حکیم مهر- سرویس دانشجویی : پس از عبور از مرحله ی دکتری عمومی ،داوطلبینی که تمایل دارند در آزمون دکتری تخصصی شرکت کنند قطعا با چالش ظرفیت های اعلامی و واقعیت پذیرش دانشگاه ها رو به رو هستند .از جمله رشته هایی که ظرفیت اعلامی و حقیقت پذیرش در آن دچار تضاد و چالش شده است دستیاری تخصصی جراحی است.
ظرفیت پذیرش دستیاران تخصصی جراحی دامپزشکی در ایران، بر اساس آمار اعلامشده در دفترچههای پذیرش، از ۴۶ نفر در سال ۱۴۰۰ به ۴۸ نفر در سال ۱۴۰۵ رسیده است. این ارقام، با وجود فراز و فرودهای سالانه، تنها بخشی از وضعیت پذیرش در این رشته را نشان میدهند، بر اساس گزارشهای دریافتی، تعداد واقعی دانشجویان ورودی با ظرفیت اعلامشده در دفترچهها متفاوت است.
با پیشروی جامعه به سمت تخصصی شدن و مستثنی نبودن دامپزشکی از این مسئله ،تمایل به ورود در رشته های تخصصی و دریافت مدرک مربوطه بیشتر شده و تعداد متقاضیان نیز رو به افزایش است.پس از افزایش تمایل به شرکت در این دوره ، افزایش تمایل به بالابردن ظرفیت از جانب واحد های دانشگاهی نیز قابل تامل و احتمالا منطقی است.
اما با اینکه افزایش ظرفیت پذیرش، بهخودی خود تصمیم غلطی نیست. جامعه ی دامپزشکی به متخصصان توانمند نیاز دارد و توسعه ی خدمات تخصصی دسترسی به درمانهای پیشرفته را بهبود میبخشد و مسئله زمانی جدی میشود که افزایش تعداد دانشجویان، بدون توجه کافی به ظرفیت واقعی آموزش بالینی، امکانات بیمارستانهای دانشگاهی و نیازهای آینده ی بازار کار انجام شود.
یکی از اولین سوال ها درباره ی وضعیت رزیدنتی جراحی دامپزشکی، تعداد واقعی افرادی است که هر سال وارد این دوره میشوند.
بر اساس گزارشهای دریافتی، پذیرش از مسیرهای دیگری، از جمله استعدادهای درخشان نیز میتواند به تعداد دانشجویان حاضر در دوره اضافه کند. حتی خارج از بحث استعداد درخشان، ظرفیت پذیرش دانشگاه آزاد اسلامی در این رشته بسیار بالاست و بر اساس گفتههای دانشجویان تعداد قابل توجهی دانشجو فراتر از ظرفیت اعلام شده سر کلاسها مینشینند.
مبحث بیان شده حتی در مقطع دکتری عمومی نیز به وضوح قابل مشاهده است،تعداد اعلام شده در دفترچه ی انتخاب رشته، هیچگاه با تعداد واقعی پذیرفته شدگان برابر نبوده و در این میان احتمالا اثر سهمیه و یا ورود غیرمجاز خیلی از دانشجویان مطرح میشود.
هر دانشجوی اضافهشده به دوره، به سهمی از امکانات آموزشی، زمان استاد، فرصت حضور در جراحیها و منابع بیمارستانی نیاز دارد. اگر تعداد واقعی دانشجویان از ظرفیت پیشبینیشده بیشتر باشد، باید مشخص شود که آیا زیرساختهای آموزشی متناسب با افزایش ظرفیت توسعه یافتهاند؟
متقاضیان انتظار دارند آمار سالانه ی پذیرش و ظرفیت اعلامشده، و تعداد نهایی پذیرفتهشدگان آزمون بهصورت شفاف منتشر و اعلام شود. همچنین سوالی که مطرح میشود این است که آیا صلاحیت سنجی و معیار پذیرش دانشجویان چه در میان دانشجویان استعداد درخشان و چه درحالت پذیرش عادی ، قابل اتکا بر صلاحیت های علمی دانشجو بوده و یا صرفا در جهت رفع نیازهای اقتصادی دانشگاه و ارتباطات استاد و دانشجو صورت میگیرد؟
سمیرا متقاضی دکتری تخصصی جراحی می گوید؛
اساتید دانشگاه های دولتی به شدت میان متقاضیان تبعیض قائل هستند ،این درحالی است که رتبه و حتی مصاحبه ی بنده بسیار قابل قبول تر از افرادی بود که در دانشگاه سراسری تحصیل کرده بودند ولی موفق به قبولی در این دانشکده نشدم.
همچنین به گفته ی علی -متقاضی شرکت کننده در ازمون تخصصی جراحی
پس از اعلام نتایج و با وجود عدم کسب رتبه ی کافی از سمت دانشگاه دعوت به حضور در جلسه ی مصاحبه شدم، اما نتیجه برای من روشن بود که احتمالا این مسیر صرفا در جهت جبران بخشی از کمبودهای اقتصادی دانشگاه بوده و احتمال قبولی با این رتبه و ظرفیت اعلامی صفر است.
در مرحله ی بعد از پذیرش چالش های آموزشی و زیر ساختی مطرح است؛
کمبود کیسهای بالینی چالش اصلی آموزش تخصصی جراحی است!
نگرانی مهم درباره ی تربیت متخصصان جراحی دامپزشکی تنها تعداد دانشجویان نیست، بلکه فرصت واقعی آنان برای یادگیری و کسب مهارت عملی است!
بر اساس گزارشهای دریافتی از برخی دستیاران، کمبود کیسهای بالینی مناسب و محدودیت فرصت مشارکت عملی در جراحی، کمبود اساتید خبره در واحد های ارائه دهنده ی این دوره از جمله مشکلاتی است که در جریان آموزش تخصصی تجربه میشود.
شایان -دانشجوی تخصص جراحی می گوید؛