صفحه خبر (ویژه چپ)
کد خبر: ۶۹۸۹۷
تعداد نظرات: ۷ نظر
پیشکسوتان دامپزشکی (۶):

گفت‌وگوی حکیم مهر با «دکتر سید محمدمهدی کیایی» استاد پیشکسوت دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران/ در زمان ما برای همه دانشجویان دامپزشکی شغل فراهم بود و نگرانی نداشتند

وی افزود: دانشجویان حرمت بالایی داشتند و می‌دانستند بعد از فارغ‌التحصیلی می‌توانند به مشاغل مختلفی بروند یا ادامه تحصیل دهند، لذا حال و هوای دانشگاه خیلی خوب بود مشکل خاصی نداشتیم ..
 

حکیم مهر: «دکتر سید محمدمهدی کیایی» استاد بازنشسته گروه بهداشت و تغذیه دام و طیور دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران، ورودی سال ۴۴ این دانشکده است که در مورد فضای آن روزهای دانشگاه به حکیم مهر می‌گوید: «دانشجویان حرمت بالایی داشتند و تا حد زیادی به آینده خود امیدوار بودند، چون برای همه شغل فراهم بود . لذا نگرانی نداشتند و می‌دانستند بعد از فارغ‌التحصیلی می‌توانند به مشاغل مختلفی پرداخته یا ادامه تحصیل دهند.»

وی در سال ۴۹ واحدهای درسی خود را کامل و در سال ۵۰ از پایان‌نامه دفاع کرد و به خدمت سربازی رفت. برای دوران سربازی به اداره دامپزشکی یزد ماموریت پیدا کرد و به گفته خودش اولین دامپزشکی بود که به آنجا رفت و در کلینیک مشغول به کار شد.

خودش می‌گوید: «بعد از دوران خدمت، اولین جایی که نیروی دامپزشک استخدام می‌کرد و حقوق‌های نسبتا بالا و خوبی هم می‌داد، سازمان دامپزشکی بود. من استخدام سازمان شدم و در شهرکرد استان چهارمحال و بختیاری حکم گرفتم. اولین حکم استخدامی من برای روستای اردل چهارمحال و بختیاری بود که به عنوان رئیس دامپزشکی اردل منصوب شدم. با وجودی که برخی اداره‌ها مثل آموزش و پرورش، پست و ... آنجا بودند اما اداره دامپزشکی از همه مقتدر‌تر بود. تا جایی که بنده نزدیک به ۱۶ پرسنل و حدود ۵ اتومبیل در همان بخش در اختیار داشتم . یکی از خودروها به شکل دائم از شهرکرد واکسن و یخ می‌آورد و ما در مناطق مختلف برای پیشگیری و واکسیناسیون توزیع می‌کردیم.»

وی بعد از یک سال و نیم به ریاست دامپزشکی شهرستان بروجن استان چهارمحال و بختیاری رسید و چند ماهی هم مسئول اداره کشاورزی آنجا شد و نهایتا در مهر سال ۵۳ به دانشگاه تهران آمد. تا سال ۵۵ در دانشگاه تهران مشغول و در گروهبهداشت و تغذیه مربی بود. بعد از آن از دانشگاه آبردین در اسکاتلند پذیرش گرفت و ادامه تحصیل داد.

خودش می‌گوید: «حدود دو سال و اندی آنجا بودم اما متاسفانه پس از کسب درجه مستربرای ادامه در سالهای بعد مشکل پیش آمد. چون انقلاب شده بود و در سال ۵۸ وزیر علوم دستور داد که تمام بورسیه‌ها برگردند. رئیس وقت دانشگاه تهران هم تمام احکام همه بورسیه ها را لغو کرد.

لازم به توضیح است که در آن زمان در گروه پزشکی کسانی که دکتری حرفه ای داشتند، اگر در یک رشته وابسته فوق لیسانس می گرفتند این درجه مستر به عنوان تخصص و نامبردگان متخصص در زمینه مربوطه شناخته می شدند. لذا چون من در دو سال اول مستر خود را گرفته بودم، گفتندکفایت می کند و نمی توانید سه سال دیگر برای پی اچ دی اقامت کنید،لذا به تهران آمدم و برای مراحل بعدی  با مقررات روز وزارت علوم ادامه دادم.»

دکتر کیایی اواخر سال ۵۸ ارتقا پیدا کرد و استادیار شد و در اسفند سال ۹۵ به درجه بازنشستگی نایل آمد. وی مفتخر به این است که از سابقه کاری ۴۶ ساله  خود، به مدت ۴۳ سال در دانشگاه تهران حضور داشته است.

حکیم مهر: آقای دکتر، متولد چه سالی و کجا هستید؟

بنده متولد ششم اسفند سال ۱۳۲۵ در یکی از محله‌های قدیمی تهران هستم و طبیعتا در همانجا بزرگ شدم و به دبستان رفتم و مراحل تحصیلی را طی کردم و در نهایت در سال ۱۳۴۴ از مدرسه علوی فارغ‌التحصیل شده و دیپلم گرفتم.

حکیم مهر: آیا در دوران مدرسه، شاگرد درس‌خوانی بودید؟

متوسط بودم. در بعضی از دروس وضعیتم خوب بود. اما در مجموع و زمانی که معدل می‌گرفتیم، متوسط بودم.

حکیم مهر: بعد از دیپلم چه کردید؟

در کنکور دانشگاه تهران شرکت کردم. آن زمان گروه‌هایی تحت عنوان پزشکی، مهندسی، ادب و کشاورزی بود که من در گروه پزشکی امتحان دادم و قبول شدم و در گروهی که قبول شده بودم، در دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شدم.

حکیم مهر: یعنی ورودی چه سالی هستید؟

ورودی سال ۴۴ دانشکده دامپزشکی دانشگاه تهران.

حکیم مهر: آیا به دامپزشکی علاقه داشتید یا به صورت اتفاقی و برحسب رتبه آمدید؟

به صورت اتفاقی بود چون هیچ اطلاعی از این رشته نداشتم و فقط می‌دانستم که موضوع آن پزشکی و درمان است، اما اینکه فرایند درمان چطور انجام می‌شود، خیر. به هر حال در مورد برخی رشته ها مانند پزشکی هر کسی به خاطر مراجعاتی که در طول زندگی خود به پزشک داشته، اطلاعاتی دارد اما در مورد دامپزشکی فقط افرادی که سابقه نگهداری از دام را داشتند یا حیوانات خانگی نگهداری می کردند شاید مقداری اطلاعات داشتند. مابقی فقط می‌دانستند که موضوع فقط بیماری و درمان است و کسی اطلاع مازاد برآن نداشت.

حکیم مهر: بعد از قبولی در رشته دامپزشکی، واکنش پدر و مادر شما چه بود؟ آیا پیشنهاد نکردند که یک سال دیگر هم بخوانید؟

خیر، نگفتند.

حکیم مهر: حال و هوای آن سال‌های دانشگاه و رشته دامپزشکی چطور بود؟

به هر حال دانشگاه تهران برای خود ویژگی خاصی داشت و به خاطر همین خیلی‌ها آرزوی آمدن به دانشگاه تهران را داشتند . دانشجویان حرمت بالایی داشتند و تا حد زیادی به آینده خود امیدوار بودند، چون برای همه شغل فراهم بود و لذا نگرانی نداشتند و می‌دانستند بعد از فارغ‌التحصیلی می‌توانند به مشاغل مختلفی مشغول شوند یا ادامه تحصیل دهند. لذا حال و هوای دانشگاه خیلی خوب بود. دانشجویان شاد بودند و هرچه فکر می‌کنم می‌بینیم خیلی دوران خوبی بود.

حکیم مهر: هم کلاسی‌های شاخص شما چه کسانی بودند؟

خوشبختانه همکلاسی‌ها همه شاخص و موفق هستند. هر کدام را که نگاه می‌کنم، می‌بینم توفیقات زیادی چه از نظر اقتصادی چه از نظر علمی، اداری و... نصیب آنها شده است. یکی از همکلاسی‌هایی که در حال حاضر هم به شکل تنگاتنگ در خدمتشان هستم، جناب آقای دکتر نوروزیان هستند. از همان اوان ورود به دانشکده با هم خیلی صمیمی بودیم و این رابطه کماکان ادامه دارد.

حکیم مهر: چه سالی فارغ‌التحصیل شدید و بعد از آن چه کردید؟

سال ۴۹ واحدهای درسی من تمام شد و در سال ۵۰ از پایان‌نامه دفاع کردم و به سربازی رفتم. برای دوران سربازی به اداره دامپزشکی یزد ماموریت پیدا کردم، در آن زمان در یزد هیچ دکتر دامپزشکی نبود. مرحوم آقای دکتر کمالیه که روحشان شاد باشد،  از فارغ التحصیلان سال های اولیه دانشکده و  مدیرکل کشاورزی بودند و سایر کسانی که در آنجا حضور داشتند، تکنسین بودند و شاید من اولین دکتر دامپزشکی بودم که به آنجا رفتم و در کلینیک مشغول به کار شدم. از آنجا که دامداری در آنجا خیلی متداول نبود، بیمار زیادی نداشتیم. گاهی اوقات حیوانات خانگی  یا پرنده‌ای را می‌آوردند و مراجعات خیلی کم بود. در حواشی یزد مزارعی بود که گوسفند داریمیکردند  و تکنسین‌ها برای انجام واکسیناسیون به آن مناطق می‌رفتند.

حکیم مهر: بعد از گذراندن دوران خدمت چه کردید؟

بعد از دوران خدمت، اولین جایی که نیروی دامپزشک استخدام می‌کرد و حقوق‌های نسبتا بالا و خوبی هم می‌داد، سازمان دامپزشکی بود. من استخدام سازمان شدم و در شهرکرد استان چهارمحال و بختیاری حکم گرفتم. به آنجا که رفتم، مرحوم دکتر افشار مدیرکل دامپزشکی بودند. جمعیت دام اصلی آن استان‌، عشایر بودند که از خوزستان به مناطق سردسیر کوچ می کردند و زمستان‌ها برمی‌گشتند. بیشتر تمرکز دام‌ها نیز در مناطق کوهرنگ و اردل چهارمحال و بختیاری بود. لذا اولین حکم استخدامی من برای روستای اردل چهارمحال و بختیاری زده شد و به عنوان رئیس دامپزشکی اردل منصوب شدم.

آن موقع امکانات در آن منطقه خیلی کم بود. مثلا آب نبود و در ساعتی از روز اعلام می کردند و مردم می‌رفتند  از آب ذخیره شده، برمی‌داشتند. حمام به آن معنا وجود نداشت و مردم از نهر استفاده می‌کردند. به جای آن رودخانه فراوان بود. جاده درست و حسابی نداشت، برق نبود و ما یخچال نفتی داشتیم، اما دامپزشکی مقتدر ترین اداره آن منطقه بود. تا جایی که بنده نزدیک به ۱۶ پرسنل و حدود ۵ اتومبیل در همان بخش در اختیار داشتم . یکی از خودروها به شکل دائم از شهرکرد واکسن و یخ می‌آورد و ما در مناطق مختلف برای پیشگیری و واکسیناسیون توزیع می‌کردیم . خودم هم با یک خودرو سرکشی و بیماریابی می‌کردم. لذا آن منطقه از نظر دامپزشکی خیلی فعال و در همه مسائل مربوط به دام، شاخص بود. به طوری که من خاطرم هست که از تهران یک بار بازرس آمد. آن موقع معمول بود که بازرس شاهنشاهی را به این طرف و آن طرف می‌فرستادند. آقای تیمساری به آنجا آمد و ما کارکنان و روسای ادارات که حدود ۸ نفر بودیم، به استقبال ایشان رفتیم. مردم محلی هم با ساز و دهل حضور داشتند. پس از مراسم استقبال، ایشان رو به مردم گفت که من برای حل مشکلات شما آمدم و از آنها سوال کرد که چه چیزی لازم دارید؟! مسلم بود که این مردم چه می‌خواهند و هرکس فضای آنجا را می‌دید، متوجه می شد که هیچ‌چیز ندارند و لذا سوال بی‌جایی بود. مردم در جواب به صورت دسته‌جمعی گفتند: «دامپزشکی، دامپزشکی، دامپزشکی.» ایشان هم گفت که آقای دکتر که هستند، دیگر چه چیزی لازم دارید؟ اما باز هم همان را تکرار می‌کردند. این برای من خیلی عجیب بود که این مردم هیچ امکاناتی نداشتند، اما با این حال دامپزشکی برای آنها نسبت به داشتن آب لوله‌کشی و برق و جاده و... از اولویت بالاتری برخوردار بود. جاده‌های آنجا به گونه‌ای بود که ما با یک خودروی جیپ به شکل مارپیچ و بدون وجود مسیر مشخص می‌رفتیم تا به روستا برسیم.

حکیم مهر: چه مدتی در آنجا بودید و بعد از آن کجا رفتید؟

حدود یک سال و نیم در آنجا بودم و بعد به ریاست دامپزشکی شهرستان بروجن استان چهارمحال و بختیاری ارتقای پست پیدا کردم. چند ماهی هم مسئول اداره کشاورزی آنجا شدم و نهایتا در مهر سال ۵۳ به دانشگاه تهران آمدم.

حکیم مهر: چه سالی ازدوج کردید؟

در سال ۵۵ ازدواج کردم.

حکیم مهر: بعد از اینکه به دانشگاه تهران آمدید، چه کردید؟ صرفا تدریس یا ادامه تحصیل دادید؟

آن موقع مقررات به صورتی بود که ابتدا باید مربی می‌شدیم که گرید آن پایین‌تر از استادیاری بود و حداقل باید به مدت ۲ الی ۳ سال مربی می‌بودیم. بعد از آن برای ادامه تحصیل به یک دانشگاه در یک کشور دیگر اعزام می‌شدیم. من تا سال ۵۵ در دانشگاه تهران مشغول و در گروهبهداشت و تغذیه مربی بودم. بعد از آن از دانشگاه آبردین در اسکاتلند پذیرش گرفتم و ادامه تحصیل دادم.

حکیم مهر: چند سال در آنجا بودید؟

حدود دو سال و اندی آنجا بودم. چون انقلاب شده بود و در سال ۵۸ وزیر علوم دستور داد که تمام بورسیه‌ها برگردند. رئیس وقت دانشگاه تهران هم تمام احکام را لغو کرد و گفت که همه باید به ایران برگردند. آن موقع من مقطع فوق لیسانس را تمام کرده و درجه مستر خود را دریافت نموده بودم و لذا مانند اکثر همکاران پس از بازگشت بر اساس قوانین وزارت علوم نسبت به کسب درجه تخصص اقدام کردم.

حکیم مهر: زمانی که به اسکاتلند رفتید، ازدواج کرده بودید؟

بله.

حکیم مهر: آیا به تنهایی آنجا رفتید؟

خیر، با همسرم رفته بودم.

حکیم مهر: چند فرزند دارید؟

دو فرزند دارم. یک فرزند دختر و دیگری پسر.

حکیم مهر: فرزندان شما در چه رشته‌ای تحصیل کردند؟

دختر من فوق لیسانس مولکولر بایولوژی دارد و در کنار آن یک لیسانس هومیوپاتی هم گرفته است وهم اکنون در بخش خصوصی مشغول است. پسرم هم آرشیتکت است، فوق لیسانس معماری دارد و  دانشجوی دکترای دانشگاه تهران است. برای خودش دفتری دارد و مشغول کارهای فنی خود می‌ باشد.

حکیم مهر: هیچ‌وقت به آنها توصیه نکردید که دامپزشکی بخوانند؟

دخترم خیلی علاقه‌مند به دامپزشکی بود و اصرار هم می‌کرد که این رشته را بخواند. اما من می‌گفتم که رشته دامپزشکی سنگین است و واقعا هم برای کسی که بخواهد درست درس بخواند، سنگین است، علی‌الخصوص برای دختران. توضیح می‌دادم که اگر بخواهد برای بحث بهداشت گوشت برود، چه مشکلاتی دارد و در فارم دام‌های بزرگ نیز، این مشکلات برای دختران وجود دارد. به طور کلی جوانان فکر می‌کردند که دامپزشکی صرفا معاینه و معالجه گربه و سگ و حیوانات خانگی است و از این رو خوششان می‌آمد. به همین دلیل من همواره توصیه می‌کردم که به علت سنگینی رشته دامپزشکی، به این رشته نیایند.

حکیم مهر: بعد از اینکه به ایران برگشتید، چه کردید؟

اواخر سال ۵۸ ارتقا پیدا کردم و استادیار شدم. روزی که به ایران آمدم و وارد دانشکده شدم، قصدم این بود که با مدیرگروه و رئیس دانشکده صحبت کنم و از آنها نامه‌ای برای برگشت بگیرم. اما به محض ورودم به دانشکده، گفتند چه زمان خوبی آمدی. چون همین الان کلاس بهداشت داریم و هیچ‌کس نیست که تدریس کند. لطفا به کلاس برو. خلاصه من به کلاس رفتم و از همان لحظه مشغول به کار شدم و بعد از آن هم به تدریج مسئولیت‌های اداری، برنامه‌ریزی و آموزشی به عهده من گذاشته شد و زمان گذشت و به اینجا رسید.

حکیم مهر: چه سالی بازنشسته شدید؟

اسفند سال ۹۵ بازنشسته شدم. مدت سابقه کارم حدود ۴۶ سال بود که ۴۳ سال از آن مربوط به حضورم در دانشگاه تهران  بود.

حکیم مهر: در حال حاضر چه می‌کنید؟

گاهی اوقات پایان‌نامه دانشجویان را راهنمایی می‌کنم، همچنین به امور مشاوره‌ای در دانشگاه تهران یا دانشگاه‌های دیگر مشغول هستم. در جلسات فرهنگستان علوم شرکت می‌کنم. غیر از اینها اگر جاهای دیگر حتی بخش خصوصی، پروژه‌ای در زمینه فرمولاسیون ترکیبات  و مکمل‌های گیاهی داشته باشند، با آنها همکاری می‌کنم.

حکیم مهر: به‌عنوان حرف آخر...

از شما سپاسگزارم و آرزوی توفیق می کنم.

حکیم مهر: ممنون از وقتی که در اختیار ما قرار دادید.

 

گفت‌وگو از: محسن طاهرمیرزایی

دبیر بخش پیشکسوتان دامپزشکی: دکتر محمدکاظم کوهی

 

خبرهای مرتبط
انتشار یافته: ۷
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار: ۳
ناشناس
|
Germany
|
۲۳:۴۵ - ۱۴۰۱/۰۳/۱۵
0
0
ظاهرا خراسان هم بودید
ناشناس
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۰۱ - ۱۴۰۱/۰۳/۱۶
0
3
اولا انجام این مصاحبه ها خیلی مفید است ممنون دوما بهتر است اساتید بازنشسته نشوند بلکه بعنوان استاد ممتاز به تدریس ادامه دهند همچنانکه تحقیق و تحصیل در کشورهای پیشرفته تعطیل بردار نیست این استاد را که کنار گذاشتند چه کسانی را جانشین کردند ؟؟؟؟؟؟؟؟
دکتر حسن پور-متخصص داخلی دام های بزرگ
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۰۲ - ۱۴۰۱/۰۳/۱۶
0
0
درود بر جناب آقای دکتر کیایی عزیز و سپاس فراوان از «صراحت لهجه» و «صداقت در گفتار» جناب استاد. تندرست و برقرار باشید.
یک همکار
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۱:۰۹ - ۱۴۰۱/۰۳/۱۶
1
1
استاد عزیز و بزرگوار و با اخلاقم برای شما و امثال شما که به ما درس زندگی دادید آرزوی سلامتی دارم.ما همیشه خودمون را شاگردان کوچک شما می دونیم .
محمد مهدی
|
Netherlands (Kingdom of the)
|
۱۱:۲۸ - ۱۴۰۱/۰۳/۱۶
0
0
با سلام خدمت کلیه همگاران گرامی . استاد گرامی هرکجاهستی شاد وتندرست باشی یاد ایامی که جیره نویسی طیور به ماتدریس می فرمودید به خیر
دامپزشک
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۱۴:۵۶ - ۱۴۰۱/۰۳/۱۷
1
0
جناب دکتر کیایی از با شخصیت ترین و فرهیخته ترین اساتید ما بودند .هر جا که هستند الهی که موفق و سالم باشند. تشکر از حکیم مهر بابت تجلیل از اساتید و یاداوری خاطرات خوب این اساتید
آرش یارمحمدی
|
Iran (Islamic Republic of)
|
۰۰:۰۷ - ۱۴۰۲/۱۱/۰۶
0
0
سلام
بنده افتخار شاگردی ایشان را در مقطع دکتری تخصصی داشتم انسان وارسته و مانند یک پدر دلسوز خداوند عمر طولانی و سلامتی به ایشان عطا نماید.
نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه