئول فنی را تحت فشار قرار دهد.
اگر قرار است کارفرما هزینه حقوق مسئول فنی را تأمین کند، بهتر است این مبلغ را ماهانه به حسابی در اختیار اداره دامپزشکی واریز کند و اداره دامپزشکی پرداخت حقوق مسئول فنی را بر عهده داشته باشد. در این صورت، مسئول فنی اطمینان خواهد داشت که حتی اگر با قاطعیت ضوابط بهداشتی را اجرا و لاشه یا آلایش آلوده را ضبط کند، حقوقش در پایان ماه بدون تأخیر یا اعمال فشار پرداخت می‌شود.
وقتی پرداخت حقوق مستقیماً در اختیار کارفرما باشد، ممکن است پس از چند تصمیم سخت‌گیرانه بهداشتی، حقوق مسئول فنی با تأخیر یا در چند مرحله پرداخت شود. چنین رفتاری، حتی اگر آشکارا بیان نشود، این پیام را منتقل می‌کند که برای دریافت منظم حقوق باید در اجرای مقررات انعطاف بیشتری نشان دهد. این تعارض منافع باید به‌صورت ساختاری برطرف شود.
البته در کشتارگاهی که من فعالیت می‌کنم، خوشبختانه کارفرما همکاری مناسبی دارد و از همان ابتدا نیز تلاش کرده‌ایم اهمیت و استقلال کار مسئول فنی را تثبیت کنیم. یکی از دلایل راه‌اندازی صفحه اینستاگرامی من نیز همین بود که صدای مسئولان فنی بهداشتی شاغل در کشتارگاه‌ها شنیده شود. بسیاری از این همکاران تحت فشارهای مختلف قرار دارند و معرفی درست وظایف و اهمیت شغل آنان می‌تواند نگاه جامعه، دامداران، بهره‌برداران و حتی مدیران را به این حرفه تغییر دهد.

حکیم مهر: چرا تصمیم گرفتید فعالیت‌ها و موضوعات تخصصی کشتارگاه را با زبانی ساده در اینستاگرام آموزش دهید؟ چه خلأیی را در این زمینه احساس می‌کردید؟
یکی از مهم‌ترین خلأهایی که احساس می‌کردم، ناشناخته‌ماندن نقش دامپزشکان کشتارگاه در حفظ سلامت جامعه بود. ما می‌گوییم مسئول فنی بهداشتی، حافظ سلامت گوشت مصرفی مردم است؛ بنابراین باید بتوانیم به جامعه نشان دهیم که این مسئولیت در عمل چگونه انجام می‌شود و ضایعاتی که ضبط می‌شوند، چرا نباید تحت هیچ شرایطی دوباره به چرخه مصرف بازگردند.
به اعتقاد من، مواد ضبطی باید بلافاصله وارد محفظه‌ای کاملاً ایمن، بسته و غیرقابل‌دسترسی شوند؛ چیزی شبیه یک گاوصندوق که امکان دسترسی افراد متفرقه به آن وجود نداشته باشد. اگر فضای مناسب در کشتارگاه وجود دارد، می‌توان مخزنی از جنس پلی‌اتیلن مقاوم برای این منظور طراحی کرد و ضایعات را تا زمان انتقال به محل مجاز امحا در آن نگه داشت. سپس هفته‌ای یک یا دو بار، خودروی مخصوص این مواد را تحویل بگیرد و به کوره لاشه‌سوز یا محل مجاز دیگری منتقل کند.
گاهی حجم ضایعات ضبطی در یک روز به حدود ۲۰۰ کیلوگرم می‌رسد. انتقال و مراقبت از چنین حجمی با امکانات محدود بسیار دشوار است. از سوی دیگر، برخی آلایش‌های ضبطی ممکن است ارزش اقتصادی داشته باشند و همین موضوع، احتمال دست‌درازی و بازگرداندن غیرقانونی آن‌ها به بازار را افزایش می‌دهد.
برای نمونه، در میان برخی افراد اصطلاحی با عنوان «جگر اصلاحی» رواج دارد. ممکن است بخش‌هایی از جگرهای دارای ضایعات جدا و با قیمتی بسیار پایین به مراکز غیرمجاز یا برخی کبابی‌های فاقد مجوز فروخته شوند. حتی اگر روی این ضایعات گازوئیل یا مواد دیگری ریخته شود، باز هم این نگرانی وجود دارد که افرادی آن‌ها را شست‌وشو دهند و دوباره وارد بازار کنند. به همین دلیل، مواد ضبطی باید از همان لحظه ضبط تا امحای نهایی، در یک مسیر کاملاً بسته و کنترل‌شده قرار گیرند.
یکی از دلایل فعالیت من در اینستاگرام، آگاه‌کردن جامعه و مسئولان نسبت به همین مخاطرات است. می‌خواهم نشان دهم که اگر حلقه نهایی کار، یعنی جمع‌آوری ایمن و امحای قطعی ضایعات، به‌درستی انجام نشود، نتیجه تمام تلاش‌های بازرسی بهداشتی ممکن است تحت تأثیر قرار گیرد.
 
 
حکیم مهر: مخاطبان اصلی صفحه شما چه کسانی هستند؛ مردم عادی، دامپزشکان جوان یا هر دو گروه؟
هر دو گروه مخاطب من هستند؛ اما مخاطب صفحه فقط به مردم و دامپزشکان جوان محدود نمی‌شود. سازمان دامپزشکی و مجموعه‌های سیاست‌گذار و تدوین‌کننده پروتکل‌های بهداشتی نیز از مخاطبان موردنظر من هستند. بخشی از مطالب برای آگاهی عمومی تولید می‌شود و بخشی دیگر، مشکلات اجرایی و کاستی‌هایی را نشان می‌دهد که لازم است مدیران و تصمیم‌گیران برای اصلاح آن‌ها اقدام کنند.
یکی از باورهای نادرستی که در میان بعضی از مردم وجود دارد این است که اگر ضایعات کشتارگاهی را به سگ‌ها بدهند، از هدررفتن مواد غذایی جلوگیری کرده‌اند و کار مفیدی انجام داده‌اند؛ در حالی که این اقدام می‌تواند خطر بزرگی برای سلامت دام و انسان ایجاد کند.
ضایعات خام و آلوده ممکن است حاوی عوامل بیماری‌زا و انگل‌هایی مانند کیست هیداتیک باشند. چرخه زندگی عامل این بیماری با سگ‌سانان ارتباط دارد و تغذیه سگ‌ها با احشا و آلایش‌های آلوده می‌تواند به تداوم چرخه انتقال کمک کند. منظور من سگ‌های خانگی نیست که غذای خشک، پخته و سالم دریافت می‌کنند؛ نگرانی اصلی درباره سگ‌های بلاصاحب یا سگ‌هایی است که در طبیعت زندگی می‌کنند و به‌وسیله افراد ناآگاه با ضایعات خام کشتارگاهی تغذیه می‌شوند.
وقتی این سگ‌ها آلوده شوند، آلودگی می‌تواند در محیط منتشر شود، دام‌ها را درگیر کند و بار دیگر از طریق چرخه دام، محیط و مواد غذایی، سلامت انسان را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین، بهداشت حیوانات و مدیریت جمعیت و تغذیه آن‌ها مستقیماً با بهداشت عمومی جامعه ارتباط دارد.

حکیم مهر: پیامدهای این چرخه آلودگی در کجا قابل‌مشاهده است؟
بخشی از نتیجه این وضعیت در بیمارستان‌ها و اتاق‌های عمل، هنگام درمان مبتلایان، مشاهده می‌شود؛ اما نشانه‌های آن را در کشتارگاه نیز می‌توان دید. در کشتارگاه، امحا و احشا و آلایش‌های تعداد زیادی دام هر روز بررسی می‌شوند و میزان درگیری اندام‌ها با بیماری‌ها و انگل‌ها، تصویری از وضعیت بهداشتی دامداری‌ها و محیط ارائه می‌دهد.
مشاهدات روزانه ما نشان می‌دهد که میزان درگیری دام‌ها با کیست هیداتیک قابل‌توجه است و مواردی از بیماری‌هایی مانند سل نیز همچنان دیده می‌شود. کیست هیداتیک یک بیماری مشترک میان انسان و حیوان است و نباید خطر آن را دست‌کم گرفت.
پس از راه‌اندازی صفحه، افراد متعددی به من پیام داده‌اند و گفته‌اند خود یا یکی از نزدیکانشان به کیست هیداتیک مبتلا شده‌اند؛ اما تمایلی ندارند نام یا مشخصاتشان منتشر شود. برخی از مبتلایان ناچار به جراحی می‌شوند. همین پیام‌ها نشان می‌دهد که لازم است درباره این بیماری، راه‌های انتقال و ضرورت قطع چرخه آن، آگاهی‌رسانی گسترده‌تری انجام شود.
افزایش جمعیت سگ‌های بلاصاحب و تغذیه غیراصولی آن‌ها با ضایعات خام می‌تواند یکی از عوامل مؤثر در تداوم این چرخه باشد. به همین دلیل، مردم باید در مصرف و شست‌وشوی سبزی‌ها و محصولات خام نیز اصول بهداشتی را با دقت رعایت کنند. در عین حال، نباید حیوانات را مقصر بدانیم؛ منشأ اصلی مشکل، رفتار نادرست انسان و مدیریت غیربهداشتی ضایعات است.

حکیم مهر: به خاطر دارید صفحه اینستاگرامی شما از چه زمانی بیشتر دیده شد و رشد کرد؟
فکر می‌کنم نقطه آغاز رشد صفحه، انتشار پستی درباره کیست هیداتیک بود. آن مطلب مخاطبان زیادی پیدا کرد و پس از آن تصمیم گرفتم همین مسیر را ادامه دهم و درباره موضوعاتی صحبت کنم که مستقیماً با سلامت مردم، دام‌ها و فرایند بازرسی کشتارگاهی ارتباط دارند.
برای تولید محتوا مطالعه زیادی می‌کنم. وقتی در کشتارگاه با یک ضایعه یا بیماری مواجه می‌شوم، تلاش می‌کنم درباره آن بیشتر بخوانم و ارتباط میان سازوکارهای فیزیولوژیک، بیماری ایجادشده، وضعیت بهداشتی دامداری و آنچه در کشتارگاه مشاهده می‌شود را پیدا کنم. سپس این اجزا را کنار یکدیگر قرار می‌دهم و با زبانی ساده برای مردم توضیح می‌دهم.
شاید یکی از دلایل استقبال مخاطبان همین باشد که مطالب صرفاً بیان یک ضایعه یا نمایش یک تصویر نیست؛ تلاش می‌کنم مسیر شکل‌گیری مشکل را از دامداری تا کشتارگاه و تأثیر نهایی آن بر سلامت جامعه توضیح دهم تا مخاطب بداند هرکدام از این حلقه‌ها چگونه به یکدیگر متصل‌اند.

حکیم مهر: واکنش همکارانتان به فعالیت شما در اینستاگرام چگونه بوده است؟ آیا با مخالفت یا انتقادی هم مواجه شده‌اید؟
خوشبختانه واکنش بیشتر همکاران مثبت بوده است؛ زیرا از ابتدا تأکید کرده‌ام که قصد ندارم در حوزه تخصصی همکاران کلینیسین یا امور درمانی دخالت کنم. گاهی مخاطبان درباره بیماری دامشان از من سؤال می‌کنند؛ اما آن‌ها را به دامپزشک معالج یا درمانگاه ارجاع می‌دهم. واقعیت این است که چند سالی است فعالیت درمانی ندارم و همکارانی که اکنون به‌طور مستمر در کلینیک‌ها کار می‌کنند، در این زمینه دانش و تجربه به‌روزتری دارند. این تفکیک حوزه‌ها و احترام به تخصص همکاران، برای آنان خوشایند بوده است. از سوی دیگر، در مطالبم مردم را تشویق می‌کنم برای انگل‌زدایی و واکسیناسیون سگ‌ها و گربه‌های خود حتماً به کلینیک‌های دامپزشکی مراجعه کنند. با توجه به همزیستی نزدیک‌تر انسان و حیوانات خانگی، انجام منظم این اقدامات برای حفظ سلامت حیوان و جامعه ضروری است.

حکیم مهر: اگر روزی متوجه شوید محتوایی که منتشر کرده‌اید موجب اصلاح یک قانون یا آشکارشدن یک تخلف بزرگ شده است، چه احساسی پیدا می‌کنید؟
طبیعتاً بسیار خوشحال می‌شوم؛ زیرا هدف اصلی من نیز افزایش آگاهی و کمک به اصلاح کاستی‌هاست. آشنایی من با دامداری فقط به دوران فعالیت حرفه‌ای محدود نمی‌شود. پدربزرگم دامدار بزرگی بود و از کودکی به دامداری، مرتع و فضای پرورش دام علاقه داشتم. در دوران دانشجویی و پس از ورود به حرفه دامپزشکی نیز ارتباط نزدیکی با دامداران داشتم و در زمینه درمان و حل مشکلات دام‌هایشان به آن‌ها کمک می‌کردم.
اکنون نیز به‌عنوان بازرس بهداشتی کشتارگاه، از زاویه دیگری با نتیجه عملکرد دامداری‌ها روبه‌رو می‌شوم. وقتی لاشه باز و اندام‌های داخلی آن بررسی می‌شود، گویی کتابی پیش روی دامپزشک گشوده شده است؛ کتابی که اطلاعات بسیاری درباره وضعیت تغذیه، مدیریت، بهداشت و بیماری‌های دام در اختیار ما قرار می‌دهد. از طریق همین مشاهدات می‌توان سطح آگاهی بهداشتی دامدار و بسیاری از ضعف‌های موجود در فرایند پرورش را ارزیابی کرد.
این تجربه‌ها باعث شده است با جزئیات و نقاط آسیب‌پذیری زنجیره تولید و عرضه آشنا باشم؛ نقاطی که ممکن است مورد سوءاستفاده واسطه‌ها یا افراد سودجو قرار گیرند. با این حال، طرح برخی مسائل آسان نیست؛ زیرا در پشت بعضی از فعالیت‌های اقتصادی، منافع و مجموعه‌های قدرتمندی قرار دارند و ورود مستقیم و شتاب‌زده به آن‌ها می‌تواند برای یک فرد هزینه‌زا باشد. به همین دلیل تلاش می‌کنم با احتیاط، مستند و گام‌به‌گام پیش بروم و پیش از هر چیز، آگاهی عمومی را افزایش دهم.
یکی از موضوعاتی که درباره آن صحبت کرده‌ام، جایگاه مسئول فنی بهداشتی در فروشگاه‌های بزرگ عرضه مواد پروتئینی است. پرسش اینجاست که چگونه ممکن است مجموعه‌ای برای تبلیغات خود در مناطق گران‌قیمت شهر هزینه‌های بسیار سنگینی پرداخت کند، اما برای حضور واقعی و مستمر یک دامپزشک مسئول فنی بهداشتی، بودجه کافی اختصاص ندهد؟
گاهی به مسئول فنی پیشنهاد می‌شود در ازای دریافت مبلغی محدود، تنها نام و مدرکش در اختیار مجموعه باشد و حضور مؤثری در محل نداشته باشد. من شخصاً با موردی مواجه شدم که پیشنهاد پرداخت ماهانه ۲۰ میلیون تومان بدون حضور واقعی مسئول فنی مطرح شده بود. این سازوکار، فلسفه حضور مسئول فنی بهداشتی را از بین می‌برد.
اگر یک فروشگاه برای مشتریان و اعتبار برند خود ارزش قائل است، باید حقوق متناسبی برای مسئول فنی در نظر بگیرد و زمینه حضور دائمی و مستقل او را فراهم کند. برخی مجموعه‌ها خوشبختانه چنین اقدامی انجام داده‌اند؛ اما این رویه هنوز فراگیر نیست. فعالیت من در فضای مجازی با هدف مطرح‌کردن همین پرسش‌هاست تا هم مردم نسبت به اهمیت نظارت دامپزشکی آگاه شوند و هم مدیران و تصمیم‌گیران برای اصلاح ساختارهای موجود گام بردارند.

حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.
 
 
 
انتشار یافته: ۱۳
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار:
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۰۸ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۸
2
5
اینستاگرام میبینمش خوب مسائل و ییماری هارو بیان میکنه و واسه خیلی از مردم که تخصص ندارن هم قابل درکه
پاسخ ها
ناشناس
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۴:۴۷ - ۱۴۰۵/۰۵/۳۰
اگر جگر ضبط می‌شود و بعد در بازار عرضه می‌شود یعنی مسول فنی کارش،را ناقص انجام داده ، باید از حذف و عدم ورود به چرخه مصرف انسانی اطمینان یابد.
کامیاب قیصربیگی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۲:۳۰ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۸
9
3
سلام.
با آرزوی سلامتی و موفقیت بیشتر برای همکار گرامی.
اگر دوست داشتید پاسخ دهید .
قبل از اینکه بعنوان بازرس وارد گشتارگاه شوید کجا اموزش دیدید و چه نهادی صلاحیت شما را بعنوان سر بازرس کشتارگاه تایید کرد ؟؟؟؟؟؟
پاسخ ها
دامپزشک
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۱:۱۷ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۹
هدف شما از پرسیدن این سوال چیه؟
جامعه دامپزشکی با همین دیدگاه ها به اینجا رسیده
شما زمانی که شروع به کار کردی ، آموزش دیده بودی؟ نهادی صلاحیت شما رو تایید کرد؟ ( در هر زمینه ای که فعالیت دارید)
کامیاب قیصربیگی
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۷:۱۲ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۹
اتفاقا سوال روشن است و جواب خیر است .
براستی چرا ؟
هدف من از این سوال ،اصلاح رویه غلط در امر بازرسی گوشت در این کشور است ،هدف شما چیست ؟
فکر کردید ۴ واحد بازرسی،گوشت پاس،کردند ،به ما صلاحیت قضاوت لاشه را می دهد ؟
متاسفانه بحث بازرسی گوشت مشکلات فراوان دارد هم از نظر قوانین و هم دستورالعمل های بهداشتی .

کسی قبل از تبعید به کشتارگاه به من هم اموزش نداد و کسی هم صلاحیت بنده را تایید نکرد.
یک روز با نامه ای مرا تبعید کردند به کشتارگاه بعنوان بازرس پیش از کشتار و بعد گفته بوند ،در بازرسی پیش از کشتار ،کارش راحته ،نامه زدند و گفتند باید لاشه ها را هم بازرسی،کنید برای تنبیه بیشتر .
گر خدا خواهد عدو شود سبب خیرو برای من تا به امروز شده .
سالها شاهد بودم که افرادی با دو ساعت اموزش ،مسول بازرسی در یک کشتارگاه شدند .
بروید اول قانون را اصلاح کنید و بعد افراد علاقمند را بصورت کاملا علمی اموزش بدید و بعد از پاس کردن دوره تئوری و علمی ،صلاحیت علمی انها را گام به گام ارتقا و تایید کنید .
مصطفی قلاوند
| Iran (Islamic Republic of) |
۲۱:۵۹ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۹
جناب دکتر مواردی که فرمودین وارده و در بحث ابهام شایسته‌ سالاری و قوانین موخر قابل پیگیری هستش
نظر دیگری دارید که بتونه به ما کمک بکنه برای پیگیریش؟ چیزی جز آیین‌ نامه بازرسی که بتونیم ازش استفاده کنیم و سینرژیکش کنیم؟
کامیاب قیصربیگی
| Iran (Islamic Republic of) |
۱۲:۵۴ - ۱۴۰۵/۰۵/۳۰
سالهاست که این موارد مطرح می شود ،یکبار بصورت کامل در همین سایت نحو بازرسی در برزیل که سه سطح داشت را توضیح دادم .
ما دانش فنی داریم ولی کشتارگاه بهداشتی و بازرس خوب تربیت نکردیم ،اکثریت بازرسین با کار در کشتارگاه تجربه کسب کردند و خدا می داند ان سالها که تجربه نداشتند ،چگونه قضاوت می کردند .
از زمان دکتر خلج تا به امروز صدای ما در امر بازرسی،گوشت و کشتارگاهدبجایی ترسیده و گرفتار دور باطل شدیم .
باید بپذیریم از،دانشگاه های ما با این روش آموزش بازرس گوشت خبره در نمیاد .
سازمان یک راه بیشتر ندارند .راه اندازی دپارتمام بازرسی گوشت است .
اگر گوش شنوایی پیدا شد ،از صفر تا صد برنامه تحول در بازرسی و بهداشت گوشت را ارائه خواهم کرد
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۱۹ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۸
0
4
از دارمدشون چیزی نگفتن
دامپزشک دولتی البرز
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۲۳:۲۸ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۸
1
5
پیج ایشان را دنبال میکنم. با دیدگاه علمی و مثبت مسائل را تشریح میکنند. برخلاف خیلی از دوستان که دائما غر میزنند، ایشان هم افزایی، همکاری بخش خصوصی و دولتی و دغدغه ی سلامت مردم را دارند. خداوند در این مسیر توفیق بیشتری به ایشان بدهد.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۹
1
6
نظرمون همیشه مثبت بوده، خسته نباشید میگیم
سرت سلامت باشه
همکار متخصص داخلی دام بزرگ
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۲:۴۹ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۹
1
6
مسئول فنی بودن کشتارگاه دام یکی از سخت ترین و طاقت فرسا ترین مشاغل است؛ خداقوت جناب دکتر کیا.
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۹:۲۱ - ۱۴۰۵/۰۵/۲۹
1
0
پیج ایشون را با علاقه دنبال می کنم. از محدود پیجهای آموزنده اینستاگرام هست
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۶:۰۹ - ۱۴۰۵/۰۵/۳۱
1
1
با درود به اقای دکتر عزیز؛؛
یاداوری میکنم دکتر جبلی جوان همچنان در دانشگاه سمنان دانشکده دامپزشکی مشغول فعالیت هستند.
دسترسی به ایشان از طریق ایمیل آدرس آکادمیک شان بسیار راحت است
نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه