صفحه خبر (ویژه چپ)
کد خبر: ۸۷۶۱۶
گفت‌وگوی حکیم مهر با «دکتر نیما سیاح» جوان برگزیده دامپزشکی سال ۱۴۰۵ و برنده جایزه پروفسور حسن تاج‌بخش:

نظام آموزشی ما دانشجویان را به رشته‌هایی هدایت می‌کند که به آن‌ها علاقه ندارند/ ماندن در ایران را به بازگشت به انگلستان ترجیح دادم/ نخستین الگوی کاملاً بسته پرورش صنعتی گوسفند و بز را در کشور ایجاد کردیم

«دکتر نیما سیاح» افزود: با کمک همکارانم توانستیم نخستین الگوی کاملاً بسته پرورش صنعتی گوسفند و بز را در کشور ایجاد کنیم. همچنین برای نخستین بار دام‌های اصلاح‌نژادشده را وارد ایران کردیم...

حکیم مهر- دکتر محسن طاهرمیرزایی: جوان برگزیده دامپزشکی سال ۱۴۰۵ و برنده جایزه پروفسور تاج‌بخش، موفقیت حرفه‌ای را نه حاصل انتخاب رشته‌های پرطرفدار یا تمرکز صرف بر منافع فردی، بلکه نتیجه پیوند علاقه، استمرار و توجه به مسائل واقعی کشور می‌داند.

به گزارش حکیم مهر، «دکتر نیما سیاح» که پس از بازگشت از فرصت مطالعاتی انگلستان، ماندن و فعالیت در ایران را به ادامه مسیر حرفه‌ای در خارج از کشور ترجیح داد، با تغییر جهت از طب حیوانات خانگی به توسعه صنعت دام سبک، در ایجاد نخستین الگوی کاملاً بسته پرورش صنعتی گوسفند و بز، ورود دام‌های اصلاح‌نژادشده و انتقال فناوری پرورش آن‌ها به دامداران نقش‌آفرینی کرد؛ فعالیت‌هایی که به گفته او، علاوه بر تقویت امنیت غذایی، به احیای تولید فرآورده‌های لبنی سنتی و افزایش درآمد زنان روستایی و سرپرست خانوار کمک کرده است.

وی در این گفت‌وگو همچنین با انتقاد از نظام آموزشی مبتنی بر نمره و یکسان‌سازی دانش‌آموزان تأکید کرد که هدایت افراد به رشته‌هایی که به آن‌ها علاقه ذاتی ندارند، فارغ‌التحصیلانی ناراضی و فاقد استقامت حرفه‌ای تربیت می‌کند و نظام آموزشی باید به‌جای تغییر شکل دانش‌آموزان، بر کشف و پرورش استعدادهای متفاوت آنان متمرکز شود.

حکیم مهر: برای آغاز گفت‌وگو، لطفاً از مسیر تحصیلی و حرفه‌ای خود بگویید. چه شد که دامپزشکی را انتخاب کردید؟

در دوران تحصیل در مقاطع راهنمایی و دبیرستان، به این نتیجه رسیده بودم که اگر رشته تحصیلی آینده‌ام با علایق من هم‌راستا نباشد و صرفاً به‌دلیل پرطرفدار بودن یک رشته یا توصیه اطرافیان آن را انتخاب کنم، احتمالاً موفقیت چندانی در آن نخواهم داشت؛ زیرا انگیزه لازم برای مطالعه عمیق و استمرار در کار ایجاد نمی‌شود و در نهایت به فردی معمولی در آن حوزه تبدیل خواهم شد.

اما اگر رشته‌ای با غرایز، علایق و سلایق فرد همخوانی داشته باشد، احتمال موفقیت در آن بیشتر خواهد بود.

تصمیم‌گیری در این زمینه آسان نبود. تلاش کردم تحت‌تأثیر رشته‌هایی که در بازار جذاب‌تر یا پرطرفدارتر بودند قرار نگیرم. از دوران کودکی نیز در خودم گرایشی جدی به حیوانات و طبیعت احساس می‌کردم؛ به همین دلیل تصمیم گرفتم رشته دامپزشکی را انتخاب کنم.

حکیم مهر: دوران تحصیل در دامپزشکی عمومی را چگونه پشت سر گذاشتید؟

در دوره دامپزشکی عمومی احساس می‌کردم که بخش زیادی از عمر و وقت خود را صرف تحصیل کرده‌ایم، اما شناختمان از جامعه، انسان‌ها و مهارت‌هایی که برای حضور مؤثر در اجتماع لازم است، کافی نیست. احساس می‌کردم برخی ابعاد شخصیتی‌ام به گسترش و تقویت نیاز دارد. به همین دلیل، در سال‌های ابتدایی دانشکده تلاش کردم ارتباطم را با دانشجویان دیگری که از نقاط مختلف ایران آمده بودند، افزایش دهم، آنان را بهتر بشناسم و تا حدی وارد فضای اجتماعی شوم تا بتوانم این خلأها را پوشش دهم.

در سال‌های پایانی نیز فشار بیشتری به خودم وارد کردم تا مطالعه عمیق‌تری داشته باشم و آموخته‌های سال‌های قبل را جمع‌بندی کنم. در آن زمان آزمونی با عنوان «پیش‌درمانگاهی» یا «پره‌کلینیک» داشتیم. از فرصت مطالعاتی چندماهه تابستان استفاده کردم و همه درس‌های گذشته را دوباره خواندم. این کار کمک کرد پایه علمی مناسبی برای ادامه مسیرم ایجاد کنم.

حکیم مهر: چگونه رشته تخصصی رادیولوژی و سونوگرافی را انتخاب کردید؟

انتخاب رشته تخصصی نیز مانند انتخاب دامپزشکی، براساس علاقه‌ام انجام شد، نه اینکه کدام رشته می‌تواند موفقیت مالی یا شغلی بیشتری برایم به همراه داشته باشد. در آن مقطع بسیاری از افراد مشتاق مهاجرت بودند، اما با توصیه پدرم تصمیم گرفتم در آزمون تخصص شرکت کنم. رادیولوژی و سونوگرافی از دوران دامپزشکی عمومی برای من بسیار جذاب بود؛ بنابراین بار دیگر براساس علاقه شخصی، این رشته را انتخاب کردم. در سال ۱۳۸۵ در رشته رادیولوژی و سونوگرافی پذیرفته شدم و تحصیلات تخصصی خود را در دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران آغاز کردم.

حکیم مهر: انتخاب شما به‌عنوان جوان برگزیده دامپزشکی سال ۱۴۰۵ چه معنایی برایتان دارد و نخستین واکنشتان پس از اطلاع از این انتخاب چه بود؟

این انتخاب برای من بسیار خوشحال‌کننده بود و در عین حال، سطح انتظارم از خودم را افزایش می‌دهد. حتی اگر تصور کنم که شاید شایستگی کافی برای دریافت این عنوان را نداشته‌ام، باید در آینده بیشتر تلاش کنم و خودم را به سطحی برسانم که دست‌کم نزد خودم احساس شرمندگی نکنم.

در سال‌های اخیر بسیار سخت کار کرده بودم، فشار کاری زیادی را تحمل می‌کردم و واقعاً خسته شده بودم. اینکه احساس کنید استادان بزرگ دامپزشکی و استادان خودتان در دانشکده به شما توجه کرده‌اند، فعالیت‌هایتان دیده شده و کارهایی که انجام داده‌اید مطلوب ارزیابی شده است، بسیار خوشحال‌کننده است و خستگی زیادی را از تن انسان بیرون می‌کند.

حکیم مهر: جایزه پروفسور تاج‌بخش براساس چه معیارها و دستاوردهایی به شما اعطا شد؟

زمانی که فارغ‌التحصیل شدم، مسیرهای مختلفی برای ادامه زندگی حرفه‌ای پیش رو داشتم. به‌تازگی از یک فرصت مطالعاتی در انگلستان بازگشته بودم و در آنجا نیز استقبال خوبی از من شده بود. یکی از گزینه‌ها این بود که برای ادامه تحصیل و سپس فعالیت حرفه‌ای به انگلستان بازگردم.

پس از آن وارد دوره سربازی شدم. در جریان کنکاش‌های درونی با خودم، به این نتیجه رسیدم که در مقابل هزینه‌ها و آموزش‌هایی که در کشور دریافت کرده‌ام، مسئولیتی دارم و لازم است کاری انجام دهم که برای کشور و مردم خودمان قابل استفاده باشد؛ نه اینکه تمرکزم صرفاً بر پیشرفت فردی یا بهره‌مندی اقتصادی و اجتماعی شخصی باشد. این نگاه تا حد زیادی تحت‌تأثیر آموزه‌های خانوادگی من شکل گرفته بود و کمک بزرگی کرد تا نگاهم از فردمحوری به جمع‌محوری تغییر کند.

حکیم مهر: پس از این تصمیم، چگونه حوزه فعالیت حرفه‌ای خود را انتخاب کردید؟

تصمیم گرفتم بررسی کنم که در حوزه دامپروری کشور با چه خلأهایی مواجه هستیم. در دوران تحصیل، به‌ویژه در دوره تخصص، بیشتر برای تشخیص و درمان بیماری‌های دام‌های کوچک یا حیوانات خانگی آموزش دیده بودیم. در آن زمان به این جمع‌بندی رسیدم که حیوانات خانگی در هر جامعه جایگاه خاص خود و مخاطبان مشخصی دارند، اما شاید برای جامعه ایران در بالاترین سطوح اولویت قرار نگیرند. احساس کردم فعالیت در صنایع غذایی، کمک به تأمین امنیت غذایی و کار بر سبک‌های زندگی روستایی ایران می‌تواند اولویت بیشتری داشته و منشأ فایده گسترده‌تری باشد.

حکیم مهر: چه عاملی موجب شد فعالیت خود را بر حوزه پرورش گوسفند و بز متمرکز کنید؟

با راهنمایی پدرم، اسناد سازمان ملل متحد و سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد را مطالعه کردم. در جریان این مطالعات متوجه شدم باوجود دستاوردهای فوق‌العاده و افتخارآمیز ایران در صنعت گاو شیری و طیور صنعتی، به یکی از مزیت‌های رقابتی مهم کشور، یعنی دام سبک، به‌اندازه کافی توجه نشده است.

گوسفند و بز در ایران سابقه پرورشی چند هزارساله دارند. ایران از نظر جمعیت گوسفند و بز رتبه چهارم جهان را در اختیار دارد و منطقه خاورمیانه نیز منطقه‌ای بسیار مستعد برای پرورش این دام‌هاست. بااین‌حال، به‌دلیل اینکه الگوهای اصلاح نژادی مناسبی درباره این دام‌ها اتخاذ نشده بود، از نظر راندمان تولید در سطوح پایین جهانی قرار داشتیم.

سازمان‌های بین‌المللی نیز به این مسئله اشاره و توصیه کرده بودند که کشورهای این منطقه باید توجه ویژه‌ای به این حوزه داشته باشند؛ زیرا زندگی شمار زیادی از مردم به پرورش دام سبک گره خورده است. به همین دلیل، تصمیم گرفتم فعالیت خود را بر این حوزه متمرکز کنم.

حکیم مهر: مهم‌ترین دستاورد شما در زمینه پرورش صنعتی دام سبک چه بود؟

با کمک همکارانم توانستیم نخستین الگوی کاملاً بسته پرورش صنعتی گوسفند و بز را در کشور ایجاد کنیم. همچنین برای نخستین بار دام‌های اصلاح‌نژادشده را وارد ایران کردیم، به معرفی و ترویج آن‌ها پرداختیم، فناوری پرورش این دام‌ها را به دست آوردیم و این دانش را منتشر کردیم و در اختیار دامداران قرار دادیم. این اقدامات موجب شد الگوهای متعددی از پرورش صنعتی گوسفند و بز در نقاط مختلف کشور ایجاد شود.

حکیم مهر: این فعالیت‌ها چه تأثیری بر اقتصاد روستا و معیشت خانوارهای روستایی داشت؟

از طریق تولید شیر گوسفند توانستیم به‌صورت غیرمستقیم، فعالیت‌های تولیدی را در سطح روستا تقویت کنیم. تعدادی از زنان خانوار و زنان سرپرست خانوار، به‌دلیل کاهش تولید دام‌های بومی، دیگر به شیر کافی برای فرآوری و تولید پنیر، کره و انواع مشتقات لبنی سنتی دسترسی نداشتند. با افزایش تولید شیر، این زنان دوباره مشغول به کار شدند، ارزش افزوده ایجاد کردند و به افزایش درآمد خانوار کمک کردند.

حکیم مهر: فکر می‌کنید کدام بخش از سوابق علمی و حرفه‌ای شما در دریافت جایزه پروفسور تاج‌بخش نقش پررنگ‌تری داشت؟

تصور می‌کنم بخشی از این فعالیت‌ها مورد توجه استادان قرار گرفته باشد؛ فعالیت‌هایی که در آن‌ها از دانش دامپزشکی و ظرفیت‌هایی که دانشکده دامپزشکی در اختیار دانشجویان قرار داده بود، استفاده شد تا کارآفرینی و اشتغال ایجاد شود و زیرساخت‌های تولید در مسیر تقویت امنیت غذایی کشور شکل بگیرد.

احتمالاً این رویکرد و استفاده عملی از مهارت‌های دامپزشکی برای حل یکی از مسائل کشور، از سوی استادان محترم مثبت ارزیابی شده و یکی از دلایلی بوده است که این محبت را در حق من داشته‌اند.

حکیم مهر: نام پروفسور تاج‌بخش با تاریخ علم دامپزشکی ایران پیوند خورده است. دریافت جایزه‌ای به نام ایشان چه مسئولیتی برای شما ایجاد می‌کند؟

شخصیت پروفسور تاج‌بخش در حوزه دامپزشکی، شخصیتی ویژه و از جهات متعددی برجسته است. من تنها به یکی از ابعاد شخصیت ایشان که تا حدودی آن را درک کرده‌ام، اشاره می‌کنم. فکر می‌کنم برای اینکه بتوانیم در هر عرصه‌ای عملکرد درستی داشته باشیم، ابتدا باید درک مناسبی از خود و تاریخمان به دست آوریم؛ بدانیم چه کسی هستیم، از کجا آمده‌ایم، وامدار چه افرادی در گذشته بوده‌ایم و در برابر نسل‌های آینده چه رسالتی بر عهده داریم. در هر حوزه‌ای که وارد می‌شویم، برای جلوگیری از کج‌روی و کمک به شناخت و تشخیص مسیر درست، به مطالعه تاریخی نیاز داریم.

حکیم مهر: این نگاه تاریخی در آثار پروفسور تاج‌بخش چگونه بازتاب پیدا کرده است؟

به اعتقاد من، پروفسور تاج‌بخش پس از آنکه مراتب و مدارج علمی را به‌خوبی طی کردند و به سطوح عالی رسیدند، این نیاز را احساس کردند که آثاری بنویسند که به دامپزشک یا پزشک ایرانی نشان دهد در کجای تاریخ و در کجای این کره خاکی ایستاده است. این نکته بسیار مهم است؛ زیرا برای شناخت خود، شناخت کشورمان و آگاهی از مسیری که باید در آینده طی کنیم، به چنین درکی نیاز داریم.

یکی از ویژگی‌های مهم پروفسور تاج‌بخش برای من این است که فعالیت خود را صرفاً به پژوهش و آموزش در حوزه تخصصی‌شان محدود نکردند. ایشان آثاری را به رشته تحریر درآوردند که به افراد بسیاری پس از خودشان کمک می‌کند تا هویت، جایگاه و مسیرشان را بهتر بشناسند.

دریافت جایزه‌ای به نام چنین شخصیتی، طبیعتاً مسئولیت انسان را بیشتر می‌کند تا فعالیت خود را صرفاً به پیشرفت فردی و تخصصی محدود نکند و به تأثیری که می‌تواند بر جامعه و نسل‌های بعد بگذارد نیز توجه داشته باشد.

حکیم مهر: در مسیر دستیابی به این موفقیت با چه موانع علمی، مالی، اداری یا حرفه‌ای مواجه شدید؟

پیش از آنکه وارد کار عملی شوم، مانند بسیاری از افراد تصور می‌کردم مشکلاتی که با آن‌ها مواجه هستیم، بیشتر ناشی از عوامل بیرونی، شرایط محیطی، کمبود امکانات و موانع موجود است.

اما وقتی شروع به حرکت و اجرای یک کار کردم، متوجه شدم که امکانات، مسیرها و راه‌های متعددی برای انجام کار وجود دارد. بسیاری از مشکلاتی که در جریان فعالیت بروز می‌کنند، اتفاقاً از خود ما یا افرادی که در کنار ما حضور دارند، ناشی می‌شوند. به‌تدریج ریشه بخشی از مشکلات را در کمبود مهارت‌ها، کاستی‌های فردی یا نوع نگرش خودمان دیدم.

حکیم مهر: آغاز کردن و ورود به میدان عمل چگونه نگاه شما را تغییر داد؟

وقتی حرکت را آغاز می‌کنید، ممکن است در پیمودن مسیر یا جهت‌یابی ناتوان باشید؛ اما با برداشتن نخستین قدم، اطلاعات و تجربه‌هایی به دست می‌آورید که به شما اجازه می‌دهد مسیرتان را به‌طور مستمر اصلاح و درکتان را از جهان پیرامون ارتقا دهید. هر قدمی که برمی‌دارید، زمینه‌ای فراهم می‌کند تا قدم بعدی را آسان‌تر و درست‌تر بردارید. به همین دلیل، نگرش من از فرافکنی و مقصر دانستن عوامل بیرونی، به نگاه درونی تغییر کرد. از خودم پرسیدم ما چه کمبودهایی داریم و چه قدم‌های بهتری می‌توانیم برای تغییر شرایط برداریم؟

همین گام برداشتن، حرکت کردن و استمرار داشتن باعث شد احساس کنم مشکلات و اشتباهات به‌تدریج کمتر می‌شوند. حتی برای موانع و کمبودهایی که در محیط بیرونی به چشم می‌آمدند، راه‌هایی برای برطرف کردنشان پیدا می‌شد.

حکیم مهر: می‌توانید نمونه‌ای از این تغییر نگرش در مواجهه با موانع را بیان کنید؟

برای مثال، هنگامی که قصد آغاز یک فعالیت اقتصادی را دارید، ممکن است تصور کنید مهم‌ترین مانع پیش روی شما نبود سرمایه یا منابع مالی است. اما وقتی وارد کار می‌شوید، متوجه خواهید شد بسیاری از افراد دیگر نیز همین محدودیت را داشته‌اند، ولی روش‌هایی برای تأمین مالی پیدا کرده‌اند.

در این مرحله درمی‌یابید که تأمین مالی و مدیریت مالی، خود یک دانش است که ممکن است شما آن را نیاموخته باشید. بنابراین، به‌جای اینکه مشکل را صرفاً نبود منابع مالی بدانید، نگاهتان به درون معطوف می‌شود و از خود می‌پرسید چه اطلاعاتی درباره روش‌های تأمین مالی نداشته‌اید که مانع انجام کار شده است.

حکیم مهر: نداشتن سرمایه اولیه را چگونه می‌توان مدیریت کرد؟

وقتی روش‌های تأمین مالی را یاد می‌گیرید، متوجه می‌شوید ضرورتی ندارد همه منابع مالی یک پروژه متعلق به خودتان باشد. می‌توانید از شرکا، روش‌های مختلف تأمین مالی یا تسهیلات استفاده کنید. نمونه آشنای آن، شرکت‌های استارت‌آپی هستند. کارآفرینان در این شرکت‌ها ایده‌ای دارند و آن را در اختیار صاحبان سرمایه قرار می‌دهند. پس از انجام مذاکرات، دانش فنی، ایده یا شیوه اجرای پروژه ارزش‌گذاری می‌شود و صاحبان سرمایه نیز در مقابل، سرمایه موردنیاز را فراهم می‌کنند. این سازوکار به کارآفرین اجازه می‌دهد پروژه خود را اجرا کند، بدون آنکه در روز نخست از توان مالی قابل‌توجهی برخوردار باشد. بنابراین، اگر متوقف بمانیم، می‌توانیم فهرست بسیار بلندی از مشکلات و موانع ارائه کنیم؛ اما به نظر من برای همه این موانع می‌توان راه‌حل پیدا کرد.

حکیم مهر: کیفیت آموزش دامپزشکی در کشور را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

به نظرم برای همه اثبات شده است که در آموزش حوزه‌های نظری، از سطح بسیار بالایی برخورداریم. در گذشته استادان بسیار خوبی داشته‌ایم و اگر امروز مشکلی در کیفیت آموزش وجود دارد، ناشی از نبود منابع علمی در کشور نیست. فکر می‌کنم مهم‌ترین مشکل نظام آموزشی ما پیش از ورود دانشجو به دانشگاه و حتی از دوران مدرسه آغاز می‌شود.

حکیم مهر: منظورتان از ریشه داشتن مشکل در دوران مدرسه چیست؟

از دوران کودکی احساس می‌کردم که در مدارس تلاش می‌کنیم همه دانش‌آموزان را یک‌شکل کنیم؛ همه مؤدب و منظم باشند و برای پرسیدن سؤال دستشان را بالا ببرند. کودکان پرانرژی و ماجراجو که توانایی انجام فعالیت‌های عملی و فیزیکی دارند، معمولاً در مدرسه به‌عنوان دانش‌آموزان غیرمنضبط شناخته می‌شوند، نه دانش‌آموزانی پرانرژی که باید استعدادشان در مسیر مناسبی هدایت شود.

در مدرسه تلاش می‌کنیم همه دانش‌آموزان هوش ریاضی و مهارت‌های یکسانی پیدا کنند. سپس آنان را در صف رقابتی برای پزشک، دندانپزشک، مهندس یا معمار شدن قرار می‌دهیم و نمره تعیین می‌کند که هر فرد باید در چه رشته‌ای تحصیل و فعالیت کند.

حکیم مهر: این شیوه هدایت تحصیلی چه تأثیری بر آموزش دانشگاهی و آینده حرفه‌ای افراد می‌گذارد؟

مشکل از جایی آغاز می‌شود که دانشجویانی را به دانشگاه می‌فرستیم که لزوماً به رشته تحصیلی خود علاقه ندارند و صرفاً نمره قبولی در آن رشته را کسب کرده‌اند. در چنین شرایطی نمی‌توان انتظار داشت نتایجی که به دست می‌آید، درخشان باشد. برای کسب مدال قهرمانی در رشته دو باید فردی را به مسابقات دوومیدانی بفرستید که استعداد دویدن داشته باشد. اگر فردی را که استعداد شنا دارد به مسابقات دوومیدانی بفرستید، نمی‌توانید از او انتظار مدال‌آوری داشته باشید.

به نظر می‌رسد نظام آموزشی ما به‌گونه‌ای طراحی شده که می‌تواند دانشجویان را به رشته‌هایی هدایت کند که به آن‌ها علاقه غریزی و ذاتی ندارند.

حکیم مهر: انتخاب رشته بدون علاقه چه پیامدی برای فارغ‌التحصیلان دارد؟

با فارغ‌التحصیلانی مواجه می‌شویم که از کاری که انجام می‌دهند خوشحال نیستند و از آن لذت نمی‌برند. در نتیجه، رضایت خود از فعالیت حرفه‌ای را صرفاً براساس میزان درآمدشان می‌سنجند. در چنین شرایطی، پایمردی، استقامت و استمرار لازم برای دستیابی به موفقیت شکل نمی‌گیرد. انسان زمانی می‌تواند در یک رشته استقامت و پایداری داشته باشد که از انجام آن لذت ببرد.

سختی‌هایی که ممکن است برای دیگران دشوار باشد، برای فرد علاقه‌مند آسان‌تر به نظر می‌رسد؛ زیرا هم از انجام کار و هم از کسب دانش در آن حوزه لذت می‌برد. چنین فردی دیرتر از دیگران خسته می‌شود و طبیعتاً شانس موفقیت بیشتری خواهد داشت. متأسفانه ما این فرصت را از خودمان گرفته‌ایم. نظام آموزشی به‌جای تمرکز بر کشف استعدادهای دانش‌آموزان، تلاش می‌کند آنان را به شکلی تغییر دهد که خودش آن را درست می‌داند.

حکیم مهر: اگر اختیار اصلاح یک بخش از نظام آموزشی را داشتید، کدام بخش را تغییر می‌دادید؟
تمرکز نظام آموزشی را از یکسان‌سازی دانش‌آموزان به کشف و پرورش استعدادهای فردی آنان تغییر می‌دادم.

دانش‌آموزان نباید صرفاً براساس نمره به رشته‌هایی هدایت شوند که ممکن است هیچ علاقه یا استعداد ذاتی در آن‌ها نداشته باشند. نظام آموزشی باید تفاوت‌های فردی، علایق، توانایی‌های عملی و ویژگی‌های شخصیتی دانش‌آموزان را به رسمیت بشناسد و به هر فرد کمک کند در مسیری قرار گیرد که شانس موفقیت و رضایت بیشتری در آن دارد.

حکیم مهر: اگر نکته دیگری باقی مانده است، بفرمایید.

من به‌عنوان یک ایرانی، در گذشته بسیار منتقد و معترض بودم. در دوران دانشجویی نیز فعالیت‌های دانشجویی زیادی انجام دادم تا مخالفت خود را ابراز کنم و نشان دهم با سبک زندگی‌ای که تبلیغ می‌شد، تفاوت‌هایی دارم. حتی گاهی به‌دلیل ویژگی‌های دوران جوانی، تلاش می‌کردم به روش و الگویی که ترویج می‌شد، دهن‌کجی کنم. اما با گذشت زمان، علاقه‌ام به کشور بیشتر شد و احساس می‌کنم هرچه پیش آمده‌ایم، فضای کشور مطبوع‌تر و سالم‌تر شده است. امروز تنوع بیشتری را در جامعه مشاهده می‌کنیم و به نظر من، میزان تحمل افرادی که با ما متفاوت‌اند نیز در سطح جامعه افزایش یافته است.

فکر می‌کنم از این طریق می‌توانیم رضایت بیشتری را نیز در میان مردم شاهد باشیم؛ زیرا دیگر مانند گذشته تلاش نمی‌شود همه افراد یک‌شکل باشند، خودشان را بروز ندهند یا به خودسانسوری روی بیاورند. از اینکه نسل جوان توانسته است خودش را بروز دهد، بسیار خوشحالم. همچنین به اعتقاد من، فضای سیاسی ایران در مقایسه با منطقه خاورمیانه بازتر است و باید این واقعیت را به رسمیت بشناسیم. من به همه دستاوردهایی که جامعه ایران در سال‌های گذشته داشته است، افتخار می‌کنم.

برخلاف تبلیغاتی که از سوی برخی شبکه‌های اجتماعی خارج از کشور با هدف ایجاد نارضایتی در میان مردم انجام می‌شود، لازم است به دستاوردهایی که طی سال‌های گذشته به دست آورده‌ایم نیز توجه کنیم. باید ببینیم در این مدت چه میزان در زیرساخت‌های کشور سرمایه‌گذاری شده و جامعه ایران در عرصه سیاسی و تلاش برای دستیابی به حقوق شهروندی تا چه اندازه پویا بوده است. اخیراً نیز متوجه شدیم که ایران از نظر امنیتی چه دستاوردهایی داشته و تا چه اندازه توانسته است در برابر تخاصم خارجی از خود دفاع کند. مجموع این موارد برای من قابل افتخار است. جامعه ایران، مردم ایران و نهادهایی که طی این سال‌ها ساخته شده‌اند، مایه افتخار هستند.

حتی اگر در بخش‌هایی درد کشیده‌ایم یا زخم‌هایی برداشته‌ایم، به نظر من همه این تجربیات موجب رشد شده‌اند. اگر قدر آنچه تاکنون به دست آورده‌ایم را ندانیم، این خطر وجود دارد که در سودای دستیابی به شرایط بهتر، دستاوردهای فعلی خود را نیز از دست بدهیم. فکر می‌کنم ترویج میهن‌دوستی، مردم‌داری و وحدت، اگر با نیت درست انجام شود، می‌تواند جامعه ایران را همگراتر کند و ان‌شاءالله به‌سوی آینده‌ای بهتر رهنمون سازد.

حکیم مهر: ممنون از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید.

 

نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه