صفحه خبر (ویژه چپ)
کد خبر: ۸۷۵۲۹
سرویس دانشجویی حکیم مهر: بررسی چالش‌های پذیرش و آموزش دستیاری تخصصی جراحی دامپزشکی در ایران

«ظرفیت روی کاغذ، صندلی در کلاس؛ پشت پرده چالش‌های پذیرش و آموزش رزیدنتی جراحی دامپزشکی چیست؟»

پس از عبور از مرحله ی دکتری عمومی ،داوطلبینی که تمایل دارند در آزمون دکتری تخصصی شرکت کنند قطعا با چالش ظرفیت های اعلامی و واقعیت پذیرش دانشگاه ها رو به رو هستند .از جمله رشته هایی که ظرفیت اعلامی و حقیقت پذیرش در آن دچار تضاد و چالش شده است دستیاری تخصصی جراحی است.

حکیم مهر- سرویس دانشجویی : پس از عبور از مرحله ی دکتری عمومی ،داوطلبینی که تمایل دارند در آزمون دکتری تخصصی شرکت کنند قطعا با چالش ظرفیت های اعلامی و واقعیت پذیرش دانشگاه ها رو به رو هستند .از جمله رشته هایی که ظرفیت اعلامی و حقیقت پذیرش در آن دچار تضاد و چالش شده است دستیاری تخصصی جراحی است.

ظرفیت پذیرش دستیاران تخصصی جراحی دامپزشکی در ایران، بر اساس آمار اعلام‌شده در دفترچه‌های پذیرش، از ۴۶ نفر در سال ۱۴۰۰ به ۴۸ نفر در سال ۱۴۰۵ رسیده است. این ارقام، با وجود فراز و فرودهای سالانه، تنها بخشی از وضعیت پذیرش در این رشته را نشان می‌دهند، بر اساس گزارش‌های دریافتی، تعداد واقعی دانشجویان ورودی با ظرفیت اعلام‌شده در دفترچه‌ها متفاوت است.

با پیشروی جامعه  به سمت تخصصی شدن  و مستثنی نبودن دامپزشکی  از این مسئله ،تمایل به ورود در رشته های تخصصی و دریافت مدرک مربوطه بیشتر شده و تعداد متقاضیان نیز رو به افزایش است.پس از افزایش تمایل به شرکت در این دوره ، افزایش تمایل به بالابردن ظرفیت از جانب واحد های دانشگاهی نیز قابل تامل و احتمالا منطقی است.

اما با اینکه افزایش ظرفیت پذیرش، به‌خودی‌ خود تصمیم غلطی نیست. جامعه ی دامپزشکی به متخصصان توانمند نیاز دارد و توسعه ی خدمات تخصصی دسترسی به درمان‌های پیشرفته را بهبود می‌بخشد و مسئله زمانی جدی می‌شود که افزایش تعداد دانشجویان، بدون توجه کافی به ظرفیت واقعی آموزش بالینی، امکانات بیمارستان‌های دانشگاهی و نیازهای آینده ی بازار کار انجام شود.

یکی از اولین سوال ها درباره ی وضعیت رزیدنتی جراحی دامپزشکی، تعداد واقعی افرادی است که هر سال وارد این دوره می‌شوند.

بر اساس گزارش‌های دریافتی، پذیرش از مسیرهای دیگری، از جمله استعدادهای درخشان نیز می‌تواند به تعداد دانشجویان حاضر در دوره اضافه کند. حتی خارج از بحث استعداد درخشان، ظرفیت پذیرش دانشگاه آزاد اسلامی در این رشته بسیار بالاست و بر اساس گفته‌های دانشجویان تعداد قابل توجهی دانشجو فراتر از ظرفیت اعلام شده سر کلاس‌ها می‌نشینند.
مبحث بیان شده حتی در مقطع دکتری عمومی نیز به وضوح قابل مشاهده است،تعداد اعلام شده در دفترچه ی انتخاب رشته، هیچگاه با تعداد واقعی پذیرفته شدگان برابر نبوده و در این میان احتمالا اثر سهمیه و یا ورود غیرمجاز خیلی از دانشجویان مطرح میشود.

هر دانشجوی اضافه‌شده به دوره، به سهمی از امکانات آموزشی، زمان استاد، فرصت حضور در جراحی‌ها و منابع بیمارستانی نیاز دارد. اگر تعداد واقعی دانشجویان از ظرفیت پیش‌بینی‌شده بیشتر باشد، باید مشخص شود که آیا زیرساخت‌های آموزشی متناسب با افزایش ظرفیت توسعه یافته‌اند؟
متقاضیان انتظار دارند آمار سالانه ی پذیرش و ظرفیت اعلام‌شده، و تعداد نهایی پذیرفته‌شدگان آزمون به‌صورت شفاف منتشر و اعلام شود. همچنین سوالی که مطرح میشود این است که آیا صلاحیت سنجی و معیار پذیرش دانشجویان چه در میان دانشجویان استعداد درخشان و چه درحالت پذیرش عادی ، قابل اتکا بر صلاحیت های علمی دانشجو بوده و یا صرفا در جهت رفع نیازهای اقتصادی دانشگاه و ارتباطات استاد و دانشجو صورت میگیرد؟

سمیرا متقاضی دکتری تخصصی جراحی می گوید؛
اساتید دانشگاه های دولتی به شدت میان متقاضیان تبعیض قائل هستند ،این  درحالی است که رتبه و حتی مصاحبه ی بنده بسیار قابل قبول تر از افرادی بود که در دانشگاه سراسری تحصیل کرده بودند ولی موفق به قبولی در این دانشکده نشدم.
 
همچنین به گفته ی علی -متقاضی شرکت کننده در ازمون تخصصی جراحی 
پس از اعلام نتایج و با وجود عدم کسب رتبه ی کافی از سمت دانشگاه دعوت به حضور در جلسه ی مصاحبه شدم، اما نتیجه  برای من روشن بود که احتمالا این مسیر صرفا در جهت جبران بخشی از کمبودهای اقتصادی دانشگاه بوده و احتمال قبولی با این رتبه و ظرفیت اعلامی صفر است.

در مرحله ی بعد از پذیرش چالش های آموزشی و زیر ساختی مطرح است؛

کمبود کیس‌های بالینی چالش اصلی آموزش تخصصی جراحی است!
نگرانی مهم درباره ی تربیت متخصصان جراحی دامپزشکی تنها تعداد دانشجویان نیست، بلکه فرصت واقعی آنان برای یادگیری و کسب مهارت عملی است!
بر اساس گزارش‌های دریافتی از برخی دستیاران، کمبود کیس‌های بالینی مناسب و محدودیت فرصت مشارکت عملی در جراحی، کمبود اساتید خبره در واحد های ارائه دهنده ی این دوره از جمله مشکلاتی است که در جریان آموزش تخصصی تجربه می‌شود.

شایان -دانشجوی تخصص جراحی می گوید؛
 
 
دانشگاه -که حداقل امکانات الزامی این تخصص را ندارد هم پرقدرت به جذب دانشجو و پذیرش در این رشته ادامه می دهد درحالی که حتی دانشجویان این مرکز که از دوستان بنده نیز هستند به وضوح اعلام کرده اند که حتی در تعداد اساتید این مقطع نیز با چالش رو به رو هستیم و به طبع ورود کیس های تخصصی به مرکز کاهش یافته و بیشتر مباحث ضروری را صرفا تئوری آموزش میبینیم.

اگر تعداد دستیاران خارج از نیاز افزایش یاید، اما تعداد و تنوع کیس‌های ورودی به بیمارستان دانشگاه متناسب با آن رشد نکند، فرصت‌های عملی میان دانشجویان بیشتری تقسیم خواهد شد و طبیعتا دسته‌ای از دستیاران نمی‌توانند به میزان موردنیاز با جراحی‌های مختلف مواجه شوند یا فرصت کافی برای انجام عملی مراحل جراحی به دست آورند.

محدودیت امکانات بیمارستان های دانشکده؛

ظرفیت آموزشی دانشگاه‌ها یکسان نیست؛ بنابراین افزایش ظرفیت یکسان در همه ی دانشگاه‌ها ممکن است به افت کیفیت آموزش در مراکز دارای امکانات محدود منجر شود.
بسیار قابل تامل است که باید وضعیت بیمارستان‌های آموزشی و امکانات موجود در آن‌ها را بررسی کرد.آموزش تخصصی جراحی با حضور در کلاس درس یا مشاهده ی عمل جراحی به پایان نمی‌رسد. دستیار باید در طول دوره ی آموزشی با موارد بالینی متنوع مواجه شود، در ارزیابی بیمار و انتخاب روش درمان مشارکت کند، مراحل مختلف جراحی را متناسب با سطح مهارت و امکانات موجود زیر نظر استاد انجام دهد و با مراقبت‌های پس از عمل آشنا شود.


 چالش های اقتصادی پیش رو

هزینه ی بالای تحصیل در مقطع دکتری تخصصی واحدهای دانشگاه آزاد
طولانی بودن دوره ی تخصص، هزینه‌های زندگی و هزینه ی  فرصت ازدست‌رفته، ممکن است امکان ادامه ی تحصیل را برای برخی دانشجویان دشوار کند.
با تصور بر اینکه فرد قادر به پرداخت هزینه ی هنگفت مسیر پیش رو بوده است ،آیا در آینده امکان جبران هزینه ی پرداختی و دریافت حقوق قابل قبول و متناسب با زحمت و فرسایش در این رشته وجود دارد؟
آیا تامین کمبودهای اقتصادی دانشکده از این طریق با توجه به شرایط کنونی اقتصادی منطقی و قابل قبول بوده است؟اصلا چه تعدادی از شرکت کنندگان واقعا دعوت به مصاحبه شده اند؟یا تعداد دعوت شدگان حتی نزدیک به تعداد پذیرش خواهد بود؟
پس از پایان دوره ی تحصیل چه تعداد از متخصصان خارج شده مستقیما وارد بازار کار میشوند و میزان رضایتمندی متخصصان فارغ التحصیل از شرایط بعد از تحصیل و بازار کار چقدر بوده است؟


کاهش فرصت‌های شغلی و افزایش رقابت در بازار کار چالش حائز اهمیت بعدی است.
افزایش تعداد فارغ‌التحصیلان یک تخصص در صورتی که با رشد تقاضا برای خدمات آن همراه نباشد شاید رقابت در بازار کار را افزایش دهد.
در جراحی دامپزشکی، تعداد مراکز مجهز به امکانات جراحی پیشرفته، میزان ارجاع بیماران، قدرت پرداخت صاحبان حیوانات و توزیع جغرافیایی مراکز درمانی از عوامل مؤثر بر فرصت‌های شغلی هستند. نمی‌توان با افزایش ظرفیت پذیرش نتیجه گرفت که فرصت‌های شغلی نیز افزایش خواهند یافت.

احتمالا چالش های مطرح شده تنها بخش کوچکی از واقعیت ماجرا بوده و حقیقت امر پیچیده تر است،همچنین پیامد های مطرح شده هیچ کدام قطعی نیستند!

به هر حال ورود متخصصان جدید می‌تواند دسترسی به خدمات جراحی را در مناطق محروم بهبود دهد و تقاضای برآورده‌نشده را پاسخ دهد. مسئله ی  اصلی ما نبود اطلاعات کافی درباره تناسب میان تعداد متخصصان، نیاز واقعی جامعه و ظرفیت بازار کار آینده است.

همچنین راه حل، کاهش ظرفیت در همه ی دانشگاه‌ها یا مخالفت با پذیرش دانشجویان بیشتر نیست. انتظار اصلی همگی شفافیت در آمار پذیرش، ارزیابی دقیق کیفیت آموزش، تعیین حداقل‌های لازم برای تجربه ی عملی دستیاران و تناسب ظرفیت هر مرکز با امکانات واقعی و نیازهای آینده کشور است.

تربیت جراح متخصص تنها با پذیرش دانشجو محقق نمی‌شود و این فرایند به استادان توانمند، بیمارستان‌های مجهز، کیس‌های بالینی کافی، فرصت تمرین عملی و برنامه‌ریزی دقیق برای آینده ی حرفه‌ای فارغ‌التحصیلان نیاز دارد.

مطلب ارائه شده به علت دریافت گزارش های بیشتر از جانب دانشجویان و متقاضیان رشته ی جراحی بوده و به این معنی نیست که در سایر رشته های تخصصی این چالش ها مطرح نبوده و امکانات کافی وجود دارد.لیکن خواستار بررسی همه جانبه ی این امر در تمامی رشته های تحصیلی دوره ی تخصصی و همچنین عمومی هستیم.
 
 
نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه