صفحه خبر (ویژه چپ)
کد خبر: ۴۲۶۳
تعداد نظرات: ۳ نظر

یادداشت وارده : ارزش چوپان و تولید داخلی

حکیم مهر - یادداشت وارده : ارزش چوپان و تولید داخلی / دکتر مجتبی مرتضوی

 

 دکتر مجتبی مرتضوی

 

تامین غذای مردم مثل تامین امنیت آنان مهم است. تمام دولت‎ها برای تامین غذای مردمان خود حداکثر اهمیت و تلاش را می‎نمایند و برنامه‎ریزی دقیق نموده و با اهمیت و وسواس کامل به اجرای آن می‎‌پردازند و به فکر تامین تغذیه سالم ، ارزان و پایدار مردم خود هستند.

واقعیت این است که قبل از انقلاب و بعد از آن دولت‎ها اولویت توسعه اقتصادی کشور را به توسعه صنعتی دادند و چقدر در این توسعه موفق بوده‌اند کاری نداریم و به این هم کاری نداریم که نسبت درآمد غیرنفتی ما نسبت به درآمد نفتی چه میزان تغییر نموده است! اما در سایه همین نگرش بود که زیرساخت‎های تولید غذا در کشور کم و کمتر شد و دامداری‎ها یکی بعد از دیگری مخروبه شدند و غذای مردم کمتر و کمتر و البته گران‎تر شد.

اگر مسافرتی به کشورهای خارجی داشته باشیم درمی‌یابیم که غذا در ایران گران است. گوشت مرغ در ترکیه 1000 تومان ارزان‎تر از ایران است، گوشت برزیلی در عراق 100 تومان از ایران ارزان‎تر است، گوشت گوساله در برزیل 4000 تومان است ولی در ایران 12هزار تومان ، گوسفند 40 کیلویی استرالیایی تحویل بندر عباس 80 دلار است ولی در ایران این گوسفند کمتر از 400 هزار تومان نمی‏شود، در انگلیس قیمت گوشت معادل قیمت آن در ایران است، آن هم گوشت بدون پسماندها و بقایای دارویی و سموم و ...

حالا چرا در زمینه تولید غذا به این نقطه رسیدیم؟!

یک نگرش و فرهنگ مزمن و تاریخی در میان ما مرسوم شد و آن نگاه اشتباه ما به دامدار و دامپرور و روستانشینی بود حتی در این زمینه شعر هم ساختیم " ده مرو ده مرد را ........."

همه ما روزانه جملاتی مثل این را بارها شنیده ایم که به عوض ناسزا و دشنام به طرف مقابل می گویند "برو دهاتتون" یا "2 تا گاو و گوسفند فروخته و ماشین خریده " و جملاتی مثل این.

وقتی که این تحقیرها مکرر شد تبدیل به باور فرهنگی و در نهایت تبدیل به فرهنگ شد. تولیدکننده بیچاره هم دست از تولید کشید و به شهرها مهاجرت کرد و در صف مصرف‌کننده قرار گرفت و ذخایر مولد هم رفته رفته کاهش چشمگیری یافت.

چوپانی با موبایل

چوپان هم شغل، شهرت و حتی نام خود را عوض کرد. جمعیت دامی کم و کمتر شد و اکنون کارمان به جایی رسیده که گوشت در سفره‎های تعداد قابل توجهی از مردم کمیاب و حتی نایاب شده است و حالا هر کسی توانایی خرید و حتی گذر از جلوی مغازه قصابی را ندارد.

شاید این درس طبیعت است که ارزش چوپان و چوپان‎ها و روستا و روستایی‎ها در فرهنگ ما جایگاه خود را باز یابند و به خود اجازه تحقیر هیچ تولیدکننده‎ای را ندهیم.

شاید هم نه! بخواهیم با توسل به واردات از کشور های آلوده به انواع عوامل بیماریزا ، ریشه نحیف و ناتوان چوپان‎ها و تولید را بخشکانیم.

 

انتشار یافته: ۳
در انتظار بررسی:
غیر قابل انتشار:
آذری
|
-
|
۱۵:۰۴ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۶
0
0
آقای {دکتر} مرتضوی ماشا...فیلسوف هم که شده ای ویا...
البته حق داری ........ {خوشحالی} ازکاری که کرده ای . راستی نوبتت شد کی عازمی بیخبرنری ها ماقصدداریم باسلام وصلوات بفرستیمت
دکتر مرتضوی
|
-
|
۱۸:۵۴ - ۱۳۸۹/۰۹/۰۶
0
0
من فیلسوف نیستم من درد اشنای این مردم هستم و افتخار هم می کنم که یکی از این مردم هستم
ناشناس
|
-
|
۱۳:۳۱ - ۱۳۹۰/۰۹/۲۹
0
0
تا بحال در هر زمينه توليدي سرمايه گذاري كرده ام هزينه بيشتر از توليد بوده و تمام سود را دلالها برده اند ...گاوداري پرواربندي شيري مرغ شترمرغ بلدرچين كبك ...
نظر شما
(به حروف کوچک و بزرگ حساس نیست)
captcha
ادامه