
نگاه شما:
ضرورت استفاده از سامانههای موقعیتیاب تیمی آفلاین در مأموریتهای جهادی؛ نیمنگاهی به ATAK-CIV
بیش از یازده ماه از حادثه مفقود شدن مهندس بهزاد ابراهیمی، مسئول قرارگاه جهادی سازمان دامپزشکی کشور، در تیرماه ۱۴۰۴ در ارتفاعات منطقه «کمفه» شهرستان اندیکا میگذرد؛ حادثهای که با وجود عملیات گسترده جستجو و پیگیری نهادهای امدادی و مدیریت بحران، هنوز به نتیجهای قطعی نرسیده است. فارغ از ابعاد انسانی و تلخ این رخداد، آنچه امروز بیش از گذشته اهمیت پیدا میکند، بازنگری در زیرساختهای ارتباطی و ایمنی گروههای جهادی و امدادی در مناطق فاقد پوشش مخابراتی است.
واقعیت این است که بسیاری از مأموریتهای دامپزشکی، امدادی و جهادی در کشور، در مناطقی انجام میشوند که نه پوشش پایدار تلفن همراه وجود دارد و نه دسترسی مؤثر به اینترنت. در چنین شرایطی، اتکا به تماس تلفنی، بیسیمهای محدود یا حتی تجربه فردی نیروها، برای مدیریت میدانی کافی نیست. در مناطق کوهستانی، جنگلی یا عشایری، تغییرات سریع شرایط جغرافیایی و جوی میتواند در مدت کوتاهی ارتباط یک نیرو را با تیم اصلی قطع کند و عملیات خدماترسانی را به وضعیت بحران تبدیل سازد.
در سالهای اخیر، سامانههای «آگاهی موقعیتی» یا Situational Awareness به یکی از مهمترین ابزارهای مدیریت عملیات میدانی در جهان تبدیل شدهاند. این سامانهها به تیمهای عملیاتی اجازه میدهند که بدون وابستگی کامل به اینترنت، موقعیت اعضا، مسیرهای پیمودهشده، نقاط خطر و وضعیت میدانی را بهصورت مشترک مشاهده و مدیریت کنند. یکی از شناختهشدهترین نمونههای موجود در این حوزه، نرمافزار ATAK-CIV است؛ نسخه غیرنظامی سامانه Android Team Awareness Kit که در چارچوب پروژه TAK توسعه یافته و اکنون بهصورت متنباز در دسترس قرار دارد. این سامانه در ابتدا برای هماهنگی میدانی و افزایش آگاهی موقعیتی در محیطهای عملیاتی طراحی شد، اما بهتدریج کاربردهای آن به حوزههای امدادی، مدیریت بحران، جستجو و نجات و عملیاتهای غیرنظامی نیز گسترش پیدا کرد.
ویژگی مهم ATAK-CIV آن است که میتواند حتی در نبود اینترنت نیز بخشی از قابلیتهای اصلی خود را حفظ کند. کاربران قادرند پیش از آغاز مأموریت، نقشههای توپوگرافی، ماهوارهای یا مسیرهای موردنیاز را روی دستگاه ذخیره کنند و سپس در محیط عملیاتی، تنها با استفاده از GPS داخلی تلفن همراه، موقعیت خود را روی نقشه مشاهده کنند. ثبت مسیر حرکت، ذخیره نقاط مهم و امکان بازگشت به مسیر اولیه، از جمله قابلیتهایی است که در مناطق صعبالعبور میتواند نقش حیاتی داشته باشد. یکی از قابلیتهای شناختهشده این سامانه، ابزار «ردیاب مسیر بازگشت» یا Bloodhound است که مسیر طیشده را ذخیره کرده و فاصله و جهت بازگشت به نقطه شروع را نمایش میدهد؛ قابلیتی که در شرایط مه، تاریکی یا مناطق فاقد نشانههای محیطی میتواند اهمیت زیادی داشته باشد.
در کنار موقعیتیابی فردی، امکان تبادل داده میان چند دستگاه نیز وجود دارد. در فواصل محدود، میتوان از شبکههای محلی موقت یا Wi-Fi Direct برای تبادل موقعیت و پیام استفاده کرد. برای ارتباط در مسافتهای بیشتر، برخی گروهها از رادیوهای کممصرف مبتنی بر فناوری LoRa و پروژههایی مانند Meshtastic بهره میبرند که امکان ایجاد شبکههای مش (Mesh) بدون اینترنت را فراهم میکنند. این تجهیزات، بسته به شرایط محیطی و توپوگرافی منطقه، میتوانند ارتباط چند کیلومتری با مصرف انرژی پایین ایجاد کنند و نسبت به بسیاری از سامانههای ارتباطی تخصصی، هزینه بسیار کمتری دارند. ارتباط این رادیوها با ATAK نیز از طریق نرمافزارهای واسط و افزونههای مرتبط انجام میشود.
با این حال، استفاده مؤثر از چنین ابزارهایی نیازمند نگاه حرفهای و مرحلهبندیشده است. صرف نصب یک نرمافزار روی تلفن همراه، به معنای ایجاد سامانه عملیاتی قابل اتکا نیست. برای بهرهگیری واقعی از این ظرفیتها، لازم است نقشههای آفلاین منطقه از پیش آماده شوند، تجهیزات ارتباطی متناسب با شرایط محیطی انتخاب شوند و نیروها آموزش عملیاتی کافی ببینند. همچنین در مأموریتهای گستردهتر، استفاده از سرورهای TAK برای مدیریت داده، اتصال شبکهها و افزایش پایداری ارتباطات میتواند ضروری باشد.
در کنار ملاحظات فنی، توجه به جنبههای حقوقی و امنیتی نیز اهمیت دارد. سامانه TAK و برخی اجزای مرتبط با آن، توسط نهادهای آمریکایی توسعه یافتهاند و هرگونه استفاده سازمانی یا استقرار عملیاتی در مقیاس گسترده، باید با بررسی دقیق الزامات امنیتی، حقوقی و زیرساختی همراه باشد. به همین دلیل، هرگونه تصمیم برای استفاده میدانی از این ابزارها در سازمانهای امدادی یا جهادی کشور، نیازمند ارزیابی تخصصی، بررسی امکان بومیسازی و تدوین دستورالعملهای مشخص اجرایی است. در واقع، موضوع اصلی این بحث صرفاً استفاده از یک محصول خارجی نیست، بلکه توجه به اصل «آگاهی موقعیتی آفلاین» در مأموریتهای میدانی است؛ اصلی که میتواند در قالب راهکارهای بومی، متنباز یا ترکیبی نیز دنبال شود.
بر همین اساس، شاید مناسب باشد سازمان دامپزشکی کشور، جمعیت هلالاحمر و نهادهای مرتبط با مدیریت بحران، در قالب یک پایلوت محدود و کنترلشده، امکان استفاده از سامانههای موقعیتیاب تیمی آفلاین را در برخی مأموریتهای جهادی و امدادی بررسی کنند. تهیه نقشههای آفلاین مناطق پرخطر، آموزش مقدماتی نیروهای میدانی و ارزیابی عملی تجهیزات ارتباطی کمهزینه، میتواند نخستین گام برای کاهش ریسک در عملیاتهای آینده باشد؛ اقدامی که در مقایسه با هزینههای انسانی، عملیاتی و زمانیِ ناشی از یک حادثه مفقودی، چندان سنگین به نظر نمیرسد.
حادثه اندیکا تنها یک رخداد فردی نبود؛ بلکه نشانهای از شکاف موجود میان مأموریتهای میدانی پرخطر و سطح تجهیزات و زیرساختهای ارتباطی در برخی عملیاتهای جهادی و امدادی کشور بود. امروز فناوریهای مرتبط با موقعیتیابی تیمی و ارتباطات آفلاین، دیگر ابزارهای صرفاً نظامی یا پیچیده محسوب نمیشوند و در بسیاری از عملیاتهای امدادی، کوهستانی و مدیریت بحران به بخشی از استانداردهای ایمنی تبدیل شدهاند. بیتوجهی به این تحول، میتواند هزینههایی بهمراتب سنگینتر از هزینه تجهیز و آموزش اولیه به همراه داشته باشد.
شاید مهمترین درس این حادثه آن باشد که ایمنی نیروهای میدانی را نمیتوان تنها بر پایه تجربه فردی، شناخت محلی یا روشهای سنتی مدیریت کرد. نیروهایی که برای خدمترسانی به دورافتادهترین مناطق کشور اعزام میشوند، علاوه بر روحیه جهادی، به زیرساختهای ارتباطی و ایمنی متناسب با شرایط مأموریت نیز نیاز دارند؛ زیرساختهایی که هدف آنها نه جایگزینی نیروی انسانی، بلکه کاهش احتمال بروز بحران و افزایش امکان واکنش سریع در شرایط اضطراری است.
از نظر فنی، این برنامه محدود به اندروید نیست، نسخه ویندوزی (WinTAK) روی لپ تاپ مرکز فرماندهی اجرا میشود و میتواند موقعیت همه نیروها را در یک عملیات هماهنگ کند. و اینکه صرفا به GPS و اینترنت متکی نیست و از طریق افزونه هایی مثل HAMMER یا Meshtastic، امکان اتصال به بیسیم های آنالوگ (مثل Baofeng) و ارسال موقعیت و پیام متنی در همان باند صوتی فراهم میکند. حتی بدون اینترنت، شبکه مش LoRa هم میتواند برد چند کیلومتری ایجاد کند
الان فناوری آماده است، نیاز به تغییر فرهنگ ایمنی داریم.
باز هم سپاس از دقت شما