حکیم مهر: فضای اجتماعی و جایگاه حرفهای دامپزشکی در آن سالها چگونه بود؟
زمانی که ما فارغالتحصیل شدیم، وضعیت دانشگاهها و نگاه جامعه به دامپزشکی مانند امروز نبود. فعالیت حرفهای بسیار دشوار بود و دامپزشکی نیز از پذیرش اجتماعی مناسبی برخوردار نبود. در مقایسه با پزشکان و جامعه پزشکی، نگاه چندان مثبتی به جایگاه و حیثیت اجتماعی دامپزشکان وجود نداشت و این مسئله تا حدودی ما را آزار میداد.
بسیاری از همکاران تمایل داشتند از دامپزشکی فاصله بگیرند و خود را به گروه پزشکی نزدیک کنند. به همین دلیل، ۱۴ نفر از همکلاسیهای من برای ادامه تحصیل به سراغ تخصصهای مختلف آزمایشگاهی رفتند و وارد حوزه پزشکی شدند. من نیز یکی از آنان بودم.
حکیم مهر: چه زمانی تصمیم گرفتید به حوزه علوم آزمایشگاهی و میکروبشناسی پزشکی وارد شوید؟
چند سال پس از پایان دانشگاه، در سال ۱۳۶۲ برای ادامه تحصیل در رشته آزمایشگاهی اقدام کردم و توانستم تخصص میکروبشناسی پزشکی یا مدیکال میکروبیولوژی را دریافت کنم. پس از آن وارد حوزه پزشکی شدم و این تغییر مسیر از نظر روحی و روانی نیز موجب آرامش بیشتر من شد.
حکیم مهر: پیش از تغییر مسیر به میکروبشناسی پزشکی، در حوزه دامپزشکی چه فعالیتهایی داشتید؟
فعالیت مستقیم من در حوزه دامپزشکی به دو سال ابتدایی پس از انقلاب محدود میشود. در آن دوره مأمور به خدمت در جهاد سازندگی بودم. جهاد سازندگی تازه فعالیت خود را آغاز کرده بود، امکانات کافی وجود نداشت و فضای خاصی بر محیط کار حاکم بود.
در آن مدت با مشکلات زیادی مواجه شدم و فشار روانی بسیاری را تحمل کردم. همین شرایط باعث شد بیشازپیش به تغییر مسیر تحصیلی و حرفهای فکر کنم.
حکیم مهر: آیا در آن مقطع به تحصیل در رشته پزشکی نیز فکر کردید؟
بله، حتی تصمیم داشتم دوباره در کنکور شرکت کنم و از ابتدا وارد دانشگاه شوم تا پزشکی بخوانم؛ اما بعد به این نتیجه رسیدم که آغاز دوباره این مسیر چندان مقرونبهصرفه نیست. به همین دلیل ترجیح دادم حوزه آزمایشگاه را ادامه دهم.
حدود پنج یا شش ماه بهطور جدی مطالعه کردم و خوشبختانه در رشته موردنظر پذیرفته شدم. پس از آن به عضویت نظام پزشکی درآمدم و فعالیت حرفهای خود را در حوزه پزشکی و آزمایشگاه ادامه دادم.
حکیم مهر: پس از دریافت تخصص میکروبشناسی پزشکی، مسیر حرفهای شما چگونه ادامه پیدا کرد؟
حدود ۲۷ یا ۲۸ سال آزمایشگاه داشتم و مدتی نیز در کردستان، از جمله در دوران جنگ، فعالیت میکردم. پس از آن به شهر خودم بازگشتم و در بیرجند مشغول به کار شدم. اکنون از فعالیت اجرایی بازنشسته شدهام، اما همچنان در دانشگاه تدریس میکنم. درحالحاضر دروس علوم پایه را در دانشکده پزشکی بیرجند تدریس میکنم و فعالیتهای مرتبط با حوزه پزشکی و آزمایشگاه را نیز ادامه میدهم.
حکیم مهر: شما در بیرجند ریاست یک بیمارستان انسانی را نیز بر عهده داشتید؟
بله، به مدت ۱۰ سال رئیس بیمارستان ارتش در بیرجند بودم. من نظامی هستم و جزو نخستین گروهی بودم که در دوران حکومت پهلوی، بورس پزشکی ارتش را دریافت کردند. اطلاعیه مربوط به پذیرش بورس ارتش بهطور ناگهانی در روزنامه و دانشگاه منتشر شد و من نیز در آن شرکت کردم. پیش از آن، در دانشگاه مشهد در رشته شیمی تحصیل میکردم، اما از آن رشته انصراف داده بودم. پس از شرکت در آزمون، در رشته دامپزشکی پذیرفته شدم و چون در صورت بازگشت از این تصمیم باید به خدمت سربازی میرفتم، ناخواسته ادامه تحصیل در دامپزشکی را انتخاب کردم. در نهایت به هدفی که در ذهن داشتم، یعنی ورود به حوزه پزشکی، رسیدم. اکنون نیز از کار و زندگی خود رضایت دارم و در دانشگاهی در بیرجند، در حوزه پزشکی تدریس میکنم.
حکیم مهر: شما از نخستین دامپزشکان فعال در استان خراسان جنوبی نیز بودید؟
من نخستین دامپزشکی بودم که وارد استان خراسان جنوبی شدم و در آن زمان، تنها دامپزشک منطقه بودم. مدتی فعالیتهای دامپزشکی انجام دادم، اما احساس میکردم مردم اهمیت این خدمات را نمیدانند و بهای چندانی به آن نمیدهند. این مسئله برایم آزاردهنده بود؛ ضمن اینکه تنها بودم و امکانات چندانی برای انجام فعالیتهای گسترده در اختیار نداشتم.
حکیم مهر: وضعیت علمی و حرفهای دامپزشکی امروز را در مقایسه با دوران فعالیت خود چگونه ارزیابی میکنید؟
خوشبختانه امروز همکاران دامپزشک زیادی در سطح استان فعالیت میکنند و مطبهای متعددی دارند. آنان از دانش علمی بسیار خوبی برخوردارند، به منابع و کتابهای روز دسترسی دارند و امکانات آزمایشگاهی مناسبی نیز در اختیارشان است. در دوران دانشجویی ما، وقتی به کلینیکهای دانشکده دامپزشکی مراجعه میکردیم، تعداد بیماران چندان زیاد نبود و فرصت کافی برای کسب تجربههای آموزشی و بالینی فراهم نمیشد؛ اما امروز دانشجویان و همکاران جوان از دانش بسیار بالایی برخوردارند. اگر امروز دوباره در موقعیت انتخاب رشته و تحصیل در دامپزشکی قرار میگرفتم، شاید دیگر تمایلی به تغییر مسیر نداشتم؛ زیرا سطح علمی دامپزشکی و دانش همکاران جوان بسیار ارتقا یافته است و این واقعاً برای ما افتخارآفرین است.
حکیم مهر: پیشرفتهای بالینی دامپزشکی در سالهای اخیر را چگونه میبینید؟
گاهی در تلویزیون یا رسانهها، فعالیتهای دامپزشکان را مشاهده میکنم. آنان اقدامات علمی، دشوار و ارزشمندی انجام میدهند که در زمان ما حتی در دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، بهعنوان مهمترین دانشکده دامپزشکی کشور، انجام نمیشد.
امروز بسیاری از این اقدامات پیشرفته از سوی همکاران بخش خصوصی انجام میشود و من از مشاهده آنها بسیار خوشحال میشوم. دامپزشکی اکنون هم در میان مردم و هم نزد مسئولان، بیش از گذشته شناخته شده است. جامعه و مدیران به اهمیت و ضرورت این رشته پی بردهاند و نگاه امروز به دامپزشکی با گذشته قابلمقایسه نیست.
حکیم مهر: دامپزشکان در مراکز علمی و تحقیقاتی پزشکی چه جایگاهی داشتهاند؟
در مدتی که در انستیتو پاستور دوره میدیدم، ۱۷ نفر از اعضای کادر علمی آنجا دامپزشک، ۱۱ نفر داروساز و چهار نفر پزشک بودند. دامپزشکان بیشترین سهم را در کادر علمی انستیتو پاستور داشتند و بخش مهمی از بار علمی این مجموعه را بر دوش میکشیدند. این موضوع برای من بسیار افتخارآمیز بود.
در مؤسسه رازی نیز وضعیت مشابهی وجود دارد و تعداد زیادی از نیروهای علمی و تخصصی آن دامپزشک هستند. متأسفانه این همکاران تا حدودی گمنام ماندهاند و خدماتشان در مقایسه با پزشکان کمتر در جامعه معرفی میشود. به همین دلیل ممکن است برخی همکاران دامپزشک از این وضعیت دلگیر باشند؛ اما از نظر علمی چیزی از دیگران کم ندارند و در سطح بسیار بالایی فعالیت میکنند. مشاهده این جایگاه علمی برای من بسیار خوشحالکننده است.
حکیم مهر: حضور شما بهعنوان یک دامپزشک در رأس یک بیمارستان انسانی چگونه پذیرفته شد؟ آیا با واکنش منفی یا مقاومتی مواجه شدید؟
زمانی که به ریاست بیمارستان رسیدم، مدرک تخصصی خود را گرفته بودم و بهعنوان متخصص علوم آزمایشگاهی فعالیت میکردم. به همین دلیل، دیگر صرفاً بهعنوان دامپزشک به من نگاه نمیشد و بیشتر مرا بهعنوان متخصص آزمایشگاه میشناختند. کارت عضویت نظام پزشکی نیز داشتم و فعالیت اصلیام در حوزه آزمایشگاه بود.
از این نظر با مشکل خاصی مواجه نشدم. همکاران احترام زیادی برای من قائل بودند و وقتی درباره موضوعی نظر میدادم، سخنانم را جدی میگرفتند و روی آن حساب میکردند. خوشبختانه در دوران مدیریتم بازخورد منفی خاصی نداشتم.
حکیم مهر: بهیادماندنیترین و مهمترین اقدام مدیریتی شما در بیمارستان چه بود؟
مهمترین کاری که در بیمارستان انجام دادم، تجهیز و توسعه آزمایشگاه بود. زمانی که در سال ۱۳۶۸ به بیرجند آمدم، آزمایشگاه بیمارستان در سطح بسیار ابتدایی فعالیت میکرد و حتی از نظر فضای ساختمانی نیز شرایط مناسبی نداشت.
کارهای زیربنایی مورد نیاز را آغاز کردم و امکانات آزمایشگاه را توسعه دادم. پس از آن، همکاران بیشتری به این مجموعه اضافه شدند و تعدادی از فارغالتحصیلان دانشکده پزشکی که دورههای علوم آزمایشگاهی را گذرانده بودند نیز همکاری خود را با ما آغاز کردند.
حکیم مهر: توسعه آزمایشگاه بیمارستان چه تأثیری بر خدمات درمانی منطقه گذاشت؟
خوشبختانه آزمایشگاهی که پایههای توسعه آن در آن دوره شکل گرفت، امروز نیز در سطح شهر خدمات مناسبی ارائه میدهد. چندین نفر از همکاران در آن مشغول به کار هستند و این مجموعه به یکی از بخشهای کمککننده به پزشکان تبدیل شده است. درحالحاضر نیز همکاری مناسبی میان آزمایشگاه و پزشکان برقرار است.
حکیم مهر: سختترین روزهای دوران مسئولیت شما مربوط به چه زمانی بود و چگونه آن بحران را مدیریت کردید؟
سختترین دوران فعالیت من به زمانی بازمیگردد که در کردستان مسئول آزمایشگاه بودم. کشور درگیر جنگ بود، تعداد زیادی مجروح به بیمارستان منتقل میشدند و امکانات بسیار محدودی در اختیار داشتیم. بااینحال، تلاش کردیم با همان امکانات اندک به بیماران و مجروحان رسیدگی کنیم.
روزهای بسیار دشواری را پشت سر گذاشتیم. هنگام حملات، گاهی حدود یک هفته به خانه نمیرفتم و همراه همکارانم بهصورت شبانهروزی در بیمارستان حضور داشتیم. شرایط کاری بسیار سخت بود، اما خوشبختانه آن روزها به خیر گذشت.
اکنون خوشحالم که توانستم در دوران جنگ و سالهای پس از آن، اقدامات مثبتی انجام دهم. در سال ۱۳۸۳ بازنشسته شدم، اما پس از بازنشستگی نیز همکاری خود را با دانشگاه علوم پزشکی و فعالیت در حوزه تدریس ادامه دادم.
یا تغییر رشته بدن
یا مسیرشون در ادامه تحصیلات آکادمیک جدا کنن
تنها راه رها شدن از این عنوان ننگین دامپزشک و تغییر مسیر به راه درست
دقیقا جز تلف کردن بیشتر عمر کاربردش چیه؟