
حکیم مهر - بیطار باشی: خدابیامرز پدربزرگم میگفت: اگر درد دندانت شروع شد، همان لحظه بلند شو و برایش چاره کن؛ چند روز که بگذرد، امانت را میبرد. در زندگی هم همین است؛ بعضی از مشکلات را همان لحظه باید برایش فکر کنی؛ گذر زمان نه تنها خوبش نمیکند، بدتر از این آنقدر به آن درد عادت میکنی که جزو استانداردهای بدنت میشود.
زمانی که شایعه صدور مجوز پتشاپ توسط اتحادیه گلفروشان مطرح شد، همه خندیدند. راستش را بخواهید خودم هم خندیدم، ولی برد را آنهایی کردند که نه تنها بر این مرثیه نخندیدند، بلکه فرصتی ارزنده را مغتنم شمرده و رفتند مجوز را گرفتند، چسباندند سر در دکان!
شاید فکر کنید خب بیعرضگی از ما بود که از قافله عقب ماندیم! نه جان برادر، عزیزانی که تصدیق پتشاپ را گرفتند، دامپزشک نبودند و در فضایی بدون نظارت هر چیزی که در حوزهی غذا و داروی دام بود، فروختند. خودمان را هم گول نزنیم، دقیقا شدند عطارهای صنف دامپزشکی!
به گوشمان و گوشتان هم رسیده که اقدامات درمانی هم الی ماشاالله در کوچهی پشتی انجام میدهند. خبر رسیده بعضیها به صورت VIP ویزیت میکنند و میگویند اینجا امکان طبابت نداریم، وقت بگیرید منزل خدمت میرسیم.
به راستی وقتی وضعیت اشتغال دامپزشکی به نقطه غیرقابل بازگشت رسیده است، بهتر نبود مجوز پتشاپ را خود نظام دامپزشکی صادر میکرد؟ آیا پتشاپ که از سر تا پایین آن فروش ملزومات دارو و درمانی است، در حد این نیست که دست دامپزشک باشد؟ چه چیزی قرار بود اتفاق بیفتد که این بازاری که ما برایش کچل شدیم، از دستمان نرود؟
الان میخواهیم چکار کنیم؟ تعطیلشان کنیم؟ یا وقتی که فکر میکنی چالش ترند روز است، بگوییم برخورد میکنیم و کمی آتش خشم را خاموش کنیم؟ اصلا ما میخواهیم پیگیری کنیم ولی بهخدا که نمیدانیم از کدام اتحادیه و صنف باید پیگیری کنیم، چون جدیدا شنیدهام پتشاپها را به رسمیت نمیشناسیم. ولی آنها دامپزشکی را به رسمیت میشناسند و خدا رو شکر وضع خوبی هم دارند.
درگوشی هم به شما میگویم، بعضیهاشان که دیدند اوضاع خوب است و مغازه بزرگی هم دارند، مجوز کلینیک را هم گرفتند، ته دکان را دادند به دامپزشک که بشین ویزیت و جراحی هم بکن، ۷۰ درصدش من، ۳۰ درصدش تو! آن هم بهت گفته باشم پول جنس و مالیات و کم میکنیم، حواسمان هم هست حقوقت از ۲۵ تومن بالا نزند، مرخصی هم دو روز در ماه برو فدای سرت. فقط خوب ویزیت کن از این پاچه خشکهای گوساله هم در نسخهات بنویس، زیاد داریم. بگو برای پاروو ویروس معجزه میکند.
غذا هم که خدا خیرت بدهد فقط همین برند را داریم؛ بگو بقیه بیماری کلیوی میدهند، این را توصیه کن ببرند. راستی مهوش خانم یک گربه دارد، خیلی هم وضع مالی خوبی دارد، ببینم چکار میکنی، فردا چک دارم، تولد خانمم هم هست، برای خانه هم باید مرغ بخرم!
پتشاپهای سابق تهدید را به فرصت تبدیل کردند و با اعلام تجاری شدن محل کلینیک، دکانهای خود را به مریضخانهای در راستای بازار تبدیل کردند و دامپزشک بختبرگشتهای هم اسیر خود کردند. حالا نه یک دامپزشک، که چند دامپزشک در این پتشاپهای تازهکلینیکشده مشغول به فعالیتاند، زیر نظر همان عزیزی که نگذاشت درد دندانش زیادی طول بکشد. حالا باید برویم یقه کی را بگیریم؟ مجوز هم دارند کاملا قانونی!
شما فکر میکنید که در پس همهی کلینیکهای دامپزشکی، دامپزشک متعهدی مشغول انجام وظیفه است و دمش گرم سرمایهگذاری کرده است. دامپزشک بداقبالی مجبور شده بسازد و بسوزد، چون نه رویش را دارد برود از اتحادیه گلفروشان مجوز بگیرد، نه پولش را دارد که جای تجاری اجاره کند، بنابراین مثل شمعی آب میشود تا این ته دکان را که دادهاند روزی خود را ببرد، از دست ندهد.
کل مجوز پت شاپ ها باید به اقشار دامپزشکی داده بشه (کاردانی ،کارشناس ها ،دامپزشکان)
نظارت بیشتر میشه، و همین طور اشتغال برای پیرادامپزشکان عزیز